بایگانی دسته: امکان

مرغ و تخم مرغ – 10 شهریور ساعت 15 تا 20

کشف و خلق امکان

آشنایی با مبانی مرغ و تخم مرغی مدل مرغ و تخم مرغی

چهارشنبه 10 شهریور

egg

برای گسترش اعتماد در جامعه آیا اول باید تعداد اعتماد کنندگان زیاد بشود یا تعداد قابل اعتمادها؟

آیا عرضه یک کالا برای آن تقاضا بوجود می آورد یا تقاضا برای آن کالای خاص باعث شکل گیری عرضه اش می شود؟

آیا کسب درآمد باعث توانمندی می شود یا توسعه توانمندی باعث کسب درآمد؟

آیا علم محرک عمل است یا عمل برانگیزاننده یادگیری؟

آیا گریز از آزادی ما را به سوی جبر سوق می دهد یا فرار از محدودیت  شوق آزادی در ما بوجود می آورد؟

مسائل مرغ و تخم مرغی زیادی در زندگی روزمره وجود دارند که ممکن است گاه و بیگاه ذهن شما درگیرشان بشود.

آیا امکان علت آغازگری است یا معلول آن؟

آیا “امکان”، یک ایده تحقق نیافته است یا یک تحقق به ایده در نیامده؟

چگونه می توانیم وقتیکه تخم مرغی نداریم یا مرغی، مرغی خلق کنیم که تخم کند یا تخمی خلق کنیم که مرغ بشود؟

مناسب برای: کسانی که با این مطلب و این مطلب و این مطلب و این مطلب و سؤالهای فوق ارتباط برقرار می کنند. یا از بداهه امکان خوششان آمده است. یا ریسک شرکت در یک برنامه بی هدف با این معرقی کوتاه را می توانند بپذیرند.

نامناسب برای: کسانی که بین وضع موجود و وضع مطلوبشان میانبری جستجو می کنند.

زمان برگزاری: چهارشنبه 10 شهریور 95 ساعت 15 تا 20

مهلت ثبت نام: تا پایان روز چهارشنیه 3 شهریور

محل برگزاری: در تهران

هزینه ثبت نام هر نفر: 175 هزار تومان

این کارگاه به دلیل عدم استتقبال عمومی در تاریخ فوق برگزار نخواهد شد.

بداهه امکان – معرفی و ده ایده برای موضوعات آن

بداهه امکان گفتگویی سه ساعته است که اینجانب روز سه شنبه ششم مرداد از ساعت 5 تا 8 غروب اجرا خواهم کرد.

ده ایده برای موضوعات گفتگو در این برنامه عبارتند از:

الف- امکان، امکان محوری و هر چیزی درباره امکان. چیزهایی که امکان دارند ولی احتمالشان کم است

ب- بداهه گفتن و بداهه زندگی کردن (improvisation) یا همان زندگی بی هدف

ج- داستانهای شخصی

د- شکار

ه- ملزومات زندگی در این زمان و مکان

و- تحریم شدن و تحریم کردن

ز- گشادی و فرهنگ کار و زندگی پایدار (permaculture)

ح- کار و کارآفرینی

ط- چیزی که شما را قوی تر نمی کند به تدریج شما را می کشد

ی- و هر آنچه پیش آید و خوش آید

برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام به شبکه امکان مراجعه نمایید.

سی کار که بعد از توافق هسته ای می توان کرد

1- اگر توافق هسته ای کامل شود و بعد از سه ماه همه تحریمها برداشته شود و همه اتفاقهایی که همه حدس می زنند می افتد بیفتد، شما (شخص شما) چکار می کنید؟

2- اگر توافق هسته ای کامل نشود و بعد از سه ماه همه تحریمها برداشته نشود و همه اتفاقهایی که همه حدس می زنند می افتد نیفتد، شما (شخص شما) چکار می کنید؟

list-write

از زمانی که کتاب امکان منتشر شده است تا امروز من ایمیلهای زیادی دریافت کرده ام که بیشتر آنها در نقد ایده های مطرح شده در کتاب امکان نوشته شده اند. ایده هایی که: عملی نیستند. مردانه هستند. به درد پسرها که برای فرار از سربازی به دانشگاه می روند نمی خورند. پول زیادی لازم دارند. زیادی خوشبینانه هستند. برای جامعه ایران مناسب نیستند. ایده ها دزدی هستند. و الخ.

 هدف اصلی من در نوشتن کتاب امکان، ارائه سی ایده جایگزین برای دانشگاه رفتن نبوده است. هدف اصلی کتاب امکان، معرفی مفهوم امکان محوری و همچنین تنها روش برای درمان علم زدگی است که در این نوشته و در انتهای کتاب امکان به آن پرداخته ام.

دانشگاه رفتن و جایگزینهای آن فقط یک مورد نمونه از امکان محوری است. یکی از سی ایده ای که در کتاب مطرح شده “نوشتن سی ایده توسط خود خواننده” است. و تنها ایده ای که تا به حال انتقادی به آن وارد نشده است. و تنها ایده ای که من می توانم از آن دفاع کنم. این ایده ای است که تا به امروز برای من مفید واقع شده است و مطمئنم که برای دیگران هم فایده بسیار خواهد داشت.

سؤال این نیست که آیا ایده های مطرح شده در کتاب امکان بدرد شما می خورند یا نه؟ سؤال اینست که آیا از وقتی که با مفهوم امکان محوری آشنا شده اید، هر روز ده ایده خودتان را نوشته اید یا نه؟ آیا تمرین روزانه را انجام داده اید؟

قاعدتا کسی که مدتهاست تمرین روزانه اش را انجام می دهد بهتر می تواند به سؤالهایی که در ابتدای نوشته مطرح کردم – فقط برای خودش- جواب بدهد.

برای کسی هم که تمرین روزانه اش را انجام نمی دهد و مدتهاست که از گشادی مزمن و یبوست ذهنی و تکرر ناسپاسی رنج می برد جواب به هر دو سؤال یکسان است. توافق هسته ای صورت بگیرد یا نگیرد، در هر صورت چنین آدمی ایده ای ندارد که چکار باید بکند. برای چنین آدمی هم اقتصاد باز و هم اقتصاد بسته هر دو می توانند تهدید باشند. یکی به دلیل رقابت فشرده. دیگری به دلیل کمبود منابع. یکی به دلیل تندی. دیگری به دلیل کندی.

3- آیا ده ایده برای سؤالهای بالا دارید؟ یا هر چیز دیگری؟ همیشه نوشتن دو سه ایده اول کار آسانی است. دو تای بعدی کمی سخت می شود. پنج ایده بعدی نفس آدم را می گیرد. عضله ایده پردازی برای ورزیده شدن به فشار نیاز دارد.

4- چقدر طول می کشد تا عضله ایده پردازی ورزیده شود؟ شش ماه یا یک سال. چه اهمیتی دارد؟ شما از همین امروز شروع کنید. تاثیرش را ظرف چند ماه در ابعاد مختلف زندگیتان خواهید دید.

5- آیا همه ایده هایی که می نویسم باید ایده های خوبی باشند؟ شما حتی اگر هم فکر کنید که بیشتر ایده هایتان ایده های خوبی هستند، واقعیت خلاف اینست. ایده مثل اسپرم می ماند. به ازای هر بچه که بدنیا می آید میلیونها اسپرم به فنا می روند. برای اینکه یک ایده خوب پیدا شود و به پیاده سازی و بهره برداری برسد، نیاز به فنا شدن هزاران ایده وجود دارد. البته نوشتن هزاران ایده بد ما را به آن “یک ایده خوب” می رساند.

6- آیا نوشتن روزانه ده ایده ( قسمت ذهنی) از قسمتهای دیگر تمرین روزانه مهمتر است؟ خیر. هر چهار قسمت در کنار هم اهمیت دارند. میلیونها اسپرم بدون وجود یک تخمک و یک رحم و تغذیه مناسب هیچ نوزادی را خلق نمی کنند. من بیشتر روزها ده ایده می نویسم ولی روزهایی که شب قبلش خوب نخوابیده باشم یا روزهایی که با مادر بچه ها جر و بحث کرده باشیم، نوشتن ده ایده برایم بسیار سخت می شود.

7- من ایده های زیادی دارم ولی نمی دانم کدامشان را انتخاب کنم. شما ایده را انتخاب نمی کنید. ایده شما را انتخاب می کند. ابتدا باید یاد بگیرید که به ایده هایتان وابستگی (attachment) پیدا نکنید و آنها را دور بریزید. کم کم یاد می گیرید که ایده ای را که قلب شما را به تپش می اندازد و خواب و خوراک را از شما می گیرد و در ضمن امکان مجاور هم هست، شناسایی کنید.

8- آیا همه ایده ها باید در جهت کسب و کار و درآمدزایی باشند؟ خیر. بهتر است اینگونه نباشند. برای هر چیزی می توانید ده ایده بنویسید. مثلا نشانه شناسی. کسب درآمد اثر جانبی ورزیده شدن عضله ایده پردازی است. ایده هایی که با هدف کسب درآمد یا ایجاد کسب و کار تولید می شوند معمولا بیش از حد متوسط بد هستند.

9- با ایده های دیگران چکار کنم؟ الف- انتقاد و بیان اینکه چرا بدرد شما نمی خورند. ب- نوشتن ده ایده بر اساس آنها و ترکیب آنها با ایده های خودتان. ایده خوب زمانی بوجود می آید که به اندازه کافی با ایده های دیگر ترکیب شده باشد. عضله ایده پردازی شما هر چقدر هم که ورزیده شده باشد هنوز محدود به چارچوب ذهن شماست. ایده شما در ترکیب با ایده های دیگران هزاران برابر بهتر می شود و شانس مولد شدن پیدا می کند. این پدیده درست شبیه جفت گیری است. همانطور که همه موجودات برای مولد شدن به جفت گیری نیاز دارند، ایده ها هم برای مولد شدن نیاز به ترکیب و آمیزش با ایده های دیگران دارند.

10- من برای این کار وقت ندارم، چکار کنم؟ go f**k yourself.

خلق وبلاگ – گزینه جایگزین

دلایل زیادی برای خلق وبلاگ (blogging) وجود دارد. اگر کتاب امکان را خوانده باشید حتما متوجه شده اید که من به شکل خسته کننده ای تقریبا بعد از همه گزینه ها پیشنهاد کرده ام  که یک وبلاگ بسازید و تجربیاتتان را در آن منتشر کنید.

برخلاف تصور خیلی ها، یک وبلاگ صرفا ژورنالی برای انعکاس فعالیتها یا احساسات یا عقاید یا عکسهای ما نیست. رابطه بین وبلاگ و چیزی که هستیم و می شویم (در حالت ایده آل) بیشتر شبیه رابطه مرغ و تخم مرغ است تا شبیه رابطه روزنامه و خوانندگانش. من خودم بیشتر وقتها نمی توانم بگویم که وبلاگم فعالیتهایم را شکل می دهد یا تجربیاتم وبلاگم را.

وبلاگ
وبلاگ

وبلاگ بهترین امکانی است که اینترنت/فناوری اطلاعات تا به امروز برای بشر فراهم کرده است.”

(بدیهی است در همه جای این متن منظور من از وبلاگ جایی است که صاحبش به طور مرتب به آن محتوای ارزشمند اضافه می کند. ارزشمند هم برای خودش و هم برای مخاطبانش. داشتن یک اکانت روی یک پلتفرم وبلاگنویسی و گه گداری کپی کردن مقداری چرت و پرت روی آن کسی را واجد شرایط وبلاگ داشتن نمی کند.)

– خلق یک وبلاگ به شما کمک می کند (شما را مجبور می کند) که دائما یاد بگیرید. یک وبلاگ مانند یک معلم/مربی/مدیر شبانه روزی عمل می کند. فرقی نمی کند که موضوع وبلاگ شما چیست یا کدام گزینه را انتخاب کرده اید. چیزی که اهمیت دارد اینست که دائما در مسیر رشد و یادگیری باقی بمانید و لبه های امکان را بکاوید. من نمی گویم که این کار بدون خلق وبلاگ غیر ممکن است ولی خلق وبلاگ احتمالش را خیلی زیاد می کند.

– خلق یک وبلاگ به شما امکان ارتباط و گفتگو با آدمهای دیگر را می دهد. با آدمهایی که علایق و دغدغه های مشترک دارند. خوب ممکن است بگویید که شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک هم همین کار را ولی خیلی آسانتر انجام می دهند. شاید علایق و دغدغه های مشترک در هر دو جا یکی باشد ولی میزان اهمیت دادن (care) و تشنگی قطعا خیلی فرق دارد.

– یک وبلاگ جایی است برای بازی کردن، خلق، سرگرم شدن و لذت بردن. باز هم فرقی نمی کند که موضوع وبلاگ شما چیست. جامعه شناسی، عکاسی، آشپزی، کسب و کار، ادبیات، موسیقی یا جراحی قلب باز. مهم اینست که جایی دارید برای بازی و سرگرم شدن. به تنهایی و با دیگران.

–  سالهاست که مصرف کننده اطلاعات بوده اید. سالهاست که از اینترنت گرفته اید. حالا شاید زمان آن فرا رسیده باشد که چیزی به آن برگردانید. اگر فقط به یک نفر یک چیز یاد بدهید. اگر فقط برای یک نفر الهام بخش باشید. اگر فقط یک سؤال برای یک نفر ایجاد کنید. اگر فقط به بازیافت یک اندیشه کمک کنید. اگر فقط یکی از مؤلفه های امکان پذیر شدن چیزی بشوید.

 – خلق وبلاگ برای شما فرصتهای جدید ایجاد می کند. کی و چگونه اش را کسی نمی داند. ممکن است یک کار پیدا کنید. ممکن است شغلتان را تغییر بدهید. ممکن است با کسی دوست بشوید یا ازدواج کنید. ممکن است یک کسب و کار راه بیندازید. ممکن است یک کارگاه نجاری یا نقاشی دایر کنید. ممکن است شکارچی بشوید. البته برای استاد شدن در وبلاگ نویسی هم دو روش وجود دارد.

اگر واقعا می خواهید وبلاگ بنویسید و اگر فکر می کنید این مطلب کافی نیست و به کمک بیشتری نیاز دارید شاید این برنامه به شما کمک کند:

خلق وبلاگ – گزینه جایگزین

یکشنبه 25 آبان ساعت 3 تا 6 عصر

کارگاه یادگیری بدون آموزش – اصفهان 5 تا 7 آذر

من به همراه آیدین یاسمی پنجم تا هفتم آذر ماه کارگاهی با نام “یادگیری بدون آموزش در فرایند تفکر طراحی” برگزار خواهیم کرد. این برنامه به دعوت بنیاد ملی نخبگان اصفهان برگزار می شود ولی شما هم اگر در آن تاریخ در اصفهان هستید شاید بتوانید شرکت کنید.

این برنامه اولین برنامه از برنامه هایی است که روی سایت امکان معرفی می شوند. امکان فضایی است باز برای خیلی چیزها که امکان دارند.