1- کمتر یا بیشتر از آنچه بدنتان نیاز دارد غذا می خورید.

2- پدیده بکارت موضوع مهمی در زندگی شماست.

3- وبلاگ می نویسید. یا کتاب. یا هر چیز دیگری.

4- برای چیزهای خاص (یا متفاوت) ارزش قائل هستید و چیزهای معمولی را تحقیر می کنید.

5- وقتی چیزی برای گفتن ندارید حرف می زنید. وقتی چیزی برای گفتن دارید حرف نمی زنید.

6- دروغ می گویید.

7- نوشته یا نظرات یا ساخته های  دیگران را نقد می کنید.

8- به دانشگاه می روید.

9- “ترین” ها برای شما الهام بخش هستند. بزرگترین. اولین. با شکوه ترین. متفاوت ترین.

10- فکر می کنید که اگر نشانه های فوق را ندارید سعی نمی کنید که دیگران از شما خوششان بیاید.

مشترک خبرنامه شوید

با عضویت در خبرنامه می‌توانید از نوشته‌های جدید باخبر شوید.

دیدگاه‌ها

mahtab دوشنبه، ۲۹ ژوئن ۲۰۱۵

is ten your favorit nubmer? why 10? why not another number?

پاسخ به mahtab
علی امامی نائینی دوشنبه، ۲۸ جولای ۲۰۱۴

سلام ، اومدم بودم برات بنوبیسم که چرا نوشته های تازه ات جون و جوار گذشته رو نداره اما دیدم این مطلب کوچولو و بامزه رو گذاشتی
آفرین

پاسخ به علی
    Ali Sekhavati چهارشنبه، ۳۰ جولای ۲۰۱۴

    خیلی ممنون
    شاید چون خودم هم جون و جوار گذشته رو ندارم

    پاسخ به Ali
حامد دوشنبه، ۲۸ جولای ۲۰۱۴

سلام
تقریبا نیم ساعت پیش کتاب امکان رو تموم کردم
امشب یکی از دوستهام بهم دادش وگفت تقریبا همه حرفی رو که من آیند چند ساله دارم میزنم تو کتاب گفته
میخواستم بگم ممنون
نظرم به نظرتون نزدیکه ;D

و البته درباره این مطلب هر چند من بی حد خودپسند هستم و به بقیه پیشنهاد میدم به خاطر خودشون از من خوششون بیاد اما سوالم آینه که چرا یه لوپ نوشتید؟

پاسخ به حامد
    حامد دوشنبه، ۲۸ جولای ۲۰۱۴

    آیند= الان
    آینه=اینه
    Sorry for typos!
    🙂

    پاسخ به حامد
Sadjad یکشنبه، ۲۷ جولای ۲۰۱۴

یک چیز خوبی که من با ورودم به این وبلاگ یاد گرفتم این بود که علی رسمی/کتابی می نویسد. کار بسیار نکو و به‌جایی است سعی کرده به این مهم اقدام کنم و پایبند باشم.

ولی یک بارم به رفیقش گفت: حمید”جون” یعنی همینجا(رجوع کنید به زرخشت) به شیوه‌ی گفتاری نوشت. به هر حال من ازش خوشم می آد. به خصوص که مثل من به حضرت سعدی این شاعر پوزیتیویست علاقه دارد.

مرد خردمند هنرپیشه را عمر دوبایست در این روزگار
تا به یکی تجربه آموختن با دگری تجربه بردن به کار

پاسخ به Sadjad
    Sadjad یکشنبه، ۲۷ جولای ۲۰۱۴

    یکی از گزینه های جالب پنجمی است؛ فکر کن کسی که چیزی “برای گفتن ندارد”. حرف می‌زند تا دیگران از او “خوششان” بیاید. عجب. چقدر متناقض اون کسی که این کار رو می کنه.

    پاسخ به Sadjad
مستر ض. جمعه، ۲۵ جولای ۲۰۱۴

مورد هشتمي خيلي غير منتظره بود
😀

پاسخ به مستر
    Sadjad یکشنبه، ۲۷ جولای ۲۰۱۴

    اتفاقا خیلی منتظره بود؛ مثل اینکه نمی دونی کجا اومدی. مستر ض حواست هست الان من مورد هفتمی رو روی خودم پیدا می کنم. و خود علی سومی و نهمی؟ میشه نتیجه بگیریم که ما یا بهتر بگیم اونهایی که تو این وبلاگ می آن حداقل به یکی از این ده تا عمل می کنند.

    از همینش خوشم می آد. دنبال اثباب چیزی به دیگری نیست(مراجعه کنید به مطلبی که در آینده ارسال خواهد شد: در نکوهش فعل امری) صحبتاش متقرانه فقط می خواد کشف کنه.

    علی جان فکر می کنی این کتابت روی انصراف من از دانشگاه تاثیر داشته؟ :؟

    پاسخ به Sadjad
      ضیاء یکشنبه، ۲۷ جولای ۲۰۱۴

      خب شاید واسه شما منتظره بوده باشه، چون با این نشانه می خواستید برید دانشگاه!

      مهم اینه که “من” از دانشگاه رفتن خوشم بیاد و خوش آمدن بقیه از دانشگاه رفتن ِمن، ذیل ِخوش آمدن ِمن از رفتن به دانشگاه تعریف بشه

      !حالا بقیه هم خوششون بیاد یا نه به درک!

      پاسخ به ضیاء
        Sadjad یکشنبه، ۲۷ جولای ۲۰۱۴

        خیلی پیچیده شد؛ یک بار دیگه همه اینارو از اول بگو فقط شمرده تر

        پاسخ به Sadjad
          ضیاء یکشنبه، ۲۷ جولای ۲۰۱۴

          خواستی خودت چند بار تکرار کن شاید فهمیدی

دیدگاه شما چیست؟