ده قانون برای شاگردان، معلمها و زندگی

این لیست را جان کیج نوشته که البته منشا آن را به خواهر کوریتا کنت نسبت می دهند. یکی از گنجهایی که آدم گه گداری روی اینترنت پیدا می کند. بعضی قسمتها را نتوانستم یا دلم نیامد ترجمه کنم. مخصوصا از واژه شاگرد به جای دانشجو یا دانش آموز استفاده کرده ام.

قانون اول- جای قابل اعتمادی پیدا کن و بعد سعی کن برای مدتی به آن اعتماد کنی.

قانون دوم- وظایف عمومی یک شاگرد: هرچه می توانی از معلمت یاد بگیر. هر چه می توانی از همشاگردیهایت یاد بگیر.

قانون سوم- وظایف عمومی یک معلم: هر چه می توانی از شاگردهایت یاد بگیر.

قانون چهارم- به همه چیز به عنوان یک آزمایش نگاه کن.

RULE FIVE: Be self-disciplined — this means finding someone wise or smart and choosing to follow them. To be disciplined is to follow in a good way. To be self-disciplined is to follow in a better way.

قانون ششم- هیچ چیزی اشتباه نیست. برد و باختی در کار نیست. فقط آفریدن اصل است.

قانون هفتم- تنها اصل کار است. اگر کار کنی بالاخره به یک چیزی ختم می شود. تنها کسانی که به طور مداوم کار می کنند چیز بدرد بخوری می سازند.

قانون هشتم- سعی نکن که همزمان هم بسازی و هم تحلیل(ارزیابی) بکنی. این دو فرایندهای متفاوتی هستند.

قانون نهم- تا توانی خوش باش. از زندگی لذت ببر. از آن چیزی که فکر می کنی ساده تر است.

RULE TEN: “We’re breaking all the rules. Even our own rules. And how do we do that? By leaving plenty of room for X quantities.” (John Cage)

HINTS: Always be around. Come or go to everything. Always go to classes. Read anything you can get your hands on. Look at movies carefully, often. Save everything — it might come in handy later.

 

10 rules for students, teachers and life

مطالب مرتبط:

هنر نافرمانبرداری یا نه روش برای شکستن همه قوانین

آغازگری آغاز شد

۳ دیدگاه در “ده قانون برای شاگردان، معلمها و زندگی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *