2 مرداد 1396 – زرخشت

رنگ آمیزی دیوارهای حیاط را کامل کردم. فردا شاید بعضی جاها را یک دست دیگر رنگ بزنم. هوا حسابی خنک شد و کمی هم باران بارید. بعد از ناهار که سبزی پلو با ماهی داشتیم چرت عمیقی زدم. در اثر صبح زود بیدار شدن + خستگی + هوای ابری + سیر ترشی. با صدای بشین بشین مادر بچه ها چرتم پاره شد. چند ثانیه طول کشید تا متوجه شوم مخاطبش هنک است نه من. هنک بشین را یاد گرفته است. دست بده را هم متوجه می شود ولی نه همیشه. از همه گیج کننده تر واکنشش به کلمه “نه” است و من هنوز نمی دانم واقعا معنی این کلمه را یاد گرفته است یا خیر. معمولا وقتی گاز می گیرد نه می شنود. امروز هر چقدر نه گفتم دستم را ول نکرد. شانس آوردم دستکش کار داشتم. کمی هم تنبیهش کردم. ولی خیلی زود متوجه شدم که از روی شدت گرسنگی این کار را کرده است. چون کلا به ناهارش لب نزده بود و ما فکر کردیم سیر است. غافل از اینکه مادر بچه ها فراموش کرده بود که به مخلوط سبزیجات و سیب زمینیش ماست اضافه کند و زبان بسته محتویات ظرف غذایش را به عنوان غذا شناسایی نکرده بود. ظاهرا قبل از اینکه هنک کلمه نه را یاد بگیرد من باید فرق بین سگ سیر و سگ گرسنه را یاد بگیرم.

۴ دیدگاه در “2 مرداد 1396 – زرخشت

  1. ممنونم که می نویسید.
    وقتی این مطالب را از شما در خصوص زرخشت می خونم بی اختیار یاد صحبتای شما در یکی از پادکست ها می افتم که در مورد یک کتاب – که اسمش را دقیق یادم نیست – میگفتید. و اینکه نویسنده وارد فرودگاه میشه و اونجا را در مدتی که اونجا بوده کاملا تشریح می کنه.
    راستی ببخشید اسم کتاب چی بود؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *