دستهایت را باز کن

دستهایت را باز کن

و چشمهایت را

و ذهنت را.

دهانت را ببند.

قرار نیست تو حرفی بزنی.

قرار است که ندانی،

حتی اگر مطمئنی که می دانی.

رشد،

پهن تر کردن آنچه هستی نیست،

یا صادر کردن آنچه داری،

یا گرفتن تایید بیشتر برای آنچه درست می پنداری.

دیدن آنچه ندیده ای

کشف آنچه نمی دانی،

محبوس نکردن هر چه دیده ای و می دانی در جعبه دسته بندیهای دوازده هزار ساله ات

و تحمل در ماندن بیشتر در ندانستن،

تو را فراتر خواهد برد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *