چرا تغییر نمی کنی؟

 چرا آنطور که دلت می خواهد زندگی نمی کنی؟
یکی از دلایلش انتظار است. 
انتظار برای تغییر قانون اساسی مملکت
انتظار برای پولدار شدن پدر خانواده
انتظار برای پیدا کردن یک شوهر خوب
انتظار برای قبول شدن در دانشگاه
انتظار برای فارغ التحصیل شدن
انتظار برای بزرگ شدن بچه ها
انتظار برای عوض شدن رئیس اداره
انتظار برای تمام شدن قسط 
انتظار برای مهاجرت به جایی دیگر
انتظار برای آدم شدن همه آدمها
انتظار برای باریدن باران
انتظار برای تمام شدن تعطیلاتی که یک سرش اسفند است و سر دیگرش فروردین 
آنکس که منتظر می ماند نا امید می شود.
 یک ضرب المثل مکزیکی

۸ دیدگاه در “چرا تغییر نمی کنی؟

  1. دارم فکر میکنم منتظر چی هستم تو زندگیم! منتظر شوهر خوب، خارج از ایران، نمره خوب، حقوق خوب، اکسپت، فاند، شغل … از بین اینا حتی وقتی به بهترین حالت هم بهشون رسیدم بازم تغییر نکردم و منتظر یه چیز دیگه موندم! یعنی یه چیز جدید پیدا کردم و نشستم منتظرش!

  2. سلام اقای سخاوتی.اگر ی روز ازتون بپرسن ایا مجید سخاوتی احساس خوشبختی میکنه یا ن چی جواب میدین؟اصن فکر میکنید مجید سخاوتی چی داره ک باعث میشه خوشبخت باشه؟!

  3. كتابي خوندم در باره كايزن با عنوان”يك گام كوچك براي تغيير زندگي
    خلاصه مطلب
    هدف مهم>ترس>دسترسي محدود به كورتكس مفز>شكست
    هدف نه چندان مهم>ترس اندك >دسترسي درست به كورتكس مغز>موفقيت
    فكر ميكنم مشكل آغاز گري نيست
    علت شروع جهت ايجاد اصلاحاتي بنيادي ريشه اي همه جانبه واساسي است
    والا خيلي ها بارها گفته اند هرطور دلم بخواد زندگي ميكنم
    ولي در كايزن مثلا امروز توي خونه وقتي كسي نيست جوراب رو دو رنگ ميپوشي
    فردا توي كاسه چاي مينوشي بعد يك سال ميبيني هر طور مي خواهي زندگي ميكني

  4. صبر با انتظار فرق می کنه: صبر داشتن یعنی تسلیم نشدن یعنی تلاش برای رسیدن به هدف حتی اگر ندانی زمان آن چه موقع است ولی انتظار یعنی کاری نکنی تا اتفاقی که می خواهی بیفتد. حداقل من به کار اول صبر و به عمل دوم انتظار می گویم ولی افراد دیگر ممکن است جور دیگری نام گذاری کنند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *