قسمت دوم – اشتباه شد!

سن آگوستين دوازده قرن قبل از اينكه دكارت جمله معروف “من می انديشم پس هستم” را بگوید، گفته بود “من اشتباه می كنم پس هستم”.

اين دیگر چه چيزی است كه از طرفی جزئی از وجود ما و نشانه زنده بودن ماست ولی از طرف دیگر هر وقت آن را انجام می دهيم ( می فهميم كه اشتباه كرده ايم) طوری رفتار می كنيم كه انگار اتفاقی نيفتاده يا نبايد اتفاق می افتاده يا آنرا انكار می كنيم، ناديده می گيريم يا سعی مي كنيم گردن كس ديگری بيندازيمش يا ….

 اصلا مهم نيست اشتباهي كه كرده ايم بزرگ است یا كوچك. فرقی نمی كند كه وسط يك بحث متوجه شویم حق با طرف مقابل بوده است يا وسط يك زندگی تشخيص دهيم كه در مورد خودمان، كارمان، عشقمان و يا عقايدمان اشتباه می كرده ايم. در هر صورت ابزار يا منابعی كه با كمكش بتوانيم چنين موقعيتی را مديريت كنيم در اختیار نداريم.
در عوض در اين جور مواقع دو استراتژی را استادانه پياده مي كنيم:
اول اينكه وقتی مي فهميم اشتباه كرده ايم می گوييم: “من اشتباه می كردم ولی…” جای خالی ای كه با انواع و اقسام توضيحات خلاقانه كه توضيح می دهند چرا آنقدرها هم در اشتباه نبوده ايم! پر مي شود.
دومی هم جمله معروف و مجهول “اشتباه شد” است. گويی تنها كاری كه در برابر اشتباهمان بلديم بكنيم اينست كه تاييد كنيم مال ما نبوده است. مثل آشغالی كه در بچگی توی كلاس می ريختيم و وقتی ناظم می پرسيد، مال هيچ كس نبود. هنوز هم می ريزيم ولی توی كوچه و خيابان و طبيعت و هزار جای دیگر ولی ديگر نه كسی می پرسد و نه نيازی هست به توضيح.
هرچقدر پذیرفتن و تایید اشتباهات خودمان برای ما سخت و غیر ممکن است در عوض تاييد اشتباه ديگران از مهارتهایی است که همه مدارج ترقی آن را تا آخر عمر طی مي كنند. در يافتن، تاييد و تاكيد بر اشتباهات ديگران لذتی موجود است كه در درست بودن نيست و گويی هیچکس هيچگاه از آن سير نمی شود. اين جمله “بهت نگفتم!” حتی مودبترين و مهربانترین آدم را به عرش اعلا می برد. گويی نه تنها درست هستيم بلكه در درست بودن هم درست هستيم، اصلا درست به توان دو هستيم، درست اندر درست. 
و چون با اندكی تامل می توان فهمید كه اين احساس خدشه ناپذير درستی را همه دارند در نتیجه برای درست بودن و درست ماندن بین طرفهای مقابل در یک رابطه جنگ در می گيرد. جنگی برای احقاق حق درست بودن!

اشتباه ادامه دارد…

مشترک خبرنامه شوید

با عضویت در خبرنامه می‌توانید از نوشته‌های جدید باخبر شوید.

دیدگاه‌ها

نفس جمعه، ۳۰ نوامبر ۲۰۱۸

جنگ بر سر درست بودن در روابط می تواند ریشه در ترس داشته باشد، ترس از داوری شدن ، مقایسه شدن و امتیاز قابل قبول نگرفتن ، امتیازی که منجر به رد یا پذیرش ما توسط طرف مقابل در رابطه خواهد شد، شاید با احقاق حق درست بودن ما به دنبال کسب ارزش ، پذیرش و به دنبال آن برخورداری از همه ی چیزهایی هستیم که پذیرش به همراه می آورد ، مثل صمیمیت، محبت و تعامل و گفتگو

پاسخ به نفس
    نفس جمعه، ۳۰ نوامبر ۲۰۱۸

    این درسته که ما باید اونقدر قوی بشیم که از کم شدن ارزش و اعتبارمون در ذهن دیگران واهمه ای نداشته باشیم ولی از طرفی هم باید تلاش کنیم که اشتباهات دیگران در ما کمتر منجر به واکنش های رد و عدم پذیرش بشن ، به این ترتیب شاید ما بتونیم در ارتباط ناحیه ای امن رو به وجود بیاریم که در اون محدوده بدون نگرانی اشتباه کنیم و اصراری هم برای احقاق حق درست بودن نورزیم.

    پاسخ به نفس
محسن دوشنبه، ۶ دسامبر ۲۰۱۰

عالی بود….

پاسخ به محسن

دیدگاه شما چیست؟