بوالعجب من عاشق این هر دو ضد

پریروز:

من و مادر بچه ها مشغول کاشتن گندم و جو در گلستان سعدی بودیم که یک گله بز و گوسفند از زمین و آسمان وارد زمین شدند. من از چوپانشان خواهش کردم که اگر مقدور است یک چند روزی از علف های زمین ما صرف نظر کند. چوپان مرد جوانی لاغر با صورتی تکیده بود که داشت با ولع به فیلتر سیگارش پک می زد. البته اثر چیزی مؤثرتر از سیگار در چشمهایش به خوبی مشهود بود. اثر خواهش من برای جلوگیری از بزهایش هم همینطور. چوپان در همان چند ثانیه گذرا انتقاداتی به روش کاشت ما داشت. من در همان چند ثانیه گذرا تمایل شدیدی به نابودی او و گله اش.

دیروز:

من و مادر بچه ها دیروز در هوای بسیار آلوده تهران به بازار رفتیم و در یک رستوران بسیار شلوغ ناهار خوردیم. من باقالی پلو با گردن گوسفند.

امروز:

برای تامین غذای یک اسب یا یک گاو یا دو سه تا گوسفند یا بز دو جریب (حدود 8000 متر مربع) مرتع درست و حسابی لازم است. درصورتیکه با کشت درست چنین زمینی می توان غذای پنجاه یا حتی صد نفر آدم را تامین کرد. جدی.

از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران ( والبته کلی کشور دیگر) که سفر کنید – چه در حاشیه شهرهای بزرگ و چه در میان پارکهای ملی و جنگلهای حفاظت شده – گله های بز و گوسفندی را می بینید که آزادانه می چرند. و در این چرا، هر گیاهی را یا می خورند یا زیر سمهایشان نابود می کنند. هر اقدامی را برای کاشت هر چیزی ابتر می کنند. و هر خاکی را آنقدر لگد می کنند و می کوبند و آخرین گیاهانش را می چرند که روزی خشک و بی حاصل شود.

گله های گوسفند را می توان به لشگر تاتار یا مغول یا صلیبیان تشبیه کرد که در شهر یا قریه ای مغلوب توی پس کوچه ها دنبال زن و غذا می گردند. آنچه که خوردنی است را می خورند، آنچه که بردنی است را می برند، آنچه که خوردنی و بردنی نیست را -خواسته یا ناخواسته – نابود می کنند. مثل خاک. مثل فرهنگ. مثل بذر. مثل امید و آرزو.

این پدیده بسیار پیچیده در یک زمینه و پس زمینه فرهنگی اقتصادی اجتماعی اتفاق می افتد. تقاضای نامحدود برای گوشت گران قیمت قورمه و کباب فقط یک گوشه از هزار گوشه آنست که آنرا از حمله ناخواسته لشگرهای مغول و تاتار متمایز می کند.

در هر صورت هدف این نوشته نه تحلیل موضوع چرای بی رویه است و نه من صلاحیت چنین کار سترگی را دارم. اگرچه این روزها به ندرت به چیزی به غیر از آن فکر می کنم.

فرض کنید یا بهتر است بگویم تصور کنید که قسمت سمت راست شکل فوق گله انبوهی از میلیونها گوسفند و بز است که یک نقطه کوچک خاک حاصلخیز و علف و درخت و گندم و جو را احاطه کرده اند. و تصور کنید که قسمت سمت چپ شکل (یانگ) سراسر خاک حاصلخیزی است که زیر سم گوسفندان تبدیل به بیابان نشده است. خاکی که دو جریبش غذای صد نفر را می دهد. و آن نقطه سیاه کوچک وسط آن همه سفیدی چند تا گوسفند یا بز یا یک گاو. چشمهایتان را ببندید و تصور کنید. (این یک کوئیز دیگر نیست.) خواهش می کنم اگر به فتوشاپ مسلط هستید چنین تصویری را بسازید و برای من بفرستید.

هدف این نوشته درک بهتر کسی است که هم از خوردن باقالی پلو با گردن گوسفند لذت می برد و هم – با شکم سیر- چرای بی رویه را انتقاد می کند. درک بهتر کسی که برای خریدن وسایل و لوازم خانه یا مزرعه ای در جایی خوش آب و هوا و در دل طبیعت، در دل شهری با هوای آلوده زندگی و سفر می کند. درک بهتر کسی که آزادی و اسارت، دیکتاتوری و دموکراسی، قهر و لطف و گوشت و سبزیجات را – بوالعجب – درون خودش دارد. اگر توانستید چنین دایره ای را تصور کنید، آن دایره من هستم. از آشنایی با شما خوشوقتم.

 

۲ دیدگاه در “بوالعجب من عاشق این هر دو ضد

  1. همانطور که تعطیلی بین التعطیلین مزه دیگری دارد. کوییزنمودن پست بین الکوییزین نیز همینطور، بلکم بیشتر
    فرض کنید زیر هر محدودیتی حداقل یک مشکل وجود دارد که با برداشتن محدودیت ، مشکل پیدا میشود.مانند تولید انبوه که داشتن چیزهای زیادی را مقدور و مشکل تقاضای نامحدود همه چیز برای خود پدیدار شد.
    الف) جای خالی را پر کنید
    1- با کشف آتش محدودیت ………رفع ومشکل ……….پدیدار شد
    2- با اختراع زبان و خط محدودیت ………رفع و مشکل …….پدیدار شد
    3- با آمدن گوشی لمسی آنلاین محدودیت ……. رفع و مشکلات …….پدیدار شد
    ب) چند مورد از مشکلات مردم چند قرن آینده با محدودیت های ناچیز و امکانات فوق العاده (انرژی نامحدود و سفرهای آنی و دوست مجازی دلخواه از هر نظر وپرینت لحظه ای هرچه بخواهند و……)را بنویسید و اگر بتوانند در زمان سفر کنند به عقب برمیگردند یا جلو
    4- چند مشکل که در صورتی که محدودیت خواندن ذهن سایرین نباشد. پدیدار میشود را بنویسید
    5- مشکل انسانهای اولیه چه بوده است ( از نظر خودشان)
    6- چند مورد که با ایجاد محدودیت بر سر مشکلی سرپوش گذاشته اید بنویسید( مثل زندانی کردن خود در ترافیک جاده و صفوف پمپ بنزین و دستشویی و هوای نامساعد در ایام نوروز برای روبرو نشدن با رسوم نوروزی و عدم توانایی گفتن ریلکس به سایرین که مسافرت نمیروید )
    7- سرعت گیر های خیابانها برای مخفی نمودن چه مشکلی است
    سوالات دیگر بماند برای بین الکوییزین دیگر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *