پادکست فارسی فنامنا – 30 فروردین 98

گشت و گذاری در شیراز و دشتهای پر از شقایق و گفتگو درباره کاهو ترشی در بلوار و زندگی بی هدف با محسن در پادکستی که خیلی طول کشید.

پادکست فارسی فنامنا را که با فید پادکست به راه بادیه منتشر می شود، می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

صفحه فیسبوک فنامنا.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

۱۷ thoughts on “پادکست فارسی فنامنا – 30 فروردین 98

  1. نگار دنیا را به شکلی ساخته‌اند که ما را افسرده کند.

    اصلاً انگار شادی، برای اقتصاد چندان خوب نیست.

    اگر شاد باشی، مگر چیز بیشتری هم می‌خواهی؟

    چگونه می‌شود کرم‌های ضدپیری پوست را فروخت؟ باید ابتدا کسی را نگران پیری‌اش کنی.

    چگونه می‌توانی مردم را به رای دادن به یک حزب سیاسی وادار کنی؟ باید آنها را از قوانین ضد مهاجرت حزب دیگر بترسانی.

    چگونه مردم را به خریدن بیمه وادار کنی؟ باید آنها را نسبت به هر چیزی نگران کنی.

    چگونه باید مردم را به جراحی زیبایی ترغیب کنی؟ باید آنها را نسبت به کوچک‌ترین ضعف‌های فیزیکی‌شان حساس کنی.

    چگونه باید آنها را به دیدن یک برنامه‌ی تلویزیونی ترغیب کنی؟‌ باید آنها را بترسانی که فرصت دیدن برنامه را از دست می‌دهند.

    چگونه باید آنها را به خریدن یک موبایل جدید وادار کنی؟ باید به آنها بفهمانی که با موبایل قبلی، از جامعه عقب می‌مانند.

    آرام بودن در چنین فضای ملتهبی، یک وضعیت بزرگ و انقلابی است.

    کسب و کارها،‌ در کنار انسان‌هایی که با خود راحت هستند، راحت نیستند.

    “مت هیگ، کتاب انسان ها “

  2. سلام.پادکست رو خیلی دوست داشتم.برام جالبه که بیشتر افرادی که میان تو پادکست شما « نایس » هستند.
    از محسن عزیز و شما ممنون که تجربیاتتون رو در اختیار بقیه قرار دادین.
    راستی کیفیت صدای پادکست عالی بود.

  3. در مورد کمیابی یا scarcity پادکست hidden brain اپیزود ۶۵ یه قسمت داره به نام tunnel vision که من تو این پادکست بهش رفرنس دادم. اگر دوست داشتید سرچش کنید و گوشش بدید. نقد و بررسیش رو میشه یه وقت دیگه انجام داد.

  4. پادکست باحالی بود. محسن از همون شروع پادکست حس و حال خوبی بهم منتقل کرد و خیلی هم خوب ادامه داد. آقای سخاوتی هم مثل همیشه دوست داشتنی 😊
    بازهم یاد گرفتم و لذت بردم و بعضی حرفهام هم از زبون محسن گفته شد که خوشحال شدم از این بابت.
    ممنونم.

    1. من قبلن مثل آقای فروغی نگاه میکردم. اما بعد از صحبت با آقای سخاوتی و خوندن لینک شما و نگاه به تجریه زمان پهلوی و پس گرا شدن در ساختار سیاسی فعلی دارم به این فکر میکنم قبل از اصلاحات اجباری و ساختاری باید یه توافق جمعی نسبی در مورد سخاوتمند بودن و بخیل و تنگ نظر نبودن در ملت ایران شکل بگیره. یعنی همون دور شدن از مایندست کمیابی و باز بودن و فرصت دادن به ایده های نو و اصلاحی. وگرنه باز هم هرگونه اصلاحی یه اصلاحیه مجدد میخوره و برمیگرده به قبل. چرا؟ چون برآیند جمع با اون مایندست “بُخلّ” احساس آشنایی و راحتی داره و بیشتر میتونه دوستش داشته باشه و باهاش همذات پنداری کنه.

      1. ولي بنظر من اون توافق در سطح كلان هيچوقت مگر با اعمال سياست از جبهه قدرتمند صورت نميگيره. اصلا ما درواقع به همين دليل دولت ها رو شكل ميديم و دموكراسي رو بر همين مبنا تعريف ميكنيم. پذيرفته بوديم كه ما بعنوان يك جامعه بصورت خودخواسته اصلاح پذير نيستيم.

  5. خیلی پادکست ارگانیک و خوبی بود با تشکر
    و یک سوال اگر کسی بخاد مجهز به ابزار گفتگو بشه و مهارت گفتگو رو یاد بگیره باید از کجا شروع کنه؟ من در گفتگو کوچکترین مهارتی ندارم و برام واقعا کار سخت و عذاب آوریه.
    اون قسمت که همه میخان نقش بازی کنن عین واقعیت بود..به اسم حفظ آبرو یک عمر خودمون رو پشت نقاب مخفی میکنیم.

    1. دو تا راه به نظر من میرسه:

      یک: خواندن. کتاب و چیزهای دیگه خواندن ناخودآگاه دایره لغت شما رو افزایش میده. این لغات بعدن ابزاری میشه برای فکر کردن و استفاده کردن در گفتگوهایتان. بهتره این فرآیند غیر مستقیم باشه.

      دو:. شر و ور گفتن. در ستایش خزعبل و جفنگ گفتن باید حرف زد حالا حالاها. گذر از نگرانی و هر آنچه خواستن گفتن کمک زیادی میکنه.

  6. ممنون از شما
    که در این برهه حساس ما را مهمان پادکستی می کنید که خوبه ولی طول میکشه😊
    من هم نسبت به استفاده از ماشین ظرفشویی حس خوبی ندارم و از شستن تکه تکه ظرفها و کذاشتنشون کنار لذت می برم.
    و یک چیز دیگه که در پادکست گفته شد که ۵۰۰ سال بعد هم اینجوریست
    برایم جالب بود چون صادق هدایت حدود ۱۰۰ سال پیش در کتاب حاجی آقا گفته بود:پول نگه ندارید یا طلا یا دلار نگه دارید
    ۱۰۰ سال پیش بازم حرف دلار بوده!!!!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *