حیوان اطلاعات خوار

“همه آدمها به طور طبیعی به دنبال دانش هستند.” ارسطو
ولع آدمیزاد برای جمع آوری و استفاده از اطلاعات در جهت تطابق با مسائل زندگی روزمره اش، هسته ای مرکزی از روانشناسی او را تشکیل می  دهد. جورج میلر روانشناس آمریکایی انسان را موجودی اطلاعات خوار (informavore) می نامد یعنی گونه ای که برای تطابق با جهان هستی به جمع آوری و ذخیره اطلاعات می پردازد.
در سال 2009 مقدار اطلاعات دیجیتال تولید و منتشر شده توسط بشر 800 میلیارد گیگا بایت بود که این عدد در سال 2010 1200 میلیارد گیگا بایت (اکسا بایت) پیش بینی می شود. یعنی مثلا چیزی حدود 4 میلیارد هارد دیسک پر با ظرفیت 320 گیگا بایت و بعد اهل فن پیش بینی کرده اند که این عدد تا سال 2020 چهل و چهار برابر خواهد شد.
ممکن است بپرسید خوب که چی؟! این مثل این می ماند ( این مثال خیلی دقیق نیست ولی بهتر از این پیدا نکردم) که به شما 500 میلیارد دلار و یک هفته وقت برای خرج کردنش بدهند! حجم و تنوع اطلاعاتی که تکنولوژی امروزه در اختیار ما قرار می دهد و قدرت و اختیاری که به همراه آن می تواند بیاید، نسبت به زمانی کمی (عمرمان) که برای استفاده از آن داریم خارج از تصور من است. صد البته که خیلی از آدمها هنوز informavore نشده اند ولی اگر شما این وبلاگ را می خوانید و احتمال می دهید که  ژن شما ممکن است در این مسیر تکامل یافته باشد، به خواندن ادامه بدهید.

نکته در اینجاست که اگر نظریه جورج میلر درست باشد و ما از نظر ژنتیکی طوری تکامل پیدا کرده باشیم که یافتن، ذخیره و انتقال اطلاعات بخشی از وجود ما شده باشد با این حجم اطلاعاتی که تولید می شود چه باید بکنیم؟
ما  اطلاعات مصرف کنیم و اطلاعات هم توجه ما را! بله اطلاعات توجه دریافت کننده اش را مصرف می کند. از اینرو ثروت اطلاعات فقر توجه می آفریند! و همینطور نیازی برای اختصاص دادن کارآمد این توجه محدود به آن اقیانوس نامحدود اطلاعات.
در دنیای امروز سؤال مهم یافتن اطلاعاتی که به دنبالش هستیم نیست(چون اگر اطلاعاتی  موجود باشد احتمالا می توان آنرا یافت) بلکه سؤال اساسی حداکثر کردن بازگشت سرمایه در جستجوی اطلاعات است. بازگشت سرمایه در اینجا یعنی ارزش مورد انتظار از دانش بدست آمده تقسیم بر هزینه انجام شده برای کسب آن.
در این وبلاگ من ممکن است واژه هایی را زیاد استفاده کنم که فکر می کنم تعریف دقیق آنها به خواننده برای فهم منظورم کمک خواهد کرد:
  • اطلاعات: هر تفاوتی که در درون خود یا در محیط برداشت می کنید می تواند اطلاعات باشد. یا به عبارت دیگر هر وجهی از واقعیت که به آن توجه می کنید.
  • نیاز اطلاعاتی: یعنی تشخیص اینکه دانش شما برای رسیدن به هدفی که دارید ناکافی است.
  • جستجوی اطلاعات: تلاشی آگاهانه برای بدست آوردن اطلاعات در پاسخ به یک نیاز اطلاعاتی.
  • رفتار اطلاعاتی: شامل جستجوی اطلاعات و سایر رفتارهای غیر ارادی، انفعالی یا قصدی که در حول و حوش آن انجام می دهیم مانند برخورد با اطلاعات یا اجتناب از اطلاعات.
در نوشته های بعد درباره جستجوی اطلاعات و انواع آن خواهم نوشت.

۲ دیدگاه در “حیوان اطلاعات خوار

  1. سؤال اساسی حداکثر کردن بازگشت سرمایه در جستجوی اطلاعات است.

    اینطور متوجه شدم که اطلاعات نامحدود است. توجه ما محدود است
    پس باید این وسواس را به خرج دهیم که توجه ما صرف چه می شود
    چه راندمانی می دهد. چه برمی گرداند.
    مثلا به ازای دو ساعت توجه من به فلان فیلم چه عایدم شد؟ آیا می ارزد؟
    اینجاست که که دیگر حواسمان جمع می شود
    که علوم نافع را کشف کنیم. آنچه که حقیقتا ارزش توجه دارد را بیابیم.
    و خود را در مسیر آن قرار دهیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *