اول دفتر

جورج اورول انگیزه آدمها را از نوشتن چهار چیز می داند: اول ego یا میل به شهرت و با هوش به نظر رسیدن و این جور چیزها. دوم حس زیبایی شناسی یعنی اینکه آدم به یک زیبایی ای می رسد که حس می کند باید آنرا حتما با دیگران در میان بگذارد. سوم انگیزه تاریخی یعنی ثبت وقایع برای آیندگان و دسته آخر که انگیزه های سیاسی است و سیاست به عام ترین معنی آن. یعنی نویسنده می خواهد جهان را به سمت و سوی خاصی هل بدهد و یا نطرات مردم را نسبت به چیزی عوض کند.  با این فرض جورج اورول هیچ کتابی را بدون جهت گیری سیاسی نمی داند. 
از دسته سوم که بگذریم از هر سه دسته دیگر به اندازه کافی در من بوده است که اقدام به انتشار این وبلاگ کنم. در این وبلاگ درباره جستجو و اکتشاف به معنای عام آن می نویسم اگرچه یدک کشیدن عنوان مهندس کامپیوتر برای یکی دو دهه و کار کردن و تدریس و سمینار دادن در حوزه فناوری اطلاعات و اخیرا هم به شکل خاص معماری اطلاعات (information architecture) در نوشته هایم بی تاثیر نخواهد بود.
اگر در نوشتن این وبلاگ موفق باشم محتوای آن باید تا حدود زیادی رنگ و بوی تغییر داشته باشد، تغییری که زندگی ما را پر می کند و ما را از آنجا که هستیم به آنجاییکه می خواهیم باشیم ( نه آنجاییکه باید باشیم!) می برد. و اصولا تغییر در این روز و ماه و سالی که  در آن زندگی می کنیم هم خیلی آسان شده و هم خیلی سخت. خیلی آسان چون حالا دیگر آدم معمولی مثل من هم دسترسی دارد به دنیایی از اطلاعات و دانش و تجربه به دست آمده و ذخیره شده و به اشتراک گذاشته شده از سوی میلیونها نفر در سراسر دنیا. خیلی سخت از این نظر که حالا منابع تاثیر گذار بر روی افکار و عقاید و تصمیمات و نهایتا تغییراتی که می کنیم ( نه تغییراتی که واقعا می خواهیم بکنیم) خیلی بیشتر شده است.
بروس استرلینگ نویسنده آمریکایی گفته:
“آینده فقط نا نوشته نیست، جستجو نشده هم هست.”
The future is not just unwriten-it’s unsearched

۲ دیدگاه در “اول دفتر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *