دسته: برچسب

ملاحظاتی در باب ندیدن کدو

داستانی در دفتر پنجم مثنوی معنوی هست با این عنوان: “داستان آن کنیزک که با خر خاتون شهوت می راند، و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه، و کدویی در قضیب خر می کرد تا از اندازه نگذرد، خاتون بر آن وقوف یافت. لکن دقیقه کدو را ندید، کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور، و با خر جمع شد بی کدو، و هلاک شد به فضیحت، کنیزک بیگاه بازآمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم، ..یر دیدی کدو ندیدی، ذکر دیدی آن دگر ندیدی…” داستان نسبتا ساده ای… ادامه ←

سفر با اعداد

سفر با اعداد

ما 6 نفر بودیم. شب اول را در روستای ناندل در ارتفاع 2300 متری خوابیدیم. روز دوم بعد از 8 ساعت کوهپیمایی به جانپناه تخت فریدون در ارتفاع 4400 متری رسیدیدم. شب را در جانپناه خوابیدیم. من توی کیسه خواب 19- درجه. روز بعد ساعت 6 صبح به سمت قله حرکت کردیم. به ارتفاع 5100 متری که رسیدیم هوا به قدری خراب شده بود که مجبور شدیم برگردیم. در مدت کمتر از 1 ساعت بیشتر از 10 سانتی متر برف بارید. دوباره به جان پناه برگشتیم. اتاقی با دیوارهای سنگی و سقفی آهنی که در سال 1353 برای زنده نگه… ادامه ←

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

پدیده جالبی در مغز من اتفاق می افتد که در عین حال شرم آور و تهوع آور هم هست. به محض اینکه نگاهم به یک آدم غریبه در پیاده رویی جایی می افتد مغز من شروع می کند به تحلیل شخصیت آن شخص. گویی که یک نرم افزار تست شخصیت در کامپیوتر مغز من نصب شده است. مغز من هر روز و روزی چند بار تست های مختلفی مثل مایرز-بریگز و غیره را به طور رایگان برای آدمهای نا شناس اجرا می کند. “این از اون حرومزاده هاس که از صبح تا شب دروغ می گن” یا “این دختره از… ادامه ←