Category Archives: آغازگری

علم زدگی یا بیماری نمی توانم نمی توانم

طرح یک بیماری بری بری (beriberi) یک بیماری سیستم عصبی است که به دلیل کمبود ویتامین ب یک در رژیم غذایی بیمار بوجود می آید. پزشکان مدتها تصور می کردند که عامل بوجود آورنده این بیماری هم مثل خیلی از … Continue reading

Posted in آغازگری, اطلاعات, تعاریف, شستشوی مغزی, گشادی | Leave a comment

معماری اطلاعاتی آغازگری یا تنها سه چیزی که برای آغازگری نیاز دارید بدانید

“بزرگترین سمینار تحول فردی” برای ثبت نام و رزرو جا عدد 2233 را ارسال کنید. یا سمینار بزرگ موفقیت. یا سمینار ازدواج موفق. یا دوره تحول  در بازاریابی و فروش. آیا شما هم مثل من چنین پیامکهایی دریافت کرده اید؟ … Continue reading

Posted in آغازگری, اطلاعات, شستشوی مغزی, یادگیری | Leave a comment

چرا من به شعر گفتن ادامه می دهم؟

چند روز پیش که شعر به روی ماشینها را بر روی فیس بوک به اشتراک گذاشتم چند نظر (feedback) قابل توجه دریافت کردم که الهام بخش نوشتن این مطلب شدند. دوستم بابک معتقد است که وقتی من نوشته ای را … Continue reading

Posted in آزادی, آغازگری, اشتباه, اشعار, انتظار, ایده, بی ربط, ترس, تعاریف, تغییر, توهم, جستجو, فیدبک | 1 Comment

جوان ناکام، سقراط و آغازگری

اعلامیه ای روی دیوار همسایه روبرویی ما چسبانده شده است که از دنیا رفتن جوانی ناکام را اعلام می کند. عکس اعلامیه پسری نوزده بیست ساله را نشان می دهد. عبارت “ناکام” پررنگ و با حروف بزرگ بر روی اعلامیه … Continue reading

Posted in آغازگری, بهانه, ترس, تعاریف, تغییر, پرسش, کلیات | Leave a comment

اولین سالگرد وبلاگ نویسی من

یکسال گذشت. از زمانی که تصمیم گرفتم این وبلاگ را بنویسم. در ابتدا دقیقا نمی دانستم که هدفم از نوشتن این مطالب چیست. هنوز هم دقیقا نمی دانم. هنوز هم شاید هدف اولم مشهور شدن باشد. ego. حرفهایم را آنقدر … Continue reading

Posted in آزادی, آغازگری, ایده, ترس, تعاریف, تغییر, تنهایی, جستجو, حسادت, خلاقیت, دروغ, رشد, سفر, شستشوی مغزی, وبلاگ, کتابلاگ, گشادی, یادگیری | 2 Comments

وقتی که جواب را نمی دانی چکار می کنی؟

هیچی. تحقیق می کنی. جستجو می کنی. کتاب می خوانی. تا جواب را پیدا کنی. من سی سال است که دنبال جواب این سؤال می گردم که چرا نمی توانم صبحها زودتر بیدار شوم. دوستی دارم که دنبال جواب این … Continue reading

Posted in آغازگری, گشادی | Leave a comment

وقتشو ندارم

سؤال: اگر کاری هست که من واقعا دوست دارم انجام بدهم ولی وقت انجام آنرا ندارم چه کار باید بکنم؟ مثلا من دوست دارم هر روز یک مطلب بر روی وبلاگم بنویسم ولی خیلی روزها وقت نمی کنم. جواب: برای … Continue reading

Posted in آغازگری, ایده, بهانه | Leave a comment

بیست و هفت سال پیش در چنین روزی

هفته هایی که مدرسه من شیفت صبح بود، مادرم من را به زور صبح زود بیدار می کرد. سر سفره صبحانه بین خواب و بیداری با قاشق چای خوری شکر را توی استکان چایی هم می زدم. بدون توقف هم … Continue reading

Posted in آغازگری | Leave a comment

رو چی (چه پروژه ای) داری کار می کنی؟

اگر کسی یقه شما را بگیرد و این سؤال را از شما بپرسد، آیا برای جواب دادن به هیجان می آیید؟ یا اصلا جوابی ندارید که برای دادنش به هیجان بیایید؟   مطالب مرتبط: بهترین ایده برای آغازگری

Posted in آغازگری | Leave a comment

جایی که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز می شود

همه ما کارهایی داریم که برای آنها پیر شده ایم. ضرب المثل “ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست!” کلیشه ای بیش نیست. چون هر کسی که این ضرب المثل را به شما می گوید خودش تعداد زیادی کار … Continue reading

Posted in آغازگری, تغییر, گشادی | Leave a comment