آیا تا به حال تلاش کرده اید که یک قطعه الماس را بفروشید؟” عنوان مقاله ایست که به تاریخچه کوتاه تحولات بازار الماس و تغییرات بنیادی نگرش مشتریان به این جواهر که به قول نویسنده چیزی بیشتر از “کریستال کربن” نیست، می پردازد.

از سپتامبر 1938 یک شرکت تبلیغاتی در نیویورک(N.W. Ayer) برای کارتل الماس (De Beers) طرحی تبلیغاتی را تدوین و پیاده می کند که با اجرای سخنرانیهای مختلف در مدارس برای دختران دم بخت و همچنین انتشار مطالبی درباره جواهرات مرصع به الماس ستاره های هالیوود و سیاستمداران آمریکا (و همسرانشان)، الماس را از یک سنگ نیمه قیمتی به نماد عشق و احساس جاودانه آن تبدیل می کند.

الماس نشانه قدرت و ثروت و عشق است. و این نشانه هر چه درشت تر و گران قیمت تر باشد قدرت و ثروت و عشق بزرگتری را به بیننده القا می کند. نکته جالبی که در این طرح تبلیغاتی بی نظیر به چشم می خورد اینست که در آن الماس،  جاودانه نشان داده می شود. حلقه الماس را فقط باید خرید. آنرا نباید فروخت. انگار که فروختن آن گناه است. فروختن نشانه عشق گویی معادل با فروختن خود عشق و به نوعی خیانت در اذهان عمومی در طول سالهای متمادی تثبیت شده است. جواهر فروشیها معمولا سعی می کنند که الماس را از مشتری نخرند. اگر هم بخرند به کسری از قیمت اولیه این کار را انجام می دهند. اصولا مگر آدم با شخصیت و آبرومند الماس خود را می فروشد؟

میلیونها عروس و داماد در سراسر جهان سنگی را می خرند که به محض خریدنش ارزش مادیش با ارزشی معنوی تحت عنوان نشانه عشق جاودان جایگزین می شود. پدیده ای که می توان آنرا “دریده شدن بکارت الماس” نامید.

 

 

مشترک خبرنامه شوید

با عضویت در خبرنامه می‌توانید از نوشته‌های جدید باخبر شوید.

دیدگاه‌ها

اولین دیدگاه را شما بنویسید.

دیدگاه شما چیست؟

آخرین نوشته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها