مهارت یا درآمد؟ ارائه یک مدل مرغ و تخم مرغی دیگر

سلام

شما مهارت خاصی را در نظر دارید که بتوان  با فراگرفتن آن بصورت پاره وقت درآمدی هرچند مختصر داشت؟ شاید بتوانم آن را یاد بگیرم؟

—————————————————————-

مهارتهای پایه ای برای ایجاد درآمد مختصر به صورت پاره وقت:

بیدار شدن از خواب

خوردن غذای سبک و مقوی

حرکت دستها و پاها (با کمال احترام به آنهایی که در این زمینه محدودیتهای فیزیکی دارند)

دیدن و شنیدن

بستن دهان

پایین آوردن انتظار

قدردانی از داشته ها

مهارتهای تکمیلی برای افزایش درآمد مختصر:

نوشتن روزانه ده ایده

پرسیدن روزانه این سؤال: چی کار کردم، چی یاد گرفتم؟

دوری از خلق پر شکایت گریان

من نمی گویم که جوشکاری زیر آب یا جراحی قلب باز یا طراحی وب مهارتهای درآمدزا به حساب نمی آیند. حرف من اینست که در شرایطی که آدم به شدت به “درآمد مختصر” نیاز دارد، درآمد می شود مرغ و مهارت می شود تخم مرغ، نه برعکس. (فرض من اینست که ابتدا مرغ بوجود آمده است و بعد تخم مرغ.)

به عبارت ساده تر شما به درآمد نیاز دارید نه به مهارت. کسب مهارتهایی که در حال حاضر ندارید باید اثر جانبی کسب درآمد برای شما باشد.

با این رویکرد کار ساختمانی، نظافت منازل، حمل بار، مسافرکشی، شستشوی خودرو و اصولا هر کاری که عنوانش کسب یک مهارت یا گذراندن یک دوره جدید را به ذهن متبادر نمی کند، می تواند باعث یادگیری مهارتهای جدید بشود. مهارتهای مهمی مانند نحوه برخورد و گفتگو با مشتری/کارفرما و همچنین خلق ارزش برای او.

البته رویکرد دیگری هم هست که معمولا توسط مؤسسات آموزشی (از دانشگاه ها گرفته تا مؤسسات عملی کاربردی تا فنی و حرفه ای) تبلیغ می شود. رویکردی که در آن یک شغل و درآمد خوب به دنبال گذراندن یک دوره و کسب یک مهارت می آید.

این رویکرد شاید برای خیلی ها مناسب باشد. نمی دانم. من رویکرد قبلی را بر اساس تجربه شخصی خودم و همچنین شنیدن تجربیات آدمهای دیگر پیشنهاد می کنم.

شما برای کسب درآمد تنها کاری که باید انجام بدهید اینست که به کسی کمک کنید که کاری را که برایش مهم است انجام بدهد. این کار لزوما نه راحت است و نه منطبق با ارزشهای فردی اجتماعی یا آرزوهای دوران کودکی شما.

انجام کارهای (به ظاهر) پیش پا افتاده و کسب درآمد مختصر از آنها شاید جسم آدم را خسته کند ولی نداشتن درآمد مختصر مخصوصا وقتی که آدم به شدت به آن نیاز دارد، ذره ذره اعتماد و عزت نفس آدم را از بین می برد و باعث می شود که بکارگیری مهارتهای خدادادی مانند دیدن و شنیدن را هم به تدریج فراموش کند. این حس شخصی من بود زمانیکه چند سال پیش در کانادا زور می زدم به جای کسب درآمد کسب مهارت کنم.

از آن روزهایی که به درآمد مختصر نیاز داشتم چند سالی گذشته و خیلی چیزها تغییر کرده است. حالا من به جای درآمد مختصر به آدمهایی نیاز دارم که برای تکمیل زرخشت به من کمک کنند. دو هفته پیش از پسری که در همسایگی زرخشت زندگی می کند و می دانم که هم خودش و هم خانواده اش به شدت به درآمد مختصر نیاز دارند خواهش کردم یک سری نرده و قفسه آهنی را رنگ بزند. روزی که قرار بود این کار را انجام بدهد به جای ساعت 8 ساعت 11 با پیگیری من سر کار حاضر شد و با چنان بی دقتی و کثافتکاری این کار را انجام داد که به خودم قول دادم دیگر هرگز به او کار ندهم. همین تجربه را با خیلی آدمهای دیگر در فرایند ساخت زرخشت داشته ام.

بعضی ها معتقدند که فرهنگ کار در کشور ما اشکال دارد. یا تعریف کار. یا نگرش به کار. نمی دانم.

شاید این نوشته بیشتر از آنکه راهکاری باشد برای کسب درآمد مختصر برای شما، خیالبافی خودم است برای یافتن کسی که نقطه های رنگ پاشیده شده روی ماشینم را با دستمال آغشته به بنزین پاک کند.

۹ دیدگاه در “مهارت یا درآمد؟ ارائه یک مدل مرغ و تخم مرغی دیگر

  1. خلق پرشکایت؟؟؟ درد همه گیره داداش. مثبت اندیشی الان اینه که همه چی رو همانطور که هست ببینیم. کل سرمایه ی این سرزمین مثلا صد تومنه، و ما همه سر او ده درصد ناچیز به جون هم افتادیم.
    به خلق پرشکایت خرده نگیر دادش

  2. جواب خیلی روشنی بود .من این اصول را بکار میبرم ودر صورتی که به درامد ی دست یافتم در همین پست مینویسم ….از راهنمایی شما صمیمانه سپاسگزارم

  3. علی آقای سخاوتی عزیز، یه فراخوان به مانند همگردی های مهارتی اعلام کن تا هرشخصی که .میتونه بیاد و هم درآمدی کسب کنه و هم تجربه ای. شاید هم مهارتی در کنار شما. روند پیشرفت زرخشت هم سرعت بیشتری پیدا میکنه

      1. دوست دارم اجرای این چنین برنامه ای را به عهده بگیرم.تجربه جدیدی میتونه باشه. کارگروهی، مسئولیت پذیری، هم افزایی مهارت ها و زندگی در محیطی متفاوت میتونه از تجربیات این چنین همگردی ها باشه. در مورد جزییاتش هم میتونیم بیشتر با هم صحبت کنیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *