دسته: ایده

ده ایده برای کسانی که از جدایی می ترسند

ده ایده برای کسانی که از جدایی می ترسند

الف- بیشتر از آنکه فکرش را بکنی – همین الان هم – تنها هستی. تنها شدن بطور رسمی، تنها به این معنی است که چیزی را که مدتها واقعیت زندگیت را ساخته است بپذیری. و این اولین قدم است برای خاتمه دادن به انزوایی که مثل خوره روحت را می خورد. ب- تا وقتی که در عمل یک دوره تنهایی را تحمل نکنی، تنهایی عاطفی که در حال حاضر حس می کنی، به آخر نمی رسد. حس غریب تنها سر سفره نشستن، در مقایسه با وحشت ویرانگر درک نشدن توسط طرف مقابل برای صد هزارمین بار، هیچ نیست. کسی که… ادامه ←

فرصت کار داوطلبانه – به راه بادیه

فرصت کار داوطلبانه – به راه بادیه

اگر مشتاق به راه بادیه رفتن یا نشستن باطل هستید خلق محتوا و انتشار آن برایتان مهم است می توانید متن، عکس، صدا و فیلم ویرایش کنید با شبکه های اجتماعی آشنا هستید برای رشد “ مفهوم به راه بادیه ” ده ایده دارید و مایلید که داوطلبانه این کار را انجام بدهید، من مشتاقم که کارنامه شما را بخوانم .  … ادامه ←

بابا نان داد. ولی به چه قیمتی؟

بابا نان داد. ولی به چه قیمتی؟

پدربزرگ من خاطره ای از دوران کودکیش با این مضمون برای ما تعریف می کرد: در زمانیکه نان به شدت در قزوین (و احتمالا بقیه شهرها) کم شده بود و صف نانواییها خیلی طولانی، یک روز رضاشاه به قزوین می رود و ناشناس وارد یک نانوایی سنگکی در خیابان سپه می شود. رضاشاه از نانوا دلیل صف طولانی را می پرسد و نانوا کمبود آرد را بهانه می کند. رضا شاه به انبار کنار نانوایی می رود و می بیند پر از کیسه های آرد است. همان موقع به افرادش که بیرون مغازه ایستاده بودند دستور می دهد دو نانوا… ادامه ←

آخرین دیدگاه‌ها