پادکست 822 #8 – هفتم فروردین 1396

درگذشت پدر زنم، پلیس 110 در بیمارستان، مجتمع عروجیان و مراسم خاکسپاری و عزاداری

بهشت زهرا

انتشار برنامه های جدید پادکست 822 از طریق کانال تلگرام پادکست 822 به اطلاع شما خواهید رسید.

برای ارتباط با من در زمینه پادکست 822 می توانید به آدرس روی تصویر فوق ایمیل بفرستید.

لینک عضویت پادکست 822 در آی تیونز.

۶ دیدگاه در “پادکست 822 #8 – هفتم فروردین 1396

  1. آقای سخاوتی اول تسلیت میگم به شما و خانواده محترمتون. بعد اینکه باید بگم ادبیات توصیفی شما فوق العاده است و اینکه مراسم اینجا هم خیلی خیلی شبیه آنچه وصف کردید هست.

    گویند در یک جانب گور افلاطون به رومی نوشته بود:
    زمین بدن افلاطون را پوشانید اما نفس او همانا در مرتبه کسی است که مرگ برای او نیست.

    و عطار در منطق الطیر داره که

    چونکه آن سقراط در نزع او فتاد
    بود شاگردیش گفت ای اوستاد

    چون کفن سازیم و تن پاکت کنیم
    در کدامین جای در خاکت کنیم

    گفت اگر تو باز یابیم ای غلام
    دفن کن هر جا که خواهی والسلام

  2. سلام
    اميد ارم تا ١٢٠ سال عمر كنيد و پست هاي علي عزيز در ١٤٥٠ و ١٤٨٠ را هم بنويسيد و تا آن زمان داروي معكوس نمودن روند پيري كشف و ارزان و هر روز از سوپري قرص سن را بخريد و رفت و برگشت متوالي از كودكي به پيري ،لزوم انتخاب روزانه سن و پيچيدگي تعامل با ديگران كه معلوم نيست فرد مقابل چه سن و تجربه اي دارد و بلاتكليفي مردم كه با هزاران سال عمر باقيمانده خود چه كنند.همه را سرگردان كرده بأشد
    در آن زمان تابلوي بيمارستانها به oc (عروج سنتر ) تغيير و مردم براي عروج بايستي ميليونها تومان خرج و بعد از كلي آزمايش و اسكن روح و بستري در چندين oc ، بي نتيجه به خانه بر ميگردند
    براي كساني كه شانس اين را دارند كه قبل از تعطيلي مجتمع عروجيان عروج ، و نگران زيارت كنندگان قبر چند پيشنهاد سنگ قبر
    ١- يك QR code كه فرد را به سايت يا بيوگرافي فرد منتقل ويك درگاه پرداخت خيرات را جهت باقي ماندن دامنه و هاست متوفي اختصاص دهد
    ٢- يك مانيتور مقاوم بجاي سنگ كه بيوگرافي متوفي را آرائه و يا يك هوش مصنوعي با چهره متوفي با زوار تعامل بقرار كند
    ٣ -يك معادله رياضي مانند y=1/x كه نشانگر ابهام هويت در لحظه حال و تضاد بين لحظه قبل و بعد است

    1. علاقهٔ خاصی به گیر دادن به نوشتار مردم ندارم (Grammar Nazi) اما نتوانستم جلوی خودم رو بگیرم.
      دوستِ عزیز، حذف به قرینهٔ لفظی بین افعال فقط در صورتی امکان‌پذیر است که دو فعل دقیقاً مشابه یکدیگر باشند.
      برای مثال:
      آسمان را دیدم و ابرها را (دیدم)
      که می‌توان فعل دوم را به قرینهٔ لفظی حذف کرد.
      اما در جملهٔ شما که شکل اصلی آن:
      يك QR code كه فرد را به سايت يا بيوگرافي فرد منتقل (کند) ويك درگاه پرداخت خيرات را جهت باقي ماندن دامنه و هاست متوفي اختصاص دهد

      است، فعل اول و دوم کاملاً متفاوت هستند. پس حذف فعل اول از لحاظ دستوری غلط است.
      خواستم از یکی دیگر هم جمله‌هایتان مثال بزنم که دیدم به حدی لبریز از حذف فعل هستند که حتی نمی‌توان شکل اصلی جمله را تشخیص داد.
      با تشکر از توجه شما و با تشکر از استاد سخاوتی که اجازه دادند از وبلاگشان به عنوان محلی برای به رخ کشیدن دانشم استفاده کنم

  3. سلام
    برای اونکه گفتین چرا روی قبرا گندم میریزن؟!
    ماهم تو روستامون گندم یا برنج میریزیم ولی نمیدونستم که اونجا هم از این کارا میکنن!
    گندم رو میریزن روی قبر تا یه مورچه ای یا گنجشکی یا … بخوره و ثوابش به اون مرحوم برسه…

    درضمن پادکست عجیبی بود!! دستت درد نکنه…!

  4. سلام
    تا قبل از انتشار پادکست ها یه بُعد دیگه از شما میشناختیم و الان دارم به چیزهای جدیدی شناخت پیدا میکنم از شخصیتت و برام سوال پیش میاد
    خانواده خانومت با این خونسرد بودنت مشکلی ندارن و دعواتون نمیشه؟ یعنی جوری تعریف میکنی که ادم دلش میخواد بمیره و بره بهشت زهرا:))) ولی به دور از شوخی امیدوارم همه عمری با عزت و مناسب داشته باشند
    جالبه برام که بهشت زهرا رفتن برات مثل یه سفر تفریحی بوده و اصلن اثری از اینکه هیچ جاییت ناراحت باشه نیست
    کنجکاوم که بیشتر بدونم و بیشتر بشنوم پادکست هاتو
    و اینکه نگران مراسم ترحیمت نباش اگر توی وبلاگت بزنن بازماندگانت میام!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *