ایده های ملی من در تقابل با جشنواره ملی ایده های برتر

ده سال است که جشنواره ای به نام “جشنواره ملی ایده های برتر” برگزار می شود و من تازه امروز از آن خبردار شدم. عجب جهالتی. به ایده های برتر جایزه نقدی هم می دهند. تا سقف یک میلیارد ریال. توصیه می کنم اگر شما هم ایده ای دارید، شانس خود را امتحان کنید. البته ایده شما باید خصوصیاتی داشته باشد که بر روی سایت فوق به روشنی ذکر شده اند.

وزارت علوم تحقیقات و فناوری نه معیار برای خلاق بودن ایده ارائه داده است و هفت معیار برای کارایی آن. بر اساس صفحه فوق ایده خوب ایده ای است که

خلاقیت1- ساده باشد
خلاقیت2- زیرکانه باشد
خلاقیت3- به خوبی ترسیم و ارائه شده باشد
خلاقیت4- آشنا و مآنوس باشد
خلاقیت5- قوی و رسا باشد
خلاقیت6- در چند زمینه توانایی بکارگیری داشته باشد
خلاقیت7- تازه و اصیل باشد
خلاقیت8- انعطاف پذیر و قابل تغییر باشد
خلاقیت9- توانایی به چالش کشیدن داشته باشد

کارایی1- در عین بزرگی ساده باشد
کارایی2- استراتژی کسب و کار را حمایت کند
کارایی3- بطور مشخص جدید و بهتر باشد
کارایی4- قابل اثبات باشد
کارایی5- سودده باشد
کارایی6- به سرعت و به آسانی اجرا شود
کارایی7- در راستای اولویت های فناوری کشور باشد

Oh My God

طبق این شرایط و ضوابط من هرگز ایده خوبی نداشته و ندارم.  واقعا شرم آور است که در طول این مدت نه چندان کوتاه که درباره ایده های خوب و امکان مجاور تحقیق و تفحص می کردم، سندی را که وزارت علوم برای جشنواره ملی ایده های برتر ترجمه تحت الفظی کرده است، پیدا نکردم. نتیجه این شد که خیلی از ایده هایی که من دارم زیرکانه نیستند. یعنی با “درایت” راه حلی برای رفع مشکلی ارائه نمی دهند. متوجه منظورم که می شوید؟ خیلی از ایده هایی که من دارم در عین بزرگی ساده نیستند. یا در عین سادگی بزرگ نیستند. بیشتر ایده های من نه قابل اثبات هستند و نه سودده و نه به سرعت و به آسانی قابل اجرا. از همه بدتر اینکه ایده های من در راستای اولویت های فناوری کشور نیستد. البته این آخری را مطمئن نیستم چون من از اولویت های فناوری کشور خبر ندارم.

و اما ایده های ملی من بعد از این مقدمه افسرده کننده:

1- کم کردن درجه آب گرم در موتورخانه منازل مسکونی. تا جایی که من خبر دارم هیچ آدمی نمی تواند خودش را با آب جوش بشوید و نیازمند مخلوط کردن آب جوش با آب سرد است. این پدیده ساده، احمقانه ترین چیزی است که من در سطح ملی دیده ام. حتی احمقانه تر از فشرده کردن شکر به شکل حبه قند و کله قند. مسلما این ایده تازه و اصیل نیست. همراستاییش با اولویتهای فناوری کشور را مطمئن نیستم.

2- روشن شدن چراغ ماشینها در روز به صورت خودکار. کشورهای زیادی زحمت ثابت کردنش را کشیده اند. اجرای این ایده باعث افزایش دید و کاهش تصادفات در روز می شود.

3- جایگزین کردن دنده دستی با دنده اتوماتیک برای همه خودروهایی که از این به بعد قرار است ساخته شوند و یا وارد شوند. ظاهرا از نظر هزینه هیچ فرقی ندارند. ولی رانندگی با دنده دستی در شهرهای پرترافیک مثل تهران، نوعی خودآزاری ملی محسوب می شود.

2+3- ترکیب ایده دو و سه می شود تعطیل کردن تولید خودرو در داخل. چرا که ما در چهل پنجاه سال اخیر بارها ثابت کرده ایم که این کاره نیستیم و در بخش عمده ای از این صنعت مزیت رقابتی نداریم. حدس می زنم این تنها ایده ای است که همه خصوصیات مطرح شده از سوی وزارت علوم را دارد.

4- نصب یک شیر اهرمی بر روی شلنگ توالتها برای شستن راحت تر ماتحت در سطح ملی. فوایدش را خودتان تجسم کنید.

5- برگزاری یک جشنواره ملی سکوت، مسابقه ملی سکوت و اعلام یک روز به عنوان روز ملی سکوت. دهنتو ببند. یا تنها روش باهوش شدن.

6- ترویج ملی لینک یا هایپر لینک. ایده هایپرلینک اگرچه بسیار قدیمی است و سالها قبل از بوجود آمدن “WWW” متولد شده است ولی ظاهرا نیاز آن بیش از پیش در کشور ما حس می شود و من شخصا حدس می زنم که این ایده می تواند در راستای اولویتهای فناوری کشور باشد. در نظر بگیرید که نویسنده این صفحه “اولویتهای فناوری کشور” را به صفحه ای که این اولویتها در آن تشریح شده باشند، لینک می کرد. آیا بشریت با این کار ساده یک گام به جلو بر نمی داشت؟ نه جدی؟ این ایده هم ساده است و هم بزرگ. در تمام وب سایت جشنواره ملی ایده های برتر حتی یک لینک وجود ندارد. (به جز لینک حامیان جشنواره)  لینک به جشنواره های قبلی، ایده های ارسال شده و برندگان سالهای قبل هم همینطور. سرنوشت ایده های برگزیده و چرخه حیاتشان هم همینطور. منبعی که صفحه “ایده چیست” از روی آن ترجمه تحت الفظی شده است هم همینطور.

7- ضمیمه کردن یک نسخه از کتاب امکان به دفترچه های کنکور در تمام مقاطع. یا حداقل قسمت علم زدگی و تمرین روزانه کتاب. یا حداقل دفترچه آغازگری.

8- معرفی مفاهیمی مانند امکان مجاور، شبکه های مایع، رشد کند ایده (slow hunch)، غیر مترقبه بودن ایده (serendipityاشتباه، توهم، جفت گیری ایده ها و از همه مهمتر بستر یا platform به ایده پردازان ملی عزیز.

9- کاشتن یک درخت گردو در حیاط همه ساختمانهای شهر. هر حیاط یک درخت. بدیهی است که برای بعضی از شهرها باید درخت گردو را با درخت دیگری جایگزین کرد.

10- خودشناسی در سطح ملی. چندین دهه است که بشر می تواند به کمک یک تست ساده (این تست و یا این تست) خودش را بهتر بشناسد. نقاط ضعف و قوتش را. و پتانسیل هایش را. بعضی ها مثل آقای دکتر ناصر کرمی معتقدند که از بین رفتن خاک و آب و سایر منابع طبیعی بزرگترین معضل کشور ما هستند. بعضی دیگر فساد مالی، عدم ثبات اقتصادی، فرار مغزها، گران شدن دلار، بی فرهنگی، پهنای باند اینترنت یا عوامل دیگر را بزرگترین مشکل می دانند. من شخصا معتقدم که مشکل بزرگ، ناشناخته ماندن و عدم تحقق (حتی گوشه ای از) پتانسیل آدمها در سطح ملی است. البته ریشه این مشکل به شستشوی مغزی و فرمانبرداری محدود نمی شود.

مؤخره:

ایده های خوب به کجا می روند؟

 

۱ دیدگاه در “ایده های ملی من در تقابل با جشنواره ملی ایده های برتر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *