راه نمای راه بادیه

1- به چیزهایی اهمیت می دهی.

1-1- به چیزهایی اهمیت نمی دهی.

1-2- مطمئن نیستی که چیزی که مهم است از چیزی که مهم نیست مهم تر است.

1-3- نیازی به توجیه نداری. “حداقل تلاشمو کردم” خزعبلی است که می توانی از زندگیت یکبار و برای همیشه حذف کنی تا مجبور نباشی شکاف بین اهمیت دادن به چیزهایی که مهم است و اهمیت ندادن به چیزهایی که مهم نیست را دائما با توجیه پر کنی.

4- نفس عمیق می کشی و تیرت را در جایی که دم به پایان می رسد و بازدم آغاز می شود رها می کنی. رها کردن تیر می تواند استعاره ای باشد برای اهمیت دادن به چیزی که مهم است در عمل. یا اهمیت ندادن به چیزهایی که مهم نیستند. در عمل.

5- در حال پوشیدن سر عشق نیستی. یا نشان ندادن چیزی که مهم است. یا مهم جلوه دادن چیزی که مهم نیست.

6- به راه بادیه رفتن تلاشی است برای جواب دادن به “نمی دانم” و نشستن باطل آغاز شک و تردید به ناکافی و نامناسب بودن آن جواب.

7- هرگز به کسی اجازه نمی دهی که به تو فشار بیاورد که تندتر یا آهسته تر از آنکه خودت می خواهی بروی.

8- تلاش مداوم برای خروج از سیستم، گریز ناپذیر است. و خروج از سیستم، یک بار برای همیشه، ناممکن. همیشه یک سیستم جدید بیرون سیستم قدیمی در انتظار ماست.

9- عدد، بزرگترین سیستم ساز تاریخ بشری است. به راه بادیه رفتن فراسوی عدد، رفتن است. نشستن باطل هم همینطور.

10- نشستن باطل نشانه ای است از آب کم جستن و به راه بادیه رفتن نشانه ای از بدست آوردن تشنگی.

11- نامه من به یک آغازگر

12- put your money where your mouth is

 

 

مانترای به راه بادیه