Monthly Archives: May 2011

لحظاتی برای نکردن

لحظاتی هست که هیچ کاری انجام نمی دهی. در این لحظات نگران انجام ندادن کاری نمی شوی. در این لحظات اگر همه مردم دنیا هم به گشادیت شهادت بدهند تو خودت را محکوم نمی دانی. لحظاتی هست که اصلا انجام … Continue reading

Posted in بی ربط | Leave a comment

سنگ تراش آدم کش

بهانه تراشی هنری است که آدمها معمولا در سنین پایین یاد می گیرند و در آن خیلی زود به درجه استادی می رسند. سیستم آموزشی هم در پرورش این هنر انصافا سنگ تمام می گذارد، البته بدون اختصاص هیچ معلمی … Continue reading

Posted in بهانه, گشادی | 2 Comments

در جستجوی معنای صداها در شب

دنگ و دونگ بيرون كشيدن يك بطری پلاستیکی از ته یک سطل آشغال بزرگ. برای من: اندیشیدن به زندگیش. برای او: شاید او اين صدا را نمی شنود. صدای خداحافظی طولانی همسایه از مهمانهایش دم در. برای من: احساس تهوع. … Continue reading

Posted in perspective | Leave a comment

من به درد چه کاری می خورم؟

می خواهد زندگیش را تغییر دهد می خواهد شادتر زندگی کند می خواهد درآمد بیشتری داشته باشد از من می پرسد: “من به درد چه کاری می خورم؟” من واقعا جواب این سؤال را نمی دانم. همین را به عنوان … Continue reading

Posted in بی ربط | 3 Comments

در نکوهش فعل امری

از زمانهای دور تا زمانهای نه چندان دور آدمها وقتی می خواسته اند بدون انجام کار( با گشادی) به نتیجه ای دست پیدا کنند از فعل امری استفاده می کرده اند. مثل  بخور، بازی نکن، زود برگرد، برو بخواب ( … Continue reading

Posted in بی ربط | Leave a comment

چه کسی اچ تی ام ال مرا جا بجا کرد؟ – قسمت اول

وقتی می خواستم رشته کامپیوتر را برای تحصیل انتخاب کنم کوچکترین ایده ای نداشتم که یک مهندس کامپیوتر چه کاری انجام می دهد.از عمویم که تنها فرد فرنگ رفته و تحصیل کرده تو کل خانواده بود و واجد شرایط ترین آدم … Continue reading

Posted in اشتباه, بی ربط | 2 Comments

مادر

يك بار نشنيدم بگويد “حالشو ندارم”. در طول سی و هفت سال. مطمئنم بعد از اين هم نخواهد گفت. او صدها بار از من شنيد كه حالشو نداشتم. احتمالا بعد از اين هم خواهد شنيد. برای استاد شدن در هر … Continue reading

Posted in مادر | Leave a comment

هشت سؤال که بعد از فارغ التحصیل شدن باید از خود پرسید

سؤال اول و دوم سؤال سوم خوب حالا می خوای چی کار کنی؟ سؤال چهارم اگه کاری که می خوای بکنی ربطی به درسی که خوندی نداره پس چرا خوندی؟ این سؤال بیشتر جنبه سرزنش آمیز و سرکوفت زننده دارد … Continue reading

Posted in بی ربط | Leave a comment

من این توپو نداشتم

از معدود چیزهایی (شاید تنها چیزی) که از پانزده سال پیش نگه داشته ام و هنوز از آن استفاده می کنم آدرس ایمیلی است که بر روی یاهو درست کردم. درست است که چند سال پیش من هم مثل خیلی های … Continue reading

Posted in بی ربط | 3 Comments

پنج راز که هر کسی باید چهل سال قبل از مرگش کشف کند

اول چند صد سالی است که دیگر هیچ رازی وجود ندارد. دوم آدمها به خودشان و به دیگران در سطح ملی و فراملی دروغ می گویند. سوم قضیه جدی نیست. چهارم توهم فردی و جمعی از بین نمی رود بلکه از شکلی به … Continue reading

Posted in توهم, دروغ, کتابلاگ | 1 Comment