در باب مخالفت

وب که حالا بیست سال هم بیشتر دارد نوشتن ( به طور کلی انتشار هر گونه محتوا) را به گفتگو تبدیل کرده است. بیست سال پیش نویسنده ای چیزی می نوشت و بقیه هم آنرا می خواندند ولی حالا وب به خواننده ها اجازه می دهد که جواب بدهند. آنها هم روز به روز بیشتر این کار را انجام می دهند. در قالب نظر بر روی یک وبلاگ نویسنده، مطلبی بر روی وبلاگ خودشان، نظری بر روی فیس بوک و الخ.

خیلی از این جوابها مخالفت است که البته باید هم باشد. وقتی موافقت می کنی خیلی حرفی برای گفتن نداری. لایک (like) بر روی فیس بوک یک نوع ساده و بدوی موافقت است. به نظر من انگیزه آدمها برای مخالفت کردن بیشتر است تا موافقت کردن و مخالفت کردن است که حتی به نویسنده (منتشر کننده محتوا در حالت کلی) اجازه می دهد جاهایی را کشف کند که قبلا نکرده است.

بر روی وب بعضی از محیطها اصولا گرایش بیشتری به موافقت دارند تا مخالفت. مثلا همین فیس بوک. هر چیزی را که شما منتشر می کنید فقط دوستانتان (به معنی فیس بوکی کلمه) می بینند و اگر چیزی که منتشر کرده اید عکس یا ویدئو نباشد فقط عده کمی از دوستانتان آنرا می خوانند. از آنجاییکه فیس بوک اصلا گزینه dislike ندارد هیچ کس نمی تواند با یک کلیک بگوید که از مطلب شما خوشش نیامده است. معمولا برای مخالفت هم کسی نظر (comment) نمی دهد. چون محیط محیط دوستانه ای است و دوستی یعنی موافقت با یکدیگر و تعریف و تمجید از عکس همدیگر و الخ.

بعضی از محیطها هم مثل سایتهای خبری بیشتر به مخالفت گرایش دارند. یک خبر نیم صفحه ای می تواند دهها صفحه نظر جورواجور و مخالفتهای متنوع به دنبال داشته باشد. مخالفتهایی که طیف وسیعی را از فحش دادن تا مخالفت مستدل می پوشانند.

انواع مخالفت

فحش دادن
این ساده ترین، راحت ترین و احتملا شایع ترین نوع مخالفت کردن است. ما که فحش دادن را سالها قبل از اینکه مخالفت کردن و یا لزوم آن را بفهمیم برای کاربردهای دیگری مثل برقراری ارتباط، دوست پیدا کردن، جلب توجه، شوخی کردن، نشان دادن محبت، به رخ کشیدن قدرت، جذاب جلوه کردن، جک گفتن و … می آموزیم، با کسب تحصیلات عالیه و تشکیل خانواده سعی می کنیم فقط برای نشادن دادن مخالفت فحش بدهیم. حتی مؤدب ترین پدربزرگ در رسمی ترین مهمانی خانوادگی که عروسها و دامادهایش با مدارک بالاتر از فوق لیسانس حضور دارند این حق را دارد که برای مخالفت با تصمیم شهرداری مبنی بر یکطرفه کردن فلان خیابان به شهردار فحش ناموسی بدهد ولی همین آدم اگر از روی محبت به دخترش بگوید گوساله همه ناراحت می شوند.

طعنه کنایه
من خودم فرق بین این دو کلمه را نمی دانم به همین علت همیشه با هم بکارشان  می برم. طعنه کنایه نوع دیگری از مخالفت است که بسیار به فحش دادن نزدیک است ولی در عین حال تا حدودی هم حکایت از باسوادی و هوش هیجانی کاربرش می کند. مثل وقتی که یک نماینده مجلس در جایی می گوید که حقوق نمایندگان مجلس باید افزایش پیدا کند و کسی نظر می دهد که:

“معلومه که یک نماینده میگه حقوق نماینده ها باید افزایش پیدا کنه!”

اگر دلیلی برای رد کردن حرف بابا نداری چه فرقی می کند که کسی که این را گفته نماینده هست یا جراح قلب؟

عدم اجازه
این نوع از مخالفت هم بسیار در جامعه ما رایج می باشد. من اگر در جمعی درباره مشکلات هورمونی زنان در محیط کار صحبت کنم. اولین سؤالی که از من می شود اینست که رشته تحصیلی من چیست؟ چی؟ مهندسی کامپیوتر چه ربطی به پزشکی/روانشناسی/طب کار/روانشناسی صنعتی/دکترا دارد؟  چه طوری به خودت اجازه می دهی درباره موضوعی که رشته تحصیلیت نبوده اظهار نظر کنی؟ “خوب من فکر می کنم ایده های خوب خیلی وقتها از خارج از یک دامنه فکری می آیند.” برو بابا کلاس نذار.

ناباوری
“باورم نمیشه علی سخاوتی (هم) اینو بگه!” یا “از تو انتظار نداشتم. ”  یا “از آدم تحصیلکرده ای مثل تو انتظار نداشتم!” ناباوری نوع جالبی از مخالفت است که در آن مخالفت کننده مسئولیت کشف دلیل مخالفت را تا حدود زیادی به مخالفت شونده منتقل می کند. چی؟ چرا باورم نمیشه؟ “عجب خری هستی.”

لحن کوبی
“دیدی چه جوری داشت راجع به افزایش قیمت بنزین حرف می زد؟” یا “نوشته هاش خیلی مغروره!” خوب اگر جایی از نوشته های بابا نادرست است بگو کجا و به چه دلیل.

تناقض
از اینجا به بعد مخالفت کننده به جای “چه کسی می گوید” و یا “چگونه می گوید” به “چه می گوید” توجه می کند. در این حالت مخالفت کننده نظری درست مقابل نظر گوینده ارائه می دهد ولی بدون دلیل و تحلیل مسئله. مثلا اگر من جایی بنویسم قیمت بنزین در ازبکستان لیتری دو دلار است و کسی نظر بدهد که خیر یک دلار است.

بحث و جدل
در این حالت مخالفت کننده با وجود اینکه سعی می کند منطقی رفتار کند و برای نظرات خود دلیل بیاورد ولی به این توجه نمی کند که چیزی را که می گوید ارتباطی به بحث مطرح شده از سوی نویسنده ندارد. مثلا من جایی می نویسم که یکی از راه های حل مشکل ترافیک تهران گرفتن عوارض بر اساس مسافت طی شده توسط هر خودرو در روز می باشد و مخالفت کننده بگوید “فکر میکنی پولی که میگیرن رو درست خرج می کنن؟”

استدلال
آخرین نوع، کمیاب ترین و سخت ترین نوع مخالفت است. مخالفت کننده باید دقیقا به یک جمله یا پاراگراف نویسنده اشاره کند و برای رد آن دلایل خود را ارائه دهد. کار زمانی سخت تر می شود که مخالفت کننده پا از رد یک جمله در یک متن فراتر بگذارد و منظور اصلی نویسنده را در کل محتوا بفهمد و با آن مخالفت کند. اینجاست که ظرف (context) هم علاوه بر محتوای درون آن اهمیت پیدا می کند.

 

پیش دفاع دربرابر مخالفتهای احتمالی
قصد من از این نوشته این نیست که بگویم استدلال از فحش دادن بهتر است یا ناباوری و لحن کوبی فقط توسط آدمهای بی شعور استفاده می شوند. قصدم ارائه دسته بندی کامل و جامعی از انواع مخالفت هم نبوده است. قصد من از نوشتن این مطلب همین چیزی است که نوشته ام.

مطالب مرتبط:

کسری مخالفت در یک جامعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *