16 مرداد 1396 – زرخشت

دیروز به پیشنهاد آقای گ و همسرش رفتیم گردش یا همان road trip. کل مسیر را آقای گ رانندگی کرد. در جاده ای افسونگر با آسفالت نو. خدا می داند این مسیر چطور از توریسم انبوه به دور مانده است. با وجود اینکه وسط مرداد بود هوا خنک بود. گویی داشتیم وسط اقیانوسی از کوههای چین و چروک خورده مارپیچ می رفتیم. گویی داشتیم وسط یک پارک ملی حفاظت شده رانندگی می کردیم. پارکی که در آن به جای کل و بز و پلنگ، هارمونی رنگ و زیبایی بصری حفاظت شده بود. هر ده بیست کیلومتری یک آبادی کوچک بدون تابلوی “به روستای سر سبز …. قطب گردشگری …. خوش آمدید.”

حدس من اینست که در این منطقه از ایران منابع طبیعی در مرز لازم و کافی به بشر اهدا شده است. نه آنقدر که سرمایه های بزرگ را جذب کند و نه آنقدر که امیدهای کوچک را دفع.

یک جایی رسیدیدم به یک قطب گردشگری با همه ساختمانها و زباله ها و اعلان های سوئیت اجاره ای. شاید یک روزی کسی آنجا چیز منحصر به فردی دیده است و توانسته آدمهای زیادی را متقاعد کند که آنها هم باید آن چیز منحصر به فرد را ببینند. شاید هم آنجا صرفا به دلیل قطب گردشگری بودن به صورت ذاتی گردشگر جذب می کند. همانطور که آهنربا آهن جذب می کند. شاید هم چون آدمها برای متمرکز شدن روی یک نقطه و لولیدن توی هم در جمعیتهای زیاد از هر بهانه ای استفاده می کنند.

در ادامه مسیر جلوی یک دکه کبابی استراحت کردیم. جایی که می توان قطب گردشگری کباب ایران نامید. تعداد زیادی کبابی دو طرف یک جاده روستایی که مسیر رفت و آمد هیچگونه گردشگری انبوه نیست. مانند بسیاری دکه های کبابی کنار جاده ای دیگر، اینجا هم رسم بر اینست که گوشت “تازه” را به سیخ می کشند و کباب می کنند. ما سه نفر مخالف خوردن کباب گوشت تازه بودیم، به دلیل خطرات احتمالی و بی مزگی شدید و آقای قصاب و آقای گ طرفدار پر و پا قرص کباب گوشت تازه به دلیل اینکه این گوسفندها با آن گوسفندها فرق دارند. این گوسفندها توی کوه فقط علف می خورند، آن گوسفندها در حاشیه شهر فقط آشغال. بالاخره قرار شد چایی برایمان بیاورند. توی لیوان یک بار مصرف. سه تا لیوان یک بار مصرف موجود بود با آرم هواپیمایی ماهان و وقتی چاییها را آوردند به نظر می آمد که لبه دو تا از لیوانها رژلبی است.

تعداد زیادی ماشین از آنجا رد می شد که آقای قصاب گفت برای مراسم آمده اند. همان روز صبح جوانی در حین کار با بیل مکانیکی بر اثر ریزش کوه مرده بود. چهار نفر هم در همان حوالی زمانی توی یک تاکسی نزدیکی رودبار زیر کامیون رفتند و کشته شدند.

۳ دیدگاه در “16 مرداد 1396 – زرخشت

  1. جای زیبای است
    مسیر رودبار تا دارستان را نیز رانندگی کنید.
    ادرس. رودبار. تکلیم. (بعد از ارامگاه عمومی ) خروجی دارستان 16 کیلومتر. قبل از دارستان اگر از خروجی سمت راست به سمت بالا بروید بهتر است و میتوانید محل زندگی خود را نیز ببینید با دوربین
    در قسمتی از مسیر با گور دخمه های روبرو می شوید که توسط غارتگران زیر خاکی تمیز شده است. درست کنار جاده. اینجا
    36.864713,49.412112
    به سمت بالا از جاده سمت راست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *