بایگانی برچسب: s

پادکست فارسی فرد و زوج – 4

مواجهه با سرطان پس از عقد

پادکست فرد و زوج

مطالب کلیدی این قسمت از پادکست فارسی فرد و زوج:

[1:00] عقد با دوست چند ساله با برنامه مهاجرت

[1:35] دو روز قبل از سفر متوجه شدم دچار سرطان سینه هستم. همه نقشه هام نقش بر آب شد

[3:35] پروسه سنگین درمان

[4:45] تاثیر شیمی درمانی بر هورمونها

[7:00] آموزشی هم وجود نداره

[9:10] به همسر طرف باید گفته بشه …

[10:15] تغییر ظاهر

[12:05] تو مسئله تغییرظاهر مشکلی نداشتیم

[13:05] مسائل بزرگتر از ظاهر

[14:55] توقعی که من داشتم اصلا براورده نشد

[15:45] برو خدا رو شکر کن همین که پات وایسادم خیلیه

[18:05] گفتگو درباره انتظارات از طرف مقابل در مواقع خاص به هنگام انتخاب

[18:30] عجیب بودن شرایط و تفاوت فاحش حرف تا عمل

[21:00] رویکرد همدلی در برابر رویکرد دست پیش می گیری که پس نیفتی

[22:40] بعد از شیمی درمانی می رسیم به جراحی. از دست  دادن عضوی مهم

[25:00] شاید طرف مقابلت از اول همین بوده و تو داری اشتباه می کنی

[26:00] قدمهای اشتباه. سرویس بی قید و شرط به طرفم

[27:40] انتظار حمایت در شیمی درمانی

[28:40] از دست دادن ها

[30:10] هیچی دیگه مثل قبل نیست

[30:50] با حرف زدن می تونیم مشکلاتمون رو حل بکنیم

[33:20] آیا گفتگو از ابتدای رابطه برای تو مهم بوده؟ نه راستش!

[34:15] چه چیزی نادیده گرفته شده بود؟ شرایط حاد.

[35:35] این وسط خیلی از باورهای من شکست

[36:15] نمی خوام عجولانه تصمیمی بگیرم

[39:30] دیدن واقعیت با وضوح بالا به دلیل شرایط حاد

[40:00] مفهوم همسر و مسئولیتهایش

[42:55] منم یه سری تغییرات توی رفتارم ایجاد می کردم

[44:25] ریختن پایه های شل در طوفان

[46:10] جونشو ندارم الان که دوباره یه جنگ شروع کنم

[48:15] بیماری سکس رو قطعا تحت تاثیر قرار داد

[49:00] من بخشهاییش رو ضعفهای آموزشی جامعه می بینم

[50:00] شرایط در کشورهای پیشرفته

[51:05] ما که کشور پیشرفته نیستیم

[53:00] چالش نگرشی و فرهنگی آموزش

[54:20] گارد داره چون می گه تو غر می زنی موقع اطلاعات دادن

[56:45] ما از بچگی آموزش در زمینه رابطه سالم آموزش ندیده ایم

[58:20] رقابت بین سیستم آموزشی صحیح و فرهنگ خانواده سنتی

[1:00:00] ما دهه شصتیا این وسط ویلون بودیم

[1:02:50] پتانسیل ذاتی گفتگو در رابطه

[1:05:05] دامن زدن به استرس طرف با بعضی گفتگوها

[1:07:20] روزت چطور بود؟

[1:08:35] وقتی آدمهایی رو می دیدم که طولانی می تونن صبحت کنن حسودیم می شد

[1:10:35] دعوت به گفتگو در پادکست فرد و زوج. شاید بتونیم بعضی از مسائلمون را با گفتگو در این پادکست حل کنیم

 

فید پادکست فارسی فرد و زوج

پادکست فارسی فرد و زوج را می توانید روی کست باکس، اسپاتیفای و گوگل پادکست گوش کنید.

 

شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج

من معتقدم که وظیفه همه ماست که به یادگیری و رشد یکدیگر در زمینه ایجاد و حفظ روابط سالم، معنادار و لذتبخش کمک کنیم. امیدوارم پادکست فرد و زوج فضای چنین رشدی را فراهم کند.

در صورت تمایل به شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج لطفا با من تماس بگیرید.

صفحه اینستاگرام فرد و زوج

پادکست فارسی فرد و زوج – 3

کمای طلاق

فرد و زوج

مطالب کلیدی این قسمت از پادکست فارسی فرد و زوج:

[00:40] فکر نکردن به ازدواج و ازدواج با یکی از همنوردهای خوبم

[1:30]  پایه تصمیم برای ازدواج و چیزهایی اساسی که نمی دانستم

[3:00] حفظ ویترین زندگی مشترک و زندگی به عنوان دو تا همخونه

[5:50] واقعیتی که از اول توی رابطه وجود داشت و من نمی دونستم

[8:10] ذره ذره گرفتن اعتماد به نفس من و ایراد گرفتن از همه چیز و همه کس

[10:00] اولش ساختار خوشایندی داشت ولی کم و کم و دونه دونه حذف شد

[11:00] رسیدن به نقطه ای که فهمیدم باید خودمو نجات بدم

[12:30] تمایز بین تلاش برای حفظ رابطه و ماندن از روی عدم عزت نفس

[13:15] در 27 سالگی باور کرده بودم که یائسه شدم

[14:00] تهدید و استراتژی خالی نگه داشتن حساب من

[17:10] کشف یک الگو به کمک سیگنال مادر شوهر

[18:45] فکر می کردم زندگی مشترک اینه دیگه

[20:50] تیر خلاص تخریب جلوی اطرافیان. پیدا کردن خودم در سفر

[22:00] شرایط لازم برای جدا شدن از دید خانواده سنتی

[24:00] حمایت یک فمینیست از من

[25:00] زمان خریدن برای به تعویق انداختن جدایی

[27:25] فراهم کردن مقدمات جدایی، حق طلاق، تهدید و حمایت خانواده شوهر از طلاق

[30:55] جابجا شدن اون نقطه بعد از امضای طلاق

[31:40] شروع مجدد زندگی با پسماند وجود

[32:30] کمای بعد از طلاق در شش ماه اول

[33:20] دلتنگی برای همان روزهای داغون، عدم پذیرش واقعیت

[36:40] ترس از عدم توانایی در پایین آوردن گارد برای نفر بعدی

[38:25] حس می کنم زخمهام خوب نشده بعد این همه وقت. اهمیت زمان در التیام زخمها

[39:50] نباید توقع بیش از حد داشته باشی از خودت توی چند سال اول

[40:35] مقایسه مجردی قبل ازدواج با مجردی بعد طلاق

[42:50] اختلال اضطراب بعد از تروما

[44:35] من هم یک سری مسائلی داشتم که این آدمو انتخاب کردم

[47:00] اصل مهم برای ازدواج بعدی: توانایی گفتگو

[50:00] فکر کردن به ازدواج بعدی و مادر شدن

[54:30] نکوهش منطق فوقش جدا میشی

[56:40] ماندن در قالب عادت

[57:20] احساس تعلق به خونه ای که خونه منه

[58:00] خود: از اضمحلال در رابطه ناسالم تا بازیافت پس از طلاق

[1:00:00] خودم باشم. نترسم. دنیا بهت کمک می کنه

[1:02:50] پادکست خوب و جالب و آموزنده ای بود. لطفا شما هم شرکت کنید.

فید پادکست فارسی فرد و زوج

پادکست فارسی فرد و زوج را می توانید روی کست باکس، اسپاتیفای و گوگل پادکست گوش کنید.

 

شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج

من معتقدم که وظیفه همه ماست که به یادگیری و رشد یکدیگر در زمینه ایجاد و حفظ روابط سالم، معنادار و لذتبخش کمک کنیم. امیدوارم پادکست فرد و زوج فضای چنین رشدی را فراهم کند.

در صورت تمایل به شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج لطفا با من تماس بگیرید.

صفحه اینستاگرام فرد و زوج

سخت ترین جدایی

قبل از اینکه جسارت این را پیدا کنی که خیلی جدی با او صحبت کنی، چند ماه یا چند سال یا چند دهه از شروع رابطه گذشته است.

چند ماه یا چند سال یا چند دهه پیش که با هم آشنا شدید همه چیز عالی بود. فکر می کردی نیمه گم شده ات را پیدا کرده ای. او مثل یک آینه هر آنچه را که دوست داشتی و آرزو می کردی به تو نشان می‌داد. از اینکه او هم مانند تو دوست دارد در یک روستای کوچک کوهستانی زندگی کند تا نگاهش به محیط زیست و معنای زندگی در کل. او خیلی زود با شناخت عمیقی که از تو بدست آورده بود، عشق و علاقه جدی به تو نشان می داد و مستقیم و غیر و مستقیم بیان می کرد که نگاهش به رابطه تازه شکل گرفته بین شما بلند مدت است.

در نتیجه تو هم به موجودی که چیزی به جز حسن و کمال در تو نمی دید و همانی بود که همیشه دنبالش بوده ای علاقه پیدا کردی. البته چیزی بیشتر از یک علاقه ساده اولیه که در یک رابطه سالم و ارگانیک به تدریج ممکن است رشد کند. فاصله بین علاقه و عشق سریع سپری شد و تو خیلی زود چشمانت را در یک رابطه که جدی شده بود باز کردی.

ولی یک جای کار می لنگید. اشکالی وجود داشت که برای تو به راحتی قابل درک نبود. رابطه با آدمی که تو را دوست داشت و تو دوستش داشتی اثر مخربی روی سلامت جسم و جانت داشت. چیزی از درون مثل خوره وجود تو را می خورد و خالی می کرد و تو نمی دانستی که آن چیز چیست. البته بعد از مدتی شروع کردی به یافتن سرنخهایی. حدسهایی می زدی. و خیلی زود با هزار و یک توجیه با خودت مخالفت می کردی.

آخر چطور می شود کسی که آدم را به این اندازه دوست دارد این کارها را بکند؟ چه کارهایی؟ کارهای زیادی اینجا می توان بر شمرد. که به دست بلند کردن و خشونت فیزیکی محدود نمی شوند. شریک آدم می تواند بدون دست بلند کردن او را به ورطه نابودی بکشاند. با پنهان کردن زندگیش، با دروغهای سریالی، با خیانت، با ولخرجی، با اعتیاد به هر چیز، با بی مسئولیتی و با حضور نداشتن.

شاید هم اولین بار که این چیزها را دیدی اعتراضی کردی. ولی خیلی ملایم و با حسن نیت. هر چه باشد تو آدم معمولی خوبی هستی. تو با تکیه بر اعتماد تلاش کردی که دوستانه گفتگو کنی و مطمئن شوی که تو اشتباه می کنی. فقط خواستی از زبان او هم بشنوی که مسئله واقعی آن چیزی نیست که در ظاهر به نظر می رسد. و همین اتفاق هم افتاد. و هر دفعه که تو دوستانه مسئله را با او در میان گذاشتی، گفتگو از سمت او استادانه به حاشیه کشیده شد و اصطلاحا ماستمالی شد.

تا اینکه بالاخره بعد از چند ماه یا چند سال یا چند دهه تصمیم گرفتی به گونه دیگری گفتگو کنی. مثل یک بالغ عاقل نه مثل یک بچه خوب. تلاش کردی که همه راه های به حاشیه کشاندن گفتگو را به روی او ببندی و این بار دیگر اجازه ماستمالی به او ندهی.

با همه جدیتی که می توانی توی صدایت خرج کنی به او می گویی که به اندازه کافی دروغ یا خیانت یا ولخرجی یا سردی یا بی احترامی را تحمل کرده ای. یا تصمیمت را به جدایی اعلام می کنی یا اولتیماتوم می دهی که اگر تغییر نکند او را ترک خواهی کرد. و با یکی از این دو واکنش روبرو می شوی که برای هیچ کدام آماده نیستی.

الف- اعتراف

به تو می گوید که حق با توست. همسر سابق من بعد از یک ساعت گریه بی وقفه این جمله را به من گفت. که از این قضیه متاسف است و این مشکل وجود دارد و من به او کمک کردم که خودش هم مشکلش را با وضوح بیشتری ببیند و درک کند. او به همه آن شواهدی که جمع کرده ای اعتراف می کند و ابراز ندامت و پشیمانی.

او تصمیم و اراده اش را برای تغییر اعلام می کند. چراکه تو و رابطه اش با تو از هر چیز برایش مهمتر است و می خواهد که خودش را برای حفظ رابطه تغییر دهد و اصلاح کند.

او به تو قول می دهد که تغییر کند. فقط به کمی زمان نیاز دارد و البته درک و حمایت از سمت تو. تو ناامیدانه می خواهی که باورش کنی. قول می دهد که پیش مشاور برود. و تو هم کمکش کنی. آینده بهتری برای تو ترسیم می کند. برای مخاطب خوب و مستاصل و آسان باوری که تو باشی.

ولی واقعیت اینست که تغییری اتفاق نمی افتد. او ممکن است چند جلسه پیش مشاور یا روانپزشک برود و حتی شروع کند به مصرف یکی دو نوع دارو. به اندازه کافی در ظاهر تغییر می کند که تو نتوانی تهدیدت را عملی کنی.

و در این فاصله زمانی تا تو بفهمی که او توانایی یا در حقیقت تمایل به تغییر ندارد، او فرصت کافی پیدا می کند که دست و بال تو را اصطلاحا بند کند. نمونه رایج تعهدات دست و پاگیر در این جا بچه است که خوشبختانه گریبان من یکی را نگرفت. البته تعهدات در شکلها، اندازه ها و رنگهای بسیار متنوعی ارائه می شوند. تعهدات روی هم انباشته می شوند. هزینه ریخته شده هم همینطور. دیگر جوان نیستی. یا حداقل خودت اینطور فکر می کنی. حالا جسارت تو برای جدایی کمتر شده است. گزینه ها و امید به آینده ات هم همینطور.

ب- انکار

داستان همان داستان است. او را به یک گفتگوی سخت و بدون راه فرار به حاشیه دعوت می کنی. و او همه چیز را خیلی محکم و با اعتماد به نفس انکار می کند. به تو می گوید که خیالاتی شده ای. کلی هم از دستت ناراحت و دلخور می شود. چطور به خودت اجازه داده ای که درباره اش چنین فکر کنی؟ مگر به او اعتماد نداری؟ آنهم بعد از این همه محبت و فداکاری که در حق تو کرده است؟ اصلا تو لیاقت محبت نداری. و بعد توپ را توی زمین تو می اندازد. هر مشکلی را که درباره اش حرف می زنی، خودت داری. خودت عصبی یا افسرده یا سرد یا دروغگو هستی. مشکل تو هستی نه او.

تو می مانی و یک سری ادعا که برای آنها شواهد و مستندات کافی نداری. از رابطه که فیلم نمی گیرند. حرف باد هواست و به راحتی قابل انکار. هر چی می گویی تهمت نارواست و باید از خودت بابت گفتنشان خجالت بکشی.

احتمالا تو یک آدم معمولی هستی. و یک آدم معمولی قادر است به خودش شک کند. شاید تو اشتباه می کنی. مخصوصا حالا که کسی که دوستش داری به تو اطمینان می دهد که تو در اشتباهی. شاید چیزی را که دیده ای یا حس کرده ای واقعیت ندارد. شاید یک مشکلی داری که خودت هم نمی دانی چیست. پذیرفتنش کار آسانی نیست ولی به حفظ رابطه می ارزد. می پذیری که یک جوری هستی.

و اینگونه است که زمان بیشتری می گذرد و در این زمان تعهدات بیشتری برای تو انباشته می شوند. و تو هر روز بیشتر صدایت را از دست می دهی و جسارتت را برای اعتراض یا حتی گفتگو درباره خوره ای که روز و شب وجودت را نابود می کند.

دیوار حاشا بلند است و یک بار که بازی انکار به شکل جدی شروع شد، بعد از آن به شکل جدی ادامه می یابد. در مورد شخص من بعد از شروع بازی انکار حتی آن یک مورد اعتراف هم توسط همسر سابقم انکار شد. نه چنان اعترافی توسط او شده بود و نه قول و قراری برای تغییر و بهبود داده شده بود.

بالاخره یک جایی بعد از چند ماه یا چند سال یا چند دهه باید او را ترک کنی. عوارض چنین رابطه ای به آفت دهان، زخم معده، بواسیر، افسردگی، بی خوابی، عدم تمرکز، گوشه گیری و از دست دادن کار و روابط اجتماعی محدود نمی شوند.

و تو در این تصمیم به شدت احساس تنهایی می کنی. و به شدت احساس ضعف. کار آسانی نیست ترک کردن کسی که ادعا می کند دوستت  دارد ولی همیشه چیزهایی که تو را ناراحت می کند یا از اساس انکار می کند یا برای تغییر وعده های الکی به تو می دهد.

واقعیت اینست که او قادر به تغییر نیست. و برای اینکه چنین رابطه ای را ترک کنی باید بارها به خودت یادآوری کنی که تو کسی را دوست داری که آسیب دیده است. کسی که نه می خواهد و نه می تواند تغییر کند و از خوبی و شک تو به خودت سو استفاده می کند تا هرگز به درون خودش نگاه نکند. او در حقیقت با انکار همه چیز، از تو برای تغییر نکردن استفاده می کند. و تو باید بارها به خودت یادآوری کنی که شاید چیزی در گذشته ات اتفاق افتاده است که باعث می شود چنین موقعیت های آزاردهنده ای را تحمل کنی.

در راه ترک چنین رابطه ای تو به یک همراه نیاز داری. به یک دوست خوب. به یک مشاور. به یک مربی. کسی که وقتی به عاقلانه بودن تصمیمت شک می کنی دستت را بگیرد و به تو اطمینان بدهد که در حال عملی کردن بهترین تصمیم زندگیت هستی.

 

پادکست فارسی فرد و زوج – 2

اهمیت ایدئولوژی در انتخاب و ضرورت گذشت و تلاش در حفظ رابطه
فرد و زوج
مطالب کلیدی این قسمت از پادکست فارسی فرد و زوج:

[00:30] ارجاع به پادکست فنامنا و کنجکاوی من در مورد رابطه خوب عباس و همسرش

[1:30]حفط یه رابطه و ادامه پیدا کردن یه رابطه مستلزم تلاشه

[2:30]شروع رابطه عباس

[3:05] اهمیت شباهت ایدئولوژی و علایق و دل مشغولیها و عدم اهمیت جزئیات خصوصیات اخلاقی

[5:20]مثالهایی از تفاوت در خصوصیات اخلاقی

[7:00] میزان تحمل و گذشت آدمها به طور کلی و نسبت به همدیگه

[9:45] فهمیدم اون اون شکلیه من این شکلیم. قرار نیست مثل هم عمل کنیم

[13:20] گوشه ای از ایدئولوژی، نگاه به تولید مثل

[18:00] جستجو برای چالشهایی که تا آخر پادکست یافت نشد

[19:00] آشنایی در برنامه کوهنوردی

[22:50] پایه سفر

[26:30] ضعف در شنیدن

[30:35] تلاش روی چه چیزی و چگونه؟ تلاش=گذشت

[35:40] گذشت بدون چشمداشت. پای عشق اومد وسط

[39:15] وارد نشدن به محدوده خصوصی همدیگه

[41:00] بلند شدن آه از نهاد میزبان از درجه درک متقابل این زوج

[42:05] گفنگوی شفاف درباره تعهد در رابطه

[44:50] باور به تک همسری

[46:50] دقت در انتخاب. حالتهای مختلف جهان بینی در انتخاب

[52:50] اهمیت عشق در انتخاب

[54:00] لذت بردن از مجموع ویژگیهای طرف مقابل

[55:45] سؤال مورد علاقه میزبان: مادرو ببین دخترو بگیر

[58:00]پادکست خیلی خوب بود و دعوت به شرکت در پادکست فرد و زوج و خداحافظ.

پادکست فارسی فرد و زوج – 1

زندگی‌ای که با محوریت رابطه سپری شد

فرد و زوج

مطالب کلیدی این قسمت از پادکست فارسی فرد و زوج:

[1:15] متوجه شدم محور اصلی زندگی من رابطه بوده

[2:00] الگوی روابط ناسالم من

[4:00] ترس از رابطه خوب، تمام کردن قبل از شروع کردن

[5:45] روابط آزاد من، دلیل آزار دیدنم

[9:30] رابطه خودم با خودم، رابطه خودم با پدر و مادرم، غم سنگین زندگی زیر یک سقف، اهمیت استقلال

[11:00] تجربیات مشاوره، تعریف خود با درد، جستجوی معنا در چالشهای رابطه

[13:00] ترس از یکنواختی، هنر فاصله ها

[14:00] تاسف من از رابطه ها نیست، دوست داشتم از این درد یک جایی استفاده می کردم، انرژی من بیراهه رفت

[16:00] نداشتن عزت نفس، ارزش ندادن به خود، فرار از خود

[17:00] نظریه دلبستگی، الگوهای دلبستگی بزرگسالان

[21:45] سبک دلبستگی من

[24:30] تایید نگرفتن از والد، در جستجوی تاییدهای متوالی، وقتی تایید می گیری میری سفر، لطفا منو تایید نکنید

[27:15] نقطه عطف، بحران 40 سالگی، ترسیدم، دیدم با تمام ارزوهام میرم تو قبر، یوم الحسرت، زندگی نابارورانه

[31:15] اهمیت حیاتی داشتن رابطه، پایگاهی برای خلق، نمی تونم زندگی بدون رابطه را تصور کنم

[35:00] جستجوی الگوی جایگزین، تمایل به تجربه چیزهای دیگر، 5 ساعت برای رابطه – 10 ساعت برای خودم

[38:00] رسالت پادکست فارسی فرد و زوج، ادب از که آموختی از بی ادبان

[41:00] درس آموخته های مهم: دختر جان رابطه تمام زندگی نیست، رابطه برای همه یکجور تعریف نشده، خودت مهمتری، منحصر به فردی من چیه؟

[49:00] دعوت به شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج و پایان.

پادکست فارسی فرد و زوج را می توانید روی اینستاگرام دنبال کنید.

برای شرکت در پادکست فارسی فرد و زوج لطفا با من تماس بگیرید.

هجده نشانه رشد به خارج از رابطه

اگر دو  نفر در یک رابطه با هم (نه لزوما مثل هم یا به اندازه هم) رشد نکنند، یکی یا هر دو آنها از رابطه خارج می شوند. رابطه ای که زمانی خوب بود و کار می کرد حالا به این دلیل اصلی که هر دو نفر دیگر در یک فضا (از نظر رشد فردی) حضور ندارند، با مشکلات زیادی روبروست. موارد زیر می توانند نشانه های رشد یکی از طرفین رابطه و در نتیجه خروج او از رابطه باشد:

1- رابطه شما مثل موتور یخچال دائما خاموش و روشن می شود.

2- علایق مشترک ندارید.

3- فیلت یاد هندوستان می کند. یاد روابط قبلی.

4- چیزهای کوچک توی اعصابت می رود.

5- زندگی مجردی با حال تر به نظر می رسد.

6- از حرف زدن درباره آینده لذت نمی برید.

7- از آن شعله یا از آن جرقه دیگر خبری نیست.

8- دیگر تمایلی به گفتن “دوستت دارم” نداری.

کوچینگ طلاق

9- یکدیگر را به چالش نمی کشید.

10- زمانهای طولانی بحث و جدل می کنید.

11- به تنهایی برنامه ریزی می کنی.

12- او باعث خجالتت می شود.

13- از بودن با هم لذت نمی برید.

14- آینده ای با هم متصور نیستید.

15- زمانهای زیادی ناراضی هستی.

16- خبر گرفتن از هم از روی انجام وظیفه است.

17- حس می کنی درکت نمی کند.

18- در رابطه حس خفگی می کنی.

بیست سؤال در باب عشق و رابطه

1- راز پیدا کردن عشق چیست؟

فقط یک مجرد خوشحال قادر به یافتن عشق است. اگر به دنبال کسی هستی که تو را خوشحال (خوشبخت) کند، داری بوق را از سر گشاد می زنی.

2- آیا وقتی از کسی خوشم می آید بهتر است احساسم را نشان ندهم؟

باید بتوانی شوقت را با صداقت و بدون تمایل به آویزان شدن نشان بدهی.

3- چرا من هنوز مجردم؟

الف- عزت نفس کم

ب- خودشیفتگی زیاد

4- چطور کسی را انتخاب کنم؟

الف- عشق در نگاه اول و پرداخت هزینه این کار در آینده.

ب- با داشتن مجموعه ای از اصول و پایبندی به آنها.

چطور کسی را پیدا کنم؟

الف- جستجوی فعال.

ب- جستجوی passive یعنی کاری کنی که پیدا بشوی. (مثلا پادکستینگ)

5- آیا عشق همان دوست داشتن است؟

چیزی که اهمیت دارد اهمیت دادن است.

 

6- چگونه نه بشنوم؟

نه را باور کن. لزومی ندارد سریع از احساساتت عبور کنی. اجازه بده غم و حسرت وجودت را فرا بگیرد. مساله شخصی نیست. طرف رابطه با تو را نمی خواهد. کوچکترین باقی مانده امید را از بین ببر. احتمال این را که در آینده ممکن است نظرش تغییر کند هم همینطور.

7- با تنهایی چکار کنم؟

از آن لذت ببر. و قدرش را بدان. و صبور باش. و برای از تنهایی در آمدن روحت را نفروش.

8- چطور نه بگویم؟

با صداقت. با باور به انسان. و به اینکه تو به یک شکل خاص از رابطه نه می گویی، نه به بودن یک انسان.

9-  آیا عشق یک طرفه وجود دارد؟

بله.

فایده اش چیست؟

خیالپردازی. مجالی زیبا برای گریز از واقعیت ملالت آور. برای ایده آل پردازی. برای زندگی با آنچه یافت می نشود.

10- به نظر می رسد همه روابطم بعد از مدتی تکراری و خسته کننده می شوند. چکار باید بکنم؟

به دنیای واقعی خوش آمدی. قبل از اینکه تکراری و خسته کننده شود از نو بودنش لذت ببر.

11- آیا به روابط آنلاین می توان اعتماد کرد؟

همانقدر که به روابط آفلاین می توان اعتماد کرد. منشا رابطه، ملاک اعتماد نیست.

پس ملاک اعتماد چیست؟

انشالله در مطلبی دیگر.

12- آیا “مادر رو ببین دختر رو بگیر” ملاک خوبی است؟

به هیچ وجه. ولی “مادر رو ببین دختر رو نگیر” می تواند از خیلی فجایع پیشگیری کند.

13- چگونه بین چند نفر یک نفر را انتخاب کنم؟

14- یک رابطه خوب را باید ساخت یا باید یافت؟

یک رابطه خوب را ابتدا باید به دقت تعریف کرد.

15- چقدر طول می کشد تا یک نفر را به اندازه کافی شناخت؟

وقت و عمرت را برای شناختن کسی تلف نکن. در عوض خودت را بشناس و ارزشهایت را و اصولت را و مرزهایت را.

16- از کجا بفهمم که واقعا عاشق شده ام؟

از میزان اهمیتی که می دهی.

17- او بعضی وقتها به من دروغ می گوید، چکار کنم؟

ترکش کن.

من هم چند بار برای اینکه ناراحت نشود به او دروغ گفته ام.

الف- سر خر را کج کن و از امروز شروع کن به گفتن حقیقت.

ب- وقتت را با خواندن این مطلب تلف نکن.

18- بعضی وقتها جواب پیام یا تلفنم را نمی دهد و این موضوع من را به شدت ناراحت می کند.

چرا به خودش نمی گویی؟

به خودش هم گفته ام ولی باز هم این کار را تکرار می کند.

خوب تو با کسی رابطه داری که دانسته -بعضی وقتها – تو را به شدت ناراحت می کند.

19- در رابطه ام دچار شک و دو دلی شده ام، چکار باید بکنم؟

تو در این اپیدمی تنها نیستی.

20- پارتنرم سعی می کند من را تغییر بدهد. آیا باید بپذیرم؟

هرگز.

 

ده ایده برای کسانی که از جدایی می ترسند

الف- بیشتر از آنکه فکرش را بکنی – همین الان هم – تنها هستی. تنها شدن بطور رسمی، تنها به این معنی است که چیزی را که مدتها واقعیت زندگیت را ساخته است بپذیری. و این اولین قدم است برای خاتمه دادن به انزوایی که مثل خوره روحت را می خورد.

ب- تا وقتی که در عمل یک دوره تنهایی را تحمل نکنی، تنهایی عاطفی که در حال حاضر حس می کنی، به آخر نمی رسد. حس غریب تنها سر سفره نشستن، در مقایسه با وحشت ویرانگر درک نشدن توسط طرف مقابل برای صد هزارمین بار، هیچ نیست. کسی که تحت هیچ شرایطی متوجه نمی شود، نسبت به یک صندلی خالی، توهینی است بس بزرگتر به وجود تو.

ج- اینکه هیچ همسری کامل نیست و اینکه هر ماه عسلی روزی پایان می یابد، توجیه بسیار بدی برای دفاع از تصمیمت برای ماندن در یک رابطه ناسالم است. خودت می دانی که چقدر انرژی صرف این دفاع می کنی. هیچ همسری کامل نیست. همانطور که هیچ فیلم سینمایی یا غذای بی عیب و نقص وجود ندارد. خوب که چی؟ چه دلیل منطقی برای تمام نکردن یک بشقاب غذا باید به اطرافیان ارائه داد؟ یا برای ترک سینما وسط یک فیلم؟

بعضی چیزها (برای ما) بهترند بعضی چیزها بدتر. این واقعیت ساده ای است که درک آن به هیچ وجه کار آسانی نیست.

د- همانطور که گریه صد شرف دارد به لبخند زورکی، تنها بودن با تکلیف روشن هم خیلی خیلی بهتر است از به ظاهر با کسی و در خفا جدا بودن.

ه- چیزی که در پس زمینه و به طور ناخودآگاه مانع ما می شود حس شرم است: به اندازه کافی به خود باور نداریم و برای خود ارزش قائل نیستیم و خودمان را سزاوار یک رابطه بهتر نمی دانیم. ناتوانی ما در جدایی نشانه ای از تنفر از خود است.

و- جمله زیر را کامل کنید: ” اگر هیچ مانعی (مثل دشواری توضیح به خانواده، پیدا کردن جایی برای زندگی، از دست دادن دوستان مشترک، دغدغه معاش و …) وجود نداشت، دوست داشتم ….”

زندگی و لحظه های ارزشمندش می گذرند. و به تو در بستر مرگ به خاطر بردباری، فداکاری و تحمل بی نهایت فلاکت و بدبختی، هیچ نشان افتخاری اعطا نخواهد شد.

ز- تحمل و پشت سر گذاشتن رنج تنهایی بسیار راحت تر از تاب آوردن رنج یک رابطه بد است. در مقایسه با آنهمه دعوا، سوء تفاهم، تلخی و سردی، تنها بودن وضعیتی است که اصلا جای نگرانی ندارد. تنها چیزی که آدم باید از آن وحشت داشته باشد، تصویر یک زندگی است خالی از رابطه با کسی که نسبت به او احترام و عشق حس می کنی.

ح- به طور ناخودآگاه گمان می کنی که تنهاییت بعد از این رابطه شبیه تنهاییت قبل از آن خواهد بود. درحالیکه تجربه ات در این رابطه نگاه و درکت را از تنها بودن برای همیشه تغییر داده است. بدون اینکه خودت بدانی – در سکوت – یک دوره جامع شفقت، قدردانی و رضایت از تنهایی را گذرانده ای.

ط- رویارویی با ترس از تنها ماندن، تضمین دستیابی به یک عشق معنادار است. آدمهایی که حس می کنند هیچ انتخابی ندارند، انتخابهای بد می کنند.

ی- رابطه خوب برای تو رابطه ای نیست که در آن مشکل وجود ندارد، نا امید یا عصبانی نمی شوی و رفتار نامناسبی نمی کنی. رابطه ایست که در آن –برخلاف الان – هرگز بین ماندن و رفتن در شک و دو دلی نیستی. بعضی وقتها ناراحت خواهی بود ولی در عمق وجودت می دانی که جدایی چیزی نیست که به آن نیاز داری. هرگز به خواندن یا بهره گیری از چنین مطلبی تمایل نخواهی داشت.

 

بر اساس تجربه شخصی و با الهام از این مطلب

کوچینگ طلاق چگونه  به شما در فرایند جدایی کمک می کند؟

 

اپیدمی دو دلی: آنقدر خوب که بمانی، آنقدر بد که بروی

بعد از حدود شش سال کشمکش و صدها بار بالا پایین رفتن و جدایی و بازگشت و مراجعه به وکیل و دفتر خدمات الکترونیک قضایی، یکی از کتابهای خوبی که به من کمک کرد شناخت بهتری نسبت به وضعیت خودم پیدا کنم کتاب TOO GOOD TO LEAVE, TOO BAD TO STAY بود.

اگر شما هم در رابطه ای هستید که دائما در آن احساس دو دلی دارید و هر روز بین ماندن و رفتن مردد هستید و نمی دانید که چکار باید بکنید شاید پرسشهای زیر یا کوچینگ طلاق بتواند به شما کمک کند.

سی وشش سؤال که برای ارزیابی جدی ادامه یا ترک یک رابطه می توان از خود پرسید:

1- Think about that time when things between you and your partner were at their best. Looking back, would you now say that things were really very good between you then?

1- زمانی را در نظر بگیرید که رابطه شما در بهترین حالتش بود. الان که به گذشته نگاه می کنید آیا باز هم می گویید که آن موقع همه چیز بین شما خیلی خوب بود؟

2- Has there been more than one incident of physical violence in your relationship?

2- آیا بیشتر از یک مورد خشونت فیزیکی در رابطه شما اتفاق افتاده است؟

3- Have you already made a concrete commitment to pursue a course of action or lifestyle that definitely excludes your partner?

3- آیا یک تصمیم قطعی برای دنبال کردن یک هدف یا یک سبک زندگی که در آن شریک شما قطعا حضور ندارد، گرفته اید؟

4- If God or some omniscient being said it was okay to leave, would you feel tremendously relieved and have a strong sense that finally you could end your relationship?

4- آگر خدا جدایی شما را تایید کند، آیا احساس راحتی زیاد پیدا می کنیدکه بالاخره می توانید به رابطه خود خاتمه بدهید؟

5- In spite of your problems, do you and your partner have even one positively pleasurable activity (besides children) you currently share and look forward to sharing in the future, something you do together that you both like and that gives both of you a feeling of closeness for a while?

5- با وجود مشکلاتتان، آیا شما و شریکتان در حال حاضر حتی یک فعالیت مثبت لذتبخش (به جز بچه ها) دارید که برای انجام آن مشتاق باشید؟ کاری که با هم انجام بدهید و باعث احساس نزدیکی بین شما برای مدتی بشود؟

دو دلی

6- Would you say that to you your partner is basically nice, reasonably intelligent, not too neurotic, okay to look at, and most of the time smells all right?

6- آیا میتوانید بگویید که برای شما، شریکتان بطور کلی خوب و عاقل است؟ خیلی عصبی نیست، ظاهر خوبی دارد و بیشتر وقتها بوی بد نمی دهد؟

7- Does your partner bombard you with difficulties when you try to get even the littlest thing you want; and it is your experience that almost any need you have gets obliterated; and if you ever do get what you want, is getting it such an ordeal that you don’t feel it was worth all the effort?

7- آیا شریکتان شما را وقتی که تلاش می کنید یک چیز حتی خیلی کوچک را که دوست دارید بدست بیاورید، با مشکلات بمباران می کند؟ و تجربه شما نشان می دهد که هر نیاز شما نادیده گرفته می شود. و حتی اگر بالاخره چیزی را که می خواهید بدست آورید، رسیدن به آن آنقدر دردسر دارد که احساس می کنید به زحمتش نمی ارزید.

8- Do you have a basic, recurring, never-completely-going-away feeling of humiliation or invisibility in your relationship?

8- آیا یک احساس اساسی تحقیر و نادیده گرفته شدن در رابطه دارید که تکرار می شود و هرگز کامل از بین نمی رود؟

9- Does it seem to you that your partner generally and consistently block your attempts to bring up topics or raise questions, particularly about things you care about?

9- آیا به نظر می رسد که شریکتان معمولا و پیوسته تلاشهای شما را برای پیش کشیدن موضوعات یا طرح سؤالهایی که به خصوص برای شما مهم هستند، متوقف می کند؟

10- Have you gotten to the point, when your partner says something, that you usually feel its more likely that he’s lying than that he’s telling the truth?

10- آیا به نقطه ای رسیده اید که وقتی شریکتان چیزی می گوید شما معمولا احساس می کنید که احتمال زیاد دروغ می گوید نه حقیقت را؟

11- In spite of admirable qualities, and stepping back from temporary anger or disappointment, do you genuinely like your partner, and does your partner seem to like you?

11- برخلاف کیفیات تحسین برانگیز و به دور از عصبانی و ناراحتی گذرا، آیا واقعا از شریکتان خوشتان می آید و آیا به نظر می رسدکه او هم واقعا از شما خوشش می آید؟

12- Do you feel willing to give your partner more than you’re giving already, and are you willing to do this the way things are between you now, without any expectation of being paid back?

13- Do both you and your partner want to touch each other and look forward to touching each other and make efforts to touch each other?

14- Do you feel a unique sexual attraction to your partner?

کوچینگ طلاق

15- Does your partner neither see nor admit things you’ve tried to get him to acknowledge that make your relationship too bad to stay in?

15- آیا شریکتان چیزهایی را که رابطه را برای ماندن بد می کنند و شما سعی کرده اید به او نشان بدهید، نه می بیند و نه تایید می کند؟

16- Is there something your partner does that makes your relationship too bad to stay in and that he acknowledges but that, for all intents and purposes, he’s unwilling to do anything about?

16- آیا شریک شما کاری می کند که رابطه را برای ماندن بد می کند و خودش این موضوع را قبول دارد و با همه وعده وعیدی که می دهد، حاضر نیست کاری برایش انجام بدهد؟

17- This problem your partner has that makes you want to leave; have you tried to let it go, ignore it, stop letting it bother you? And were you successful?

17- شریک شما مشکلی دارد که باعث شده بخواهید رابطه را ترک کنید. آیا تلاش کرده اید که آنرا نادیده بگیرید، رها کنید یا اجازه ندهید که اذیتتان  کند؟ آیا موفق شدید؟

18- As you think about your partner’s problem that makes your relationship too bad to stay in, does he acknowledge it and is he willing to do something about it and is he able to change?

19- Has your partner violated what for you is a bottom line?

19- آیا شریکتان از خط قرمز شما عبور کرده است؟

20- Is there a clearly formulated, passionately held difference between you that has to do with the shape and texture and quality of your life as you actually experience it?

20- آیا تفاوت واضح و آشکاری بین شما وجود دارد که مربوط به سبک و سیاق زندگی و تجربه متفاوت شما از زندگی باشد؟

21- In spite of all the ways you’re different, would you say that deep down or in some respect that’s important to you your partner is someone just like you in a way you feel good about?

22- With your new, more complete, more realistic set of information about what it would be like for you if you left, have you discovered new, more probable realities that now make leaving seem impossibly difficult or unpleasant?

22- با اطلاعات جدید، کاملتر و واقعیتری که از جدایی بدست آورده اید، آیا واقعیتهای جدید و محتملتری کشف کرده اید که جدایی را به طرز غیر ممکنی مشکل و ناخوشایند جلوه بدهد؟

23- With your new, more complete, more realistic set of information about what it would be like to leave, have you discovered new, more probable realities that now make leaving seem easier, more attractive, and make staying no longer desirable?

23- با اطلاعات جدید، کاملتر و واقعیتری که از جدایی بدست آورده اید، آیا واقعیتهای جدید و محتملتری کشف کرده اید که جدایی را آسانتر، جذابتر و ماندن را ناخوشایند جلوه بدهد؟

24- Does your partner do such a good job of conveying the idea that you’re a nut or a jerk or a loser or an idiot about parts of yourself that are important to you that you’ve started to really become demonstrably convinced of it yourself?

24- آیا شریکتان هنرمندانه در آن قسمتهایی از زندگی که برای شما مهم است، شما را یک بازنده یا یک احمق یا یک دیوانه یا یک عوضی به تصویر می کشد، به گونه ای که خود شما هم کم کم دارید آن تصویر را باور می کنید.

25- As you think about your partner’s disrespect, is it clear to you that you do everything possible to limit your contact with your partner, except for times where you absolutely must interact?

25- وقتی به بی احترامی شریکتان می اندیشید آیا برایتان واضح است که شما  هر کاری می کنید که تماس خود را با او محدود کنید مگر در مواردی که واقعا مجبور باشید.

26- Do you feel that your partner, overall and more often than not, shows concrete support for and genuine interest in the things you’re trying to do that are important to you?

26-آیا احساس می کنید که شریکتان به طور کلی و غالبا، از چیزهایی که برای شما مهم هستند حمایت می کند و به آنها علاقه واقعی نشان می دهد؟

27- Would you lose anything important in your life if your partner were no longer your partner? Is what you’d lose something that makes you feel good about your partner for being able to provide it?

27- اگر شریکتان دیگر شریک شما نباشد چیزی از دست می دهید؟ آیا این چیزی است که باعث می شود درباره شریکتان از اینکه او آن چیز را فراهم می کند، احساس خوبی داشته باشید؟

28- Whatever was done that caused hurt and betrayal, do you have the sense that the pain and damage has lessened with time?

29- Is there a demonstrated capacity and mechanism for genuine forgiveness in your relationship?

29- آیا یک ظرفیت و مکانیزم برای بخشش واقعی در رابطه شما وجود دارد؟

30- Is it likely that, if you have a reasonable need, you and your partner will be able to work out a way for you to get it met without too painful a struggle?

31- Is there some particular need that’s so important to you that if you don’t get it met, looking back you’ll say that your life wasn’t satisfying, and are you starting to get discouraged about ever being able to get it met?

32- Given the way your partner acts, does it feel as though in getting close to you what he is most interested in is subjecting you to his anger and criticism?

32- با توجه به طرز رفتار شریکتان، آیا احساس می کنید که نزدیک شدن به شما برای آنست که شما را مورد خشم و انتقاد خودش قرار بدهد؟

33- When the subject of intimacy comes up between you and your partner, is there generally a battle over what intimacy is and how to get it?

33- وقتی موضوع صمیمیت به میان می آید آیا معمولا دعوایی بر سر اینکه صمیمیت چیست و چگونه می توان به آن رسید، بین شما در می گیرد؟

34- Does your relationship support your having fun together?

35- Do you currently share goals and dreams for your life together?

35- آیا در حال حاضر اهداف یا آرزوهای مشترکی در زندگی با هم دارید؟

36- If all the problems in your relationship were magically solved today, would you still feel ambivalent about whether to stay or leave?

36- اگر امروز همه مشکلات شما به شکل معجزه آسایی حل بشود، آیا هنوز احساس دو دلی درباره ماندن یا رفتن خواهید داشت؟

دو دلی

پانوشت:

بیشتر این سؤالها را می توان در رابطه با یک مکان یا یک شغل یا چیزهای دیگر هم پرسید.