Category Archives: حسادت

اولین سالگرد وبلاگ نویسی من

یکسال گذشت. از زمانی که تصمیم گرفتم این وبلاگ را بنویسم. در ابتدا دقیقا نمی دانستم که هدفم از نوشتن این مطالب چیست. هنوز هم دقیقا نمی دانم. هنوز هم شاید هدف اولم مشهور شدن باشد. ego. حرفهایم را آنقدر … Continue reading

Posted in آزادی, آغازگری, ایده, ترس, تعاریف, تغییر, تنهایی, جستجو, حسادت, خلاقیت, دروغ, رشد, سفر, شستشوی مغزی, وبلاگ, کتابلاگ, گشادی, یادگیری | 2 Comments

تو به زودی موفق می شی

این جمله را یک خانم میانسال که کسب و کار موفقی در زمینه آموزش مادون متوسط دارد بعد از یک جلسه یک ساعته به من گفت: “تو به زودی موفق می شی.“ من تا چند روز احساس خیلی بدی داشتم … Continue reading

Posted in بی ربط, ترس, حسادت | 6 Comments

مجبور بودم می فهمی؟

مجبورم روزی یک مطلب بنویسم. یعنی فعلا با خودم اینجوری قرار گذاشتم. بعضی روزها هم نمی نویسم. بعد مجبور می شوم اینکار را یک جوری توجیه کنم. مثلا به خودم بگویم که آن روز جزو زندگی من نیست. آن روز … Continue reading

Posted in بی ربط, حسادت, گشادی | Leave a comment

ده روش برای از بین بردن حسادت و سه روش برای ایجاد آن

خواندن مطلب روزی که احساس حسادت نکردم. خواندن کتاب زندگی بدون حسادت (من توصیه نمی کنم) تخریب شخصیتی (ضایع کردن) کسی که به او حسادت می کنید. غیبت کردن یا نوشتن علیه وی دو روش برای این کار هستند. شکایت … Continue reading

Posted in حسادت | Leave a comment

روزی که احساس حسادت نکردم

بعد از چهار روز دور بودن از شهر و اینترنت وقتی بیست و یک پیام تبریک تولد روی فیس بوک دیدم تازه فهمیدم فیس بوک برای من هم خوب است. فیس بوک یکی از جاهایی است که حسادت من را … Continue reading

Posted in حسادت | 9 Comments