همه‌ی نوشته‌های Ali Sekhavati

درباره Ali Sekhavati

I search therefore I am.

پادکست فارسی فنامنا – 19 دی 1397

بی داستانی، اسارت کارمندی، علاقه به نان پختن، عشق به سفر و معماری و ترس از سالمندی با جواد از آمل.

پادکست فارسی فنامنا را که با فید پادکست به راه بادیه منتشر می شود، می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

کارگاه چالش کوچینگ و برنامه توسعه مربی

من با همکاری شرکت مشاوران تعالی سازان در بهمن و اسفند دو برنامه قرار است اجرا کنم.

کارگاه یک روزه چالش کوچینگ در تاریخ 2 اسفند

لینک اطلاعات بیشتر و ثبت نام

برنامه یک ماهه توسعه مربی با یک کارگاه دو روزه در 11 و 12 بهمن و یک کارگاه یک روزه در 16 اسفند

لینک اطلاعات بیشتر و ثبت نام

پادکست فارسی فنامنا – نه دی 97

گفتگویی عمیق با امیرمحمد – اولین تماس گیرنده با پادکست گپ با علی سخاوتی – درباره زندگی در خوابگاه دانشگاه صنعتی شریف، اضطراب اجتماعی، جستجوی یار، مدیتیشن، توسعه فردی و اثرات داروهای روان گردان روی اختلالات روانی .

پادکست فارسی فنامنا

پادکست فارسی فنامنا را که با فید پادکست به راه بادیه منتشر می شود، می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

پادکست به راه بادیه با علی سخاوتی – 3 دی 97

استثناء و قاعده، نان خمیر ترش و انقلاب زندگی روزمره

پادکست فارسی به راه بادیه را می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

سلف دیالکتیک – یک کوئیز قضایی

الف- یک کتاب قانون برای زندگی شخصی خود تدوین کنید. حداقل یکی دو صفحه شامل ده بیست ماده. یا بیشتر.

ب- با استناد به قانونی که خود نوشته اید، دادخواستی تنظیم کنید که در آن خواهان و خوانده خودتان هستید.

یک دادخواست در حالت کلی از قسمتهای زیر تشکیل شده است:

خواهان

خوانده

وکیل

خواسته

دلایل و منضمات

متن اصلی شکایت

ج- بعد از گذشت دو هفته یک ابلاغیه برای خود بفرستید و خود (خوانده) را به جلسه دادگاهی در زمان (حدودا دو ماه بعد) و مکان معین احضار کنید.

د- در زمان مقرر دادگاهی برگزار کنید که در آن خواهان و خوانده و وکلای دو طرف و قاضی خودتان هستید.

ه- سعی کنید تا جایی که می توانید هر نقش را مستقل از نقشهای دیگر ایفا کنید.

و- تنظیم صورتجلسه کتبی را فراموش نکنید. با بی طرفی کامل و ثبت جزئیات.

ز- در پایان جلسه، به عنوان قاضی حکم صادر نکنید. نشانه پایان جلسه تمام شدن حرفهای طرفین یا زمان جلسه دادگاه (حدود نیم ساعت) خواهد بود.

ح- پرونده را برای نگهداری به منشی دادگاه که خوتان هستید تحویل بدهید.

ط- هر چند روز یک بار – به عنوان خواهان یا خوانده یا وکلایشان- به دادگاه مراجعه کنید و پس از مطالعه پرونده، اگر چیزی به ذهنتان رسید به آن اضافه کنید. به عنوان منشی دادگاه وظیفه دارید پرونده را برای مطالعه در اختیار طرفین دعوا یا وکلایشان قرار بدهید.

ی- با علم به اینکه هرگز رای صادر نخواهد شد خود را هم به عنوان خوانده و هم به عنوان خواهان برای اعتراض به رای احتمالی دادگاه آماده کنید. یا برای پذیرش آن.

ک- همیشه و در همه حال به تکمیل و ویرایش کتاب قانون خود اهمیت بدهید.

پادکست فارسی فنامنا – 25 آذر 97

گرفتن وقت شنوندگان پادکست با مهراندخت – مادر و معلمی خونسرد – از اصفهان

پادکست فارسی فنامنا را که با فید پادکست به راه بادیه منتشر می شود، می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

پادکست فارسی فنامنا – 13 آذر 1397

انصراف از دانشگاه، زندگی با مادری که مثل همه مادرها نیست و مواجهه صادقانه و جسورانه با چالشهای بزرگ زندگی. گفتگویی اثرگذار و عمیق با شیما از اصفهان. و البته شکستن قواعد پادکست فنامنا.

پادکست فارسی فنامنا

پادکست فارسی فنامنا را که با فید پادکست به راه بادیه منتشر می شود، می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

پادکست به راه بادیه با علی سخاوتی – 6 آذر 1397

وضعیتهای عروجیان، از تک فرهنگی تا تک وضعیتی، نیاز مبرم به تشکیل گروه حمایتی برای مردان گمنام در حال طلاق، ایده هایی برای حل مشکلات ازدواج و طلاق و تولید غذا در آپارتمان.

به راه بادیه

پادکست فارسی به راه بادیه را می توانید روی بیشتر اپ های پادکستینگ گوش بدهید.

Apple PodcastsCastboxRadio PublicPocket CastsSpotifyGoogle PodcastsAnchor

آدرس ایمیل و کانال تلگرام پادکست به راه بادیه.

آدرس صفحه اینستاگرام و توئیتر به راه بادیه.

اگر شما هم مایل هستید درباره زندگی خودتان حرف بزنید می توانید در پادکست فارسی فنامنا شرکت کنید.

پانزده کتاب که در سفر طلاق شما را همراهی می کنند

1- Eat, Pray, Love BY Elizabeth Gilbert

2- Too Good to Leave Too Bad to Stay By Mira Kirshenbaum

3- When Things Fall Apart By Pema Chodron

4- Tiny Beautiful Things By Cheryl Strayed

5- Yes Please By Amy Poehler

6- The Body Keeps the Score By Bessel van der Kolk

7- Letting Go By David R. Hawkins

8- The Power of Now By Eckhart Tolle

9- Stop Walking on Eggshells By Paul Mason

10- Wild By Cheryl Strayed

11- To Have or To Be? By Erich Fromm

12- Female Chauvinist Pigs By Ariel Levy

 13- I Hate You–Don’t Leave Me By Jerold J. Kreisman

14- Thinking, Fast and Slow By Daniel Kahneman

15- Heartburn By Nora Ehron

چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من

پس پرده:

دو نفر یکدیگر را می بینند.

از هم خوششان می آید.

از هم خوششان می آید یعنی چی؟

جهان هستی و میلیونها سال تکامل، با احتمال بالایی تضمین می کند که فرزندان آنها سالم و قوی خواهند بود.

ممکن است برای این خوش آمدن کلی دلیل منطقی هم فراهم شود. از تفاهم و علایق مشترک فردی بگیر تا همسانی خانواده ها تا تایید مشاور روانشناس و دوستان و اطرافیان.

و بعد دو نفر وارد رابطه ای می شوند که هدف غایی آن میلیونها برابر بزرگتر و قویتر از آرزوهایی است که خودشان برای خودشان متصورند. رابطه ای که به تنها چیزی که اهمیت نمی دهد خوشبختی آن دو نفر است.


فرض بزرگ

یک نفر آن بیرون هست که با جستجوی زیاد،  دقت کافی و استفاده از تجربیات دیگران می توان او را یافت. می توان او را در میان آن همه گزینه ناجور برگزید. آن شخص شریک خوشبختی شما خواهد بود. کسی که نه تنها شما را در بزرگ کردن بهترین فرزندان همراهی می کند، بلکه رانندگی، آشپزی و عشقبازیش از روز اول تا روز آخر تحسین شما را همواره بر خواهد انگیخت.

 


فرض از کجا می آید؟

از رومانتیسیسم.

شما ایده ای را خریده اید که تبلیغات فیلمها و آهنگهای پاپ به شما فروخته اند. خوشبختی ای که در دو ساعت فیلم می تواند اتفاق بیفتد ولی در زندگی واقعی هرگز. اگر همه زوجهای خوشبختی که در اثر انتخاب درست به چنین هارمونی در زندگیشان رسیده اند از روی کره زمین جمع کنید، می توان آنها را در جزیره کیش یا شهر جدید هشتگرد جا داد. و به احتمال خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد – صرف نظر از متدولوژی انتخابتان – شما یکی از آن زوجهای خوشبخت برنده لاتاری زندگی نخواهید بود. حتی اگر بعد  از سه چهار بار شکست و جدایی، باور داشته باشید که حالا دیگر اطلاعات و تجربه تان برای انتخاب بعدی به درجه کمال رسیده است.


خوب که چی؟

فاطمه سؤال زیر را پرسیده است:

“حالا که خودتون هم تمایل دارید به صحبت کردن (یا شایدم من اینطور برداشت کردم )ممکنه خواهش کنم داستان آشنایی و ازدواجتون رو بنویسید
چطور شد که فکر کردید همسرتون فرد مناسبی برای ازدواجه یا شاید هم واقعا ابتداً فرد مناسبی بودن.”

داستان آشنایی و ازدواج من و اینکه چطور شد که فکر کردم همسر من فرد مناسبی برای ازدواج است شبیه داستان همه آدمهاست. فرق زیادی ندارد. مگر اینکه به جزئیات رمانتیک آن علاقه داشته باشید. مثلا اینکه اولین بار کی همدیگر را بوسیدیم و اولین دسته گلی که من خریدم چه گلهایی داشت. که اگر اینطور باشد هر فیلم رمانتیکی تماشا کنید یا هر آهنگ پاپی گوش بدهید بیشتر از جواب من سرگرمتان خواهد کرد.


در افتادن پرده

میترا پرسیده است:

“خانومتون باعث دندون قروچه و آفت و اختلالات گوارشی بودن؟
بی خوابی و نا امیدی و سرخوردگی؟
الان معمولا قبل از ازدواج آشنایی هست شما نباید با همچین آدم بیماری ازدواج میکردی.

حالا کردی اکی دلت اسیر شده و دوستش داشتی.
الان چرا زنی که اذیتت کرده رو و مهریه هم نداره طلاق نمیدی که هر روز نخوای بیشتر هزینه نفقه و ….. بدی؟

بنظر من شما یا با ما یا با خودت صادق نیستی.
همه ماجرا اینطوری نیست شاید این رابطه و موندن خانومت برات سودی داره.
مادی یا معنوی

ما زن ها رو دیو نشون میدی که چی بشه؟”

حق با شماست.

من نه با شما به اندازه کافی صادق هستم و نه با خودم.

البته می خواهم بیشتر صادق باشم. هر نوشته کمی صداقت بیشتر. اوکی؟

البته که همه ماجرا اینطوری نیست و البته که من هنوز همه ماجرا را نگفته ام و شاید هم هرگز نیازی به گفتن همه ماجرا نباشد.

قسمتی از ماجرا به این بر می گردد که من هر چه تلاش می کنم وضعیت خودم را در رابطه ای که داشتم – بدون مقصر جلوه دادن همسرم یا خودم – توصیف کنم، میترا و خوانندگان دیگر که مثل او با ذهنیت پیدا کردن مقصر -> قضاوت -> محکوم کردن مقصر -> بستن پرونده داستان را می خوانند دچار سوء تفاهم می شوند.

یک رابطه می تواند مخرب باشد. بدون اینکه لزوما یکی از دو طرف یا هر دو آنها مقصر باشد.

یک خواننده دیگر نوشته است:

“قطعا مقصر اصلی نه شمایید نه اون خانم جفتتون مقصرید.”

این جمله را هر یک از شما بارها شنیده است و بارها هم در آینده خواهد شنید.

کدام تقصیر؟ مگر من از تقصیر حرف زدم؟

این رابطه، البته به این شکل و قالب که در مجتمع های قضایی در جریان است برای من سود دارد. برای من مثل کلاس درسی است که می خواهم تا پایان ترم همه کلاسها را از اول تا آخر شرکت کنم و همه سؤالاتم را از استادش بپرسم. آیا این سود از نظر شما منطقی است؟

قصد ندارم قبل از اینکه کنجکاویم در این زمینه برآورده بشود این کلاس را ترک کنم. آیا این جمله در دستگاه معادلات اقتصادی شما قابل فهم است؟

سؤال مهم این نیست که من چرا وارد رابطه با همسرم شدم و چرا شش سال در آن رابطه ماندم.

طلاق

سؤال مهم اینست که چرا تصمیم گرفتم رابطه را قطع کنم؟

تاکید میکنم: صرف نظر از اینکه مقصر کیست. فراسوی مقصر و تقصیر و بی تقصیر.

من باور دارم یک فرد هم مانند هر موجود زنده دیگری رشد می کند. این رشد در هر مقطعی از زندگی ممکن است باعث شود او به یک رابطه جدید وارد شود یا از یک رابطه موجود خارج.

مهم نیست دو نفر با چه معیارهایی و با چه منطق تصمیم گیری وارد یک رابطه شده اند. چیزی که اهمیت دارد اینست که حالا بعد از دو ماه یا بعد از بیست سال، یکی از (یا هر دو) آنها از دایره ای که دو ماه یا بیست سال پیش اسمش رابطه بود، خارج شده است. نه از روی تقصیر و اشتباه و بدجنسی و بی شعوری و ناسپاسی. که از روی رشد و تحول.

البته که به این سادگی هم نیست. خیلی ها از جمله خود من تلاش می کنند چیزهای خوبی را که در دو ماه یا بیست سال گذشته، ” آن رابطه” برایشان به ارمغان آورده است حفظ کنند. از بچه ها گرفته تا ویلای شمال و رابطه جنسی سهل الوصول و احساس امنیت در ابعاد مختلف.

نکته باریک تر از موی دو دلی و تکه پاره شدن بین ماندن و رفتن، در انتخاب بین جنس سؤالهایی که آدم در هر یک از این دو جهت از خودش می پرسد نهفته است.

اگر بروم چه چیزهایی از دست خواهم داد؟

اگر بمانم چه چیزهایی بدست خواهم آورد؟

یا برعکس.

اگر بمانم چه آدمی خواهم شد؟ یا چه آدمی دارم می شوم؟ یا چه آدمی نخواهم شد؟

رفتنم در بودنم چه تاثیری خواهد داشت؟ چه آدمی می خواهم باشم یا بشوم؟

داشتن یا بودن

دسته بندی بودن و داشتن و پرسیدن متناوب دو سؤال آخری از خودم، به من کمک کرد که تصمیم رفتن بگیرم. منظورم از رفتن، بیرون رفتن از رابطه است. رابطه ای که برای من دیگر کار نمی کرد و خوب نبود و من خود را از دایره اش بیرون حس می کردم.

تاکید میکنم: صرف نظر از اینکه مقصر کیست. فراسوی مقصر و تقصیر و بی تقصیر.

آیا منطقی است که من فراسوی خطا و گناه، وضعیتم را توصیف کنم؟ آیا می توانید بپذیرید که در این داستان کسی مقصر نباشد؟