دسته: فیدبک

چرا من به شعر گفتن ادامه می دهم؟

چرا من به شعر گفتن ادامه می دهم؟

چند روز پیش که شعر به روی ماشینها را بر روی فیس بوک به اشتراک گذاشتم چند نظر ( feedback ) قابل توجه دریافت کردم که الهام بخش نوشتن این مطلب شدند. دوستم بابک معتقد است که وقتی من نوشته ای را بر روی فیس بوک به اشتراک می گذارم به طور غیر مستقیم از دوستانم می خواهم که نظر بدهند. بهتر است بگویم من حتی قبل از اینکه شروع به نوشتن نوشته ای بکنم به طور مستقیم و غیر مستقیم از خوانندگانم می خواهم که نظر بدهند. این را کاملا جدی می گویم. هیچ کنایه ای در کار نیست. خواهش/تقاضا/تمنا می کنم که… ادامه ←

گر آمدنم بخود بدی نامدمی

گر آمدنم بخود بدی نامدمی

دیروز یعنی جمعه ساعت 8:30 صبح با یکی از دوستان در میدان آریاشهر قرار داشتیم و من باید حداکثر ساعت هشت بیدار می شدم. برای من بیدار شدن اجباری صبح جمعه یا هر روز دیگری کار سختی است. فقط کسی که مازوخیسم طبیعت گردی دارد از خواب نوشین سحری می گذرد. ظاهرا پلنگ چال و درکه از نقاط بسیار پرطرفدار کوهنوردی در اطراف تهران است و به همین دلیل پیدا کردن جای پارک در شعاع دو کیلومتری این منطقه اصلا کار آسانی نیست. و بعد کوهنوردی در میان سیل جمعیت. به خصوص برای کسی مثل من که برای دور شدن از شلوغی و آدمها و آرامش طبیعت،… ادامه ←

بی معرفتی، دفاع شخصی و هنر نوشتن

بی معرفتی، دفاع شخصی و هنر نوشتن

اولین بار عنوان “دفاع شخصی” را از یکی از دوستهایم شنیدم که به کلاسی با همین عنوان می رفت. به نظر من خیلی جالب بود و هنوز هم هست. خیلی از تمرینهایی که در یک کلاس دفاع شخصی آموزش داده می شود ممکن است با خیلی ورزشهای دیگر مشترک باشد ولی چرا دفاع شخصی؟ چرا یک شخص در قرن بیست و یکم و در یک شهری که سر هر چهار راه آن یک کلانتری سیار هست نیاز به آموزش دفاع شخصی دارد؟ (قضیه را سیاسی نکنید در شهرهای بلاد فرنگ هم این کلاسها هست) شاید چون در باشگاه ورزشی دیگری… ادامه ←

آخرین دیدگاه‌ها