خرگوش مخملی یا چگونگی واقعی شدن اسباب بازیها

اگر به شما بگویند که این وبلاگ را یک ربات یا یک برنامه نرم افزاری می نویسد چه فرقی برایتان می کند؟

واقعا؟

از کجا مطمئن هستید که این وبلاگ یا نویسنده اش واقعی است؟

یا هر چیز دیگری که با پسوند واقعی به دست ما می رسد. حراج واقعی. ماست واقعی. داستان واقعی. انسان واقعی. عشق واقعی. علت واقعی. و از همه اینها جالبتر درد واقعی یا لذت واقعی.

اصولا چه کیفیتی یک چیز را واجد شرایط واقعی شدن می کند؟ کدام یک از خواسته های ما واقعی هستند؟ در چه زمانها یا حالاتی ما واقعا خودمان هستیم؟ چطور می توان واقعی شد؟ حس واقعی داشت، حرفهای واقعی زد، خواسته های واقعی داشت و یا کارهای واقعی کرد؟

خرگوش مخملی و خرگوش های واقعی

قصد من از پرسیدن این سؤالها نه فلسفه پردازی است و نه ادعای داشتن جواب آنها. قصدم معرفی داستان کوتاهی است به نام”خرگوش مخملی یا چگونگی واقعی شدن اسباب بازیها” که چند روز پیش خواندم و بسیار از خواندنش لذت بردم و بسیار من را به فکر کردن واداشت. (متن کامل داستان در آدرس داده شده قابل دسترس است.)

این داستان کوتاه ماجرای تلاش یک عروسک است برای واقعی شدن. از طریق عشق پسربچه ای که صاحبش است. حتی اگر حال خواندن کل داستان را ندارید حداقل چند خط زیر را حتما بخوانید.

 

“What is REAL?” asked the Rabbit one day, when they were lying side by side near the nursery fender, before Nana came to tidy the room. “Does it mean having things that buzz inside you and a stick-out handle?”
“Real isn’t how you are made,” said the Skin Horse. “It’s a thing that happens to you. When a child loves you for a long, long time, not just to play with, but REALLY loves you, then you become Real.”
“Does it hurt?” asked the Rabbit.
“Sometimes,” said the Skin Horse, for he was always truthful. “When you are Real you don’t mind being hurt.”
“Does it happen all at once, like being wound up,” he asked, “or bit by bit?”
“It doesn’t happen all at once,” said the Skin Horse. “You become. It takes a long time. That’s why it doesn’t happen often to people who break easily, or have sharp edges, or who have to be carefully kept. Generally, by the time you are Real, most of your hair has been loved off, and your eyes drop out and you get loose in the joints and very shabby. But these things don’t matter at all, because once you are Real you can’t be ugly, except to people who don’t understand.”

 

۲ دیدگاه در “خرگوش مخملی یا چگونگی واقعی شدن اسباب بازیها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *