به راه بادیه با علی سخاوتی و آرش طاهر – قسمت دوم

این قسمت از به راه بادیه:

حمله به شعر سعدی، دادگاه نفقه و صید لایک روی اینستاگرام

 

 

به راه بادیه را می توانید روی آیتیونز یا اپ های دیگر پادکستینگ مانند پاکت کست گوش بدهید.

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام به راه بادیه برای انتشار عکسهایی که در حین سفر می گیرم.

 

۱۴ دیدگاه در “به راه بادیه با علی سخاوتی و آرش طاهر – قسمت دوم

  1. به نظر من دقت برای دادن نفقه یا شیوة دادن ش و همچنین تقاضای آون بعد طلاق، ازدواج رو به یک قرارداد تجاری نزدیک میکنه.سوالی که تو ذهنم هست آینه که آگه آقای سخاوتی به بادیه رفته و به فرض آقا آرش باطل نشسته پس هدف و مسیر اصلی چیه؟ در مورد این هم که آقا آرش به دنبال کاری که واقعا نخواد نمیره خیلی موافق نیستم. ما کلا به دنیا میایم که رنج بکشیم. تنها امیدی که دارم اینه که خوشبختانه رنج کشیدن دستاورد های خوبی داره.

  2. اسم من رو هم که گفتین باید میگفتین علی مراد، صاحب کانال تلگرام رادیو سنگ، که پادکست های بسیار متنوع و جذابی هم تولید میکنه.

  3. سلام
    درباره بحث لایکها یه پیشنهاد دارم براتون ، قسمت اول از فصل سوم سریال Black Mirror رو تماشا کنید. خیلی به بحث شما نزدیک هست !!!

  4. من اون پادکستای گپ با علی سخاوتی رو قبلا گوش میدادم و سیر منطق و نگاه متفاوت از نگاه خودم که نسبت به مسائل مطرح میشد رو دوست داشتم (نه که قبول داشته باشما صرفا جالب بود برام) و اینکه مدام موضوع بحث عوض میشد، دلیل اینکه این دوتا اپیزود رو هم گوش دادم همین بود.

  5. کسی که به راه بادیه میرود یا از امکان مجاور خود بی خبر است و یا به دنبال امکانی جدید در مکانی به ظاهر تهی از هرگونه امکانات میرود . البته اگر منظور رونده را استفاده مستقیم از حرکت خود قلمداد کنیم . اما اگر رونده بخواهد از تجربه فرهنگی به راه بادیه رفتن منتفع شود . همانطور که مولانا میگوید
    مرد غرقه گشته جانی میکند
    دست را بر هر گیاهی میزند
    تا کدامش دست گیرد از خطر
    دست و پایی میزند از بیم سر
    دوست دارد یار این آشفتگی
    کوشش بیهوده به از خفتگی
    که منظور نظر بدست آوردن دل دوست است و احتمالا هر چه رفتن به بادیه سخت تر باشد . دوست راضی تر میشود و در اینجا انتخاب بادیه در اولویت اول رفتن . و مهمتر از رفتن به دشت سر سبز میشود . همان طور که خیلی ها برای معشوق گل و شیرینی بردند .اما فقط فرهاد که برای دل دوست سختی کندن کوه را بر خود هموار میکند عشقش مقبول میافتد .
    تيشه می زد «فرهاد»!
    نه توان گفت به جانبازی «فرهاد»: افسوس،
    نه توان کرد ز بيدردی «شيرين» فرياد .
    کار شيرين به جهان شور برانگيختن است.
    عشق در جان کسی ريختن است.
    کار فرهاد برآوردن ميل دلِ دوست،
    خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن،
    خواه با کوه در آويختن است.
    رمز شيرينی اين قصه کجاست؟
    که نه تنها شيرين، بی نهايت زيباست!
    آن که آموخت به ما درس محبت، می خواست:
    جان چراغان کنی از عشق کسی،
    به اميدش ببری رنج بسی،
    تب و تابی بودت هر نفسی.
    به وصالی برسی يا نرسی،

  6. اصولا کاری هست که باطل نباشد؟ وقتی انتهای هر مسیری به مرگ و احتمالا خاموش شدن خودآگاهی ختم می‌شود چه کار معنا داری برای انجام می‌ماند؟ بگذارید اینطور بگویم: آقای سخاوتی از دید من شما به بادیه رفته‌اید و آنجا به باطل نشسته‌اید… البته من یک و تنها یک کار معنا دار پیدا کرده‌ام که به زندگیم معنی می‌دهد و مدت‌ها پیش که جوان خامی بودم و سودای (با عرض خجالت) خودکشی داشتم جواب را یافتم. فقط می‌خواستم بدانم کسانی که قصه جهان دیگر را باور نکرده‌اند؛ معنا را از کجا گیر می‌آورند؟

  7. من هم اگه جای خانومتون بودم همین کارو میکردم (گرفتن نفقه) شاید خود شما هم همین کارو میکردید
    به هر حال یه جور انتقام باشه شاید

  8. پادکست 822 به طرز عجیبی جالبتر از پادکست به راه بادیه بود
    این چند روز که فاصله ی بین قسمت اول و دوم سپری میشد، من دوباره بعضی از قسمت های اون پادکست رو گوش دادم. برای برخی جرقه هایی که تو ذهنم آورد، ده تا ایده نوشتم و بعضیاشونم اجرا کردم.
    3 تا کاری که با دوباره گوش کردن پادکست 822 در همین هفته عملی کردم :
    1. پیتزا درست کردم
    2. خمیر ترش دارم درست میکنم، روز پنجمش هست امروز
    3. دو نفر رو از لیست کانتکت هام خارج کردم.

  9. سلام.
    اگه مخاطبان به نظرتون صرفا برای بودنتون در فضای اینستا لایکتون میکنن که بگن اوکی هستید، اونوقت من متوجه‌ی اختلاف لایک ها نمیشم؟
    یه عکسی گذاشتین از خودتون با شمشیر (؟)، 18 تا لایک خورد.
    یه عکس از گل و زنبور 15 تا لایک خورد
    یه تکه پیتزا 15 تا لایک خوردین
    تو یه حرکت جالب که انگار مربوط به ایده‌ی “پست کردن عکسی که هیچ لایکی نگیرد” بود،
    عکس دو تا کتاب رو (که یکیش کمی به نظر من حال‌بهم‌زن بود) رو گذاشتین، 2 تا لایک.
    شخصا بخاطر اینکه نمیدونستم عنوانش به چه خطیه و نفهمیدم خود کتاب چیه و درمورد چیه، دلیلی واسه لایک کردن پیدا نکردم.

    این براساس برداشتی که من دارم، نمیتونه کامل نظرتونو در مورد اینستا ثابت کنه. فکر میکنم اگه صرفا تایید کردنِ شما معیار لایک شدن پستهاتون بود، این تفاوت لایک پیش نمیومد. نمیدونم برداشت شما چی میتونه باش؛ میزان موفقیت در تعداد لایک کمتر گرفتن؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *