بعضی از آغازگرها آماتورهستند، بعضی هم حرفه ای.
کلمه آماتور از ریشه لاتین و به معنی عشق ورزیدن است. اما معمولا ما برداشت متفاوتی از این کلمه داریم.
آغازگر آماتور، عاشق کارش نیست بلکه این کار را عشقی انجام می دهد. آغازگر پاره وقت است. آخر هفته ها یا یک روز درمیان یا گه گداری آغاز می کند. آغازگر آماتور از روی سرگرمی آغاز می کند.
آغازگر حرفه ای در نقطه مقابل عاشق کارش است. تمام وقت کار می کند و کار نیکو کردن را در پر کردن می داند. حرفه ای کارش را جدی می گیرد.
زمانیکه آغازگر مرز آماتور به حرفه ای را رد می کند به یک هنرمند تبدیل می شود و شروع به خلق هنر می کند. سمفونی پنج بتوون، لبخند مونالیزا، آی پد، کلاب مد، آهنگهای لیدی گاگا، ابله، مثنوی، کیک بی بی و آش رشته مادر من به همین روش به تکامل رسیده اند.
از سامرست موآم نویسنده انگلیسی می پرسند که به طور مرتب می نویسی یا هر وقت که به تو الهام می رسد؟ جواب می دهد که “هر وقت به من الهام می رسد. خوشبختانه هر روز رأس ساعت نه صبح به من الهام می رسد.”
یک مشخصه مهم آغازگر حرفه ای اینست که آغازگر حرفه ای اگر تحسینی یا سرزنشی دریافت می کند در دنیای واقعی و به دلیل یک پروژه واقعی است که به نتیجه می رسد یا شکست می خورد. آغازگر آماتور با حرف زدن درباره ایده هایش تحسین و یا سرزنش می شود. به خاطر نقاشی ای که می خواهد بکشد، فیلمی که می خواهد بسازد، کتابی که می خواهد بنویسد یا مسافرتی که می خواهد برود.
آماتور با کارش شناخته می شود یا به عبارت دیگر از کارش هویت می گیرد. شروع به حرف زدن که می کند می فهمی یارو عکاس است یا نقاش یا کارگردان. ولی حرفه ای از کارش هویت نمی گیرد. در حرف زدن یک آدم معمولی است مثل همه آدمها. چون به کارش عشق می ورزد آنرا بیشتر انجام می دهد و کمتر درباره اش حرف می زند.
حرفه ای هر روز صبح آغاز می کند.
حرفه ای برای آغاز کردن بهانه نمی آورد.
حرفه ای هرگز تسلیم گشادی نمی شود.

حرفه ای هر روز بر گشادی غلبه می کند.

مشترک خبرنامه شوید

با عضویت در خبرنامه می‌توانید از نوشته‌های جدید باخبر شوید.

دیدگاه‌ها

اولین دیدگاه را شما بنویسید.

دیدگاه شما چیست؟

آخرین نوشته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها