پادکست به راه بادیه با علی سخاوتی – 7 شهریور 97

از کاتالونیا تا اندلس، مروری بر چالشهای داوطلبی من، جنگ زن و مرد و تنها درسی که من آموختم، اهمیت دادن به نظر شما و شعری از نیره وحید…

به راه بادیه

به راه بادیه را می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام به راه بادیه برای انتشار عکسهایی که در حین سفر می گیرم.

توئیتر

 

۱۵ دیدگاه در “پادکست به راه بادیه با علی سخاوتی – 7 شهریور 97

  1. سلام.قسمتی از پادکست که در مورد درها و فضای قبل و بعدش بود رو کاملا متفاوت از قسمتهای دیگه توضیح دادین.گوش دادن به اون قسمت برام بیشتر شبیه گوش دادن به یه هنرمند بود درحالی که داره یه اثر هنری ناب رو توصیف می کنه.ممنون از وقتی که می ذارین و تجربیاتتون رو با ما شریک می شین

  2. سلام
    اول تشکر میکنم بابت خرید میکروفون ، که مبلغی بین هشت تا چهارده میلیون تومان هزینه کردید . که ما صدای بهتری بشنویم . آن هم در دیار غربت . که هر سنت آن برای آرامش و رفاه در مسیر به راه بادیه مهم و تاثیر گذار است .
    اگر ما یکجا نشینان را بباطل نشسته گانی فرض کنیم که کنار ساحل دریای به راه بادیه به تماشا نشسته ایم . این پادکست نقطه برخورد دریا به ساحل است که دو محیط متفاوت با هم برخورد میکنند . و در این کرانه باعث خلق چیز های نو میشود . دو محیط که در داخل خود همگون هستند و بنا به ویژگیهای خود . زندگی – دوستی – صمیمیت – خشونت – زشتی – زیبایی و…. را در داخل خود دارند ولی به شیوه متفاوت . و در برخورد این دو محیط اندکی احساس برخورد و خشونت طبیعی است . ولی همانطور که در بازیهای فوتبال قهرمانی . داورها به دلیل جذاب نگه داشتن بازی ، از خطاهای کوچک میگذرند و مرتب با سوت زدن جریان بازی را متوقف نمیکنند و اندکی آسیب پذیری را طبیعت ورزش حرفه ای میدانند .بهتر است در پادکست اندکی تحمل بیشتری داشته باشیم . جذابیت پادکست هم میتواند نگاه متفاوت شنونده و گوینده به محیط اطراف خود باشد
    شاید بتوان در آینده یک تست شخصیت به راه بادیه مشابه mtbi بنیان گذاری کنیم . که بجای شناخت شخصیت فردی برای یک رابطه (مثلا زوجین) تیپ شخصیت به قرار زیر معرفی کنیم
    بادیه – بادیه
    باطل –باطل
    بادیه – باطل
    باطل – بادیه
    که خصوصیات هر( تیپ – رابطه ) را بصورت حدودی به زوجین اعلام تا بر اساس این مدل نیز یک زاویه دید پیدا کنند
    و در مرحله پیشرفته آقای سخاوتی بعد از آمدن به مام وطن ( و آشتی با مادر بچه ها ) در زرخشت یک کارگاه چند روزه برگزار تا زوجین در بخش اول در گلستان سعدی با کار داوطلبانه میزان سطح به راه بادیه خود را سنجیده و در بخش دوم در هتل زرخشت میزان بباطل نشستن را تعیین کنند

    1. و حتما ما در طول دوره تکرارکنیم
      نشستن باطل- نشستن باطل
      باطل – باطل
      نشستن- نشستن
      به راه بادیه- به راه بادیه
      بادیه- بادیه
      بقدر وسع- به قدر وسع
      و رفوزه شویم

  3. سلام
    در مورد رابطه زن و مرد،شما می گویید که مردها در صورت رخ دادن جنگ بازنده هستند و همچنین گفتید که این حرف برای پدران و پدر بزرگها درست نیست اما امروزه چنین است. و مثال جنگهای ایران و روس را زدید.اینکه ایران حملاتی داشته است اما نهایتا با بی کفایتی ان پادشاهان به قطعنامه ترکمانچای رسیدیم و حتی مثال گرگ را زدید ..اوکی
    من به عنوان یک زن حرف شما را برای این زمان، صد در صد حرف شما را قبول دارم.
    قابل توجه آقایان ، نجنگید. عشق بورزید و مطیع باشید. از زمان پدر بزرگانتان بیرون بیایید. اگر در یک جنگ کوچک مثل اینکه این لباس را درفلان مهمانی نپوش یا با فلان کس حرف نزن و … برنده شدید بدانید که مثل دو پیروزی کوچک شازده قاجار است در برابر قشون روس. وارد این جنگهای کوچک نشوید. عاقل باشید و مهربان . نه همچون پادشاهان تهی مغز قاجار پر از غرور کاذب تا کل دار و ندار و زن و فرزند و مال را نباخته اید…

  4. این قضیه ظرف شستن به این طریقه چندش آور و قرون وسطایی از چه قراره؟ منابع آب که در اروپا کمتر از ما نیست پس چرا لوله کشی آب نیست حتی در دور افتاده ترین روستاهای ایران سطح بهداشت ازین که شما تعریف میکنید بهتره مگر اینکه تعریف بهداشت چیز دیگه ای باشه که من نمیدونم

  5. چرا ظرف ها را در تشت میشورن آنهم با چهار سانت آب؟ با اون وضعیت چندش آور که فرمودید و آدم رو یاد هر کشوری میندازه به جز یه کشور اروپایی
    یعنی امکان لوله کشی آب نیست یا شما عمدا به جاهایی میرید که امکانات و بهداشت در اونجا ضعیف باشه واقعا برام جای سواله چون کشورهای اروپایی مسلما منابع آب بیشتری از ایران دارند و تکنولوژی هم حتما از ما سرترن پس قضیه این چیه؟

  6. کاملا موافقم که شما صلاحیت لازم واسه ی نصیحت درباره ی رابطه با خانوما رو ندارید. تو ایران که به خاطر وجود مفاهیمی مثه پاکدامنی برا دخترا، ته رابطه دخترا کلی توسط خانواده و فامیل و اینا ضربه میخورن. یا مثلا دخترا وابستگی عاطفیشون به کسی که باهاش سکس داشتن بیشتره که خب این دخترا رو خیلی آسیب پذیر میکنه. و این وسط فک میکنم فقط مهریه و این پولای مسخره که در صورت ازدواج و طلاق، مردا مجبورن به زنا بدن به ضرر مرداس، که الان خیلی از خانوما در عوض حق طلاق و حق خروج از کشور موقع ازدواج اون رو میبخشن.
    بعدم با اینکه کل نیروهای دنیا به نفع خانوما میچرخه واقعننن اینجوری نیست. مثالش اینه که موقعی که من به پادکست هاتون گوش میدم همش حسودی میکنم به اینکه شما چه راحت میتونی بدون ترس از تجاوز و اینجور چیزا سفر و تجربه کنی. ولی خب خانومایی که سفر میکنن کلی رو خودشون کار کردن که نترسن. چن وقت پیش بود از یه دختر هیچ هایکر شنیدم که با کوچ سرفینگ رفته خونه، پیش یه خانواده، بعد نصف شب پسر خونواده اومده بالا سرش و انتظار داشته که دختره باهاش سکس کنه.
    و یه چیز دیگه که بازم به شدت بر ضد خانوماس، (نیروی طبیعی نیس، نیروی غیرطبیعیه) اینه که خانوما مجبورن زیبا و ناز و پرفکت باشن از نظر ظاهری. بیشتر فیلم های لعنتی دخترانی زیبا و ناز و بدون جوش و خوش هیکل با دماغ های بدون قوز دارن.

    1. این مورد آخر واقعا خیلی انرژی بره خب چرا نباید خانوما همون که هستن باشن و مدام در تلاش برای نایس بودن خیلی کلافه کننده است . فیلم و سریال ها هیچ‌وقت یک دختر معمولی رو نشون نمیدن البته تو ایران فکر کنم این موضوع شدیدتره

    2. حامله شدن ناخواسته هم یه عذاب و بدبختی طبیعی دیگه هس که خانوما تااا ابد هی باید نگرانش باشن (مخصوصا اگه با پارتنرشون ازدواج نکرده باشن) ولی آقایون هیچ نگرانی (حداقل رنج جسمی و خطر ناشی از سقط بچه) رو لازم نیست تحمل کنن.

      الان یادم اومد پریود شدن هم یه رنج دیگه س که طبیعت به خانوم ها تحمیل میکنه.
      خلاصه من اصلا موافق نیستم که تمام نیروهای طبیعی به نفع خانوما هست. (و البته اینکه در ته رابطه و دعوا بین یه زوج، خانوما برنده هستن رو هم قبول ندارم)

  7. چون گفتین میشه ما هم درباره ی زندگی خودمون بگیم، من هم هوس کردم کامنتی اینجا بذارم که درباره ی خودمه :
    خب من امروز وقتی داشتم یه پست از نظرات ارزشمندم درباره ی ربط مذهب و هنر تو اینستا میذاشتم، فهمیدم که هدفم از انتشار دادن اون نظر تو اینستا، انتشار اون نظر نبود. هدفم این بود که پسرهای دانشگاهمون ببینن من چه نظرهای جالبی دارم و انسان جذابی دیده بشم.
    و خب چون ترسیدم که ممکنه هدف واقعیم رو بقیه بفهمن، تصمیم گرفتم که پستم رو منتشر نکنم.

    1. خب الان (فردای روزی که نظر بالایی رو فرستادم) تصمیم گرفتم که همون نظر جالبم درباره ی ربط دین و هنر رو اینجا بگم.

      به نظر من میشه بدون اینکه اعتقادی به مراسم های مذهبی (عاشورا و چیزای دیگه) داشت، میشه مثل یه جور کارناوال بهشون نگاه کرد و‌ ازشون لذت برد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *