سال: ۲۰۱۷

تو را پس نزده ام چون هنوز به اندازه کافی نزدیک نشده ای

تو را پس نزده ام چون هنوز به اندازه کافی نزدیک نشده ای

مادر بچه ها – بعضی وقتها که دعوا می کنیم – به من می گوید اینکه من ادعای مربی گری و بهبود روابط آدمها با خودشان و دیگران را دارم، جکی بیش نیست. دعوایی که البته دور از واقعیت هم نیست. موارد زیادی وجود دارد که عدم رعایت آنها از سوی من باعث خراب شدن رابطه من با مادر بچه ها می شود ولی ابلهانه ترین و ناراحت کننده ترین آنها توجه موشکافانه من به نمونه های تضاد در گفتار و رفتار مادر بچه ها و یادآوری آنها به اوست. مواردی هست که مادر بچه ها چیزی را که برای دیگران می… ادامه ←

فقط کمی شادتر

فقط کمی شادتر

سلام آقای سخاوتی میشه بگید چه جوری میشه کمی شادتر بود؟ — منظور شما از شاد و از کمی شادتر چیست؟ حقیقتش خسته شدم از این حفره سیاه عمیقی که توی دلم هست میخوام این بار سیاهی رو زمین بذارم. منظورمو میفهمید؟فقط کمی شادتر ——————————————– بله من منظور شما را کاملا می فهمم. شما از این حفره سیاه عمیقی که توی دلتان هست خسته شده اید و می خواهید این بار سیاهی را زمین بگذارید. اجازه بدهید که وانمود کنیم اینها مفاهیم بسیار ساده ای هستند با یک تعریف مشترک میان نسلها و نژادها و فرهنگهای مختلف بشر: حفره عمیق… ادامه ←

اگر یک معلم بودم

معلم فارسی اول دبستان یا ریاضی سوم دبیرستان یا هر درسی که ممکن است دیگر در هیچ مقطعی یا رشته ای تدریس نشود. اگر معلم بودم عبارت زیر را از کتاب Time Enough for Love روی تخته می نوشتم: “A human being should be able to change a diaper, plan an invasion, butcher a hog, conn a ship, design a building, write a sonnet, balance accounts, build a wall, set a bone, comfort the dying, take orders, give orders, cooperate, act alone, solve equations, analyze a new problem, pitch manure, program a computer, cook a tasty meal, fight efficiently, die… ادامه ←

آخرین دیدگاه‌ها