یازده ایده برای حقیقت جویی که از فرانسیس بیکن می توان آموخت

” …I found in my own nature special adaptation for the contemplation of truth.

For I had a mind at once versatile enough for that most important object, I mean [1]the recognition of similitudes and at the same time sufficiently steady and concentrated [2]for the observation of subtle shades of difference.

[3]I possessed the passion for research,

[4]a power of suspending judgement with patience,

[5]of meditating with pleasure,

[6]of assenting with caution,

[7]of correcting false impressions with readiness,

[8]and of arranging my thoughts with scrupulous pains.

[9]I had no hankering after novelty,

[10]no blind admiration for antiquity.

[11]Imposture in any shape I utterly detested.

For all these reasons I considered that my nature and disposition had as it were, a kind of kinship and connection with truth.”

Franics Bacon

 

برای استاد شدن در حقیقت جویی هم دو راه بیشتر وجود ندارد. تمرین کردن یازده ایده فرانسیس بیکن یکی از آنها می تواند باشد. راه دیگر قسم خوردن است.

۴ دیدگاه در “یازده ایده برای حقیقت جویی که از فرانسیس بیکن می توان آموخت

  1. “… من در طبیعت خود سازگاری خاص برای تفکر از حقیقت پیدا شده است .

    برای من تا به حال ذهن در یک بار همه کاره به اندازه کافی برای آن شیء مهم ترین ، منظور من [1] به رسمیت شناختن similitudes و در همان زمان به اندازه کافی ثابت و [2] برای مشاهده از سایه های ظریف تفاوت متمرکز شده است.

    [3] دارای شور و شوق برای تحقیق،

    [4] یک قدرت از تعلیق قضاوت با صبر،

    [5] از مراقبه با لذت،

    [6] از assenting با احتیاط،

    [7] از اصلاح برداشت نادرست با آمادگی،

    [8] و از تنظیم افکار من با درد وسواس .

    [9] من هیچ گونه گرایش به تازگی حال ،

    [10] هیچ تحسین کور برای دوران باستان است.

    [11] مکر در هر شکل من کاملا منفور .

    به همه این دلایل من در نظر گرفته است که طبیعت و وضع من بود آن را به عنوان ، یک نوع از خویشاوندی و ارتباط با حقیقت است. ”

    Franics بیکن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *