بایگانی برچسب: s

دوازده چیز درباره طلاق که هیچ وکیلی به تو نمی گوید

1- همسرت را نکش. ممکن است باورش سخت باشد ولی در میان دعواها و تنش های شدید حین طلاق، تمایل به از بین بردن فیزیکی طرف مقابل، یکی از احساساتی است که گریبان آدم را می گیرد. اکس من در آخرین دعوایی که داشتیم به من گفت که می خواهد کاری کند که من او را بکشم تا بقیه عمرم را توی زندان باشم تا مادرم به خاطر این موضوع از غصه دق کند.

سطح بسیار بالای خشونت، سوء استفاده از کلام، تخریب شخصیت و بی رحمی در جنگهای روانی حین طلاق، یک واقعیت است. مهارت کنترل کردن خود از اولین مهارتهایی است که به آن نیاز داری. خشونت فیزیکی در هیچ شکلی و به هیچ اندازه ای جایز نیست.

2- از شبکه های اجتماعی تا جای ممکن پرهیز کن. اکس من از چند تا عکسهایی که من روی اینستاگرام پست کرده بودم علیه من توی دادگاه استفاده کرد.

3- طلاق دست تنها امکان پذیر نیست. یا حداقل خیلی خیلی دشوار خواهد بود. در این مسیر علاوه بر وکیل خوب به مشاور روانشناس و کوچ و دوست و حمایت خانواده نیاز خواهی داشت.

4- تو یک بازنده نیستی. طلاق به این معنی نیست که تو آدم به درد نخوری هستی و تا آخر عمر تنها خواهی ماند. حتی اگر این جملات را همسرت صد هزار بار به تو یادآوری کرده باشد. تو اولین و آخرین نفری نیستی که می خواهد به یک رابطه خاتمه بدهد. اضافه کردن احساس شرم و گناه به فرایند طلاق فقط آنرا سخت تر می کند.

5- با خودت مهربان باش. فرایند طلاق انرژی زیادی از تو خواهد گرفت. نباید از خودت انتظار داشته باشی که در همه زمینه ها در بهترین حالت خودت باشی. سخت نگیر. استراحت کن. غذای خوب بخور و به خودت برس.

6- صبور باش. عجله کردن در طلاق هیچ کمکی نمی کند.

7- تا می توانی یاد بگیر. حتی اگر بتوانی یک وکیل خوب پیدا کنی باز از دانستن قوانین و ظرایف فرایند طلاق بی نیاز نخواهی شد. هیچ کس به اندازه خودت دلش به حال تو نمی سوزد. همه چیز درباره طلاق را باید بیاموزی.

8- تا جایی که می توانی اجازه نده کار به جنگ بکشد. طلاق غیر توافقی امری استثنایی، بسیار پر هزینه و بسیار زمانبر است. در عین حال توافق بدون جنگ هم امری نادر است. اگر بتوانی با گفتگو و در صلح به توافق برسی دستاورد بزرگی خواهی داشت. البته مواردی هم هست که یکی از طرفین حرف حساب را نمی پذیرد و به چیزی کمتر از جنگ و خونریزی و نابودی رضایت نمی دهد.

اگر همسرت اختلال روانی جدی دارد، وظیفه توست که همه چیز درباره آن اختلال را یاد بگیری.

9- از چیزهای با ارزشت محافظت کن. بعضی چیزها را شاید نتوان با پول جایگزین کرد. مثل یک یادگاری از مادرت یا اسناد دست نویس. در دعوای ناعادلانه طلاق احتمال از بین رفتن یا گم شدن هر چیزی وجود دارد.

10- در فرایند طلاق اتفاقهای زیادی خواهد افتاد. برقراری عدالت قطعا یکی از آنها نخواهد بود. عدالت در طلاق دو نفر که سالها به اشکال مختلف در یک رابطه سرمایه گذاری کرده اند، حتی قابل تعریف نیست چه رسد به اینکه قابل پیاده سازی باشد.

11- طلاق یک مرحله از زندگی توست که آنرا به آهستگی و با درد و هزینه بسیار پشت سر خواهی گذاشت. نباید اجازه بدهی طلاق، تو و زندگیت را تعریف کند و همه عمرت را در بر بگیرد.

رها کردن

12- رها کن. از خاطره های گذشته گرفته تا چیزهایی که قبلا داشتی و در طلاق از دست دادی. رها کردن یعنی بتوانی اجازه بدهی چیزی ( یا کسی) که زمانی به تو نزدیک بود از تو دور بشود. تنها خودت می توانی این فاصله را اندازه بگیری. و تنها خودت می توانی از این دور شدن لذت ببری و قدرش را بدانی.

 

دادگاه کیفری ترک انفاق

الف- وکیل شاکی یعنی همسرم چیزهایی می گفت که من در خواب هم تصور نمی کردم. مثلا این موضوع که در تمام طول زندگی مشترک، پدر زنم هزینه زندگی ما را پرداخت می کرده است و پس از مرگ ایشان من با قصاوت قلب، دختر یتیم او را ترک کرده ام. هر چقدر دروغی که وکیل می گفت بزرگتر بود، من سعی می کردم لبخند بزرگتری بزنم و با دقت بیشتری به حرفهایش گوش کنم.

ب- حتی در دادگاه کیفری ترک انفاق هم موضوعی برای مزاح و شوخی پیدا می شود. قاضی دادگاه اجازه داد به پرینت رنگی عکسهایی که از طرف شاکی به پرونده اضافه شده بود نگاهی بیندازم. عکسهایی که من با زنهای بیگانه/غریبه گرفته بودم و البته روی اینستاگرام منتشر کرده بودم.

ج- آقای قاضی که روحانی میان سالی بود، با روی باز و لبخند و صبر زیاد به حرفهای طرفین گوش می کرد. دادگاه بیش از یک ساعت و نیم طول کشید و با وجود انبوه پرونده هایی که همه جای اتاق دادگاه به چشم می خورد، قاضی برخلاف دکترها یا وکیل ها، هیچ عجله ای برای نسخه پیچیدن نداشت. نماینده دادستان آهسته به او یادآوری کرد که او امروز امام جماعت است و او جواب داد که دیگر دیر شده و نماز تمام شده است.

د- دختر جوانی که حدس می زنم وظیفه اش مرتب کردن پرونده ها و میز کوچکش گوشه اتاق دادگاه بود، مدتی طولانی با صدای نسبتا بلند با تلفن حرف می زد. من کوچکترین واکنشی از طرف قاضی یا نماینده دادستان نسبت به این موضوع ندیدم. دادگاه کیفری ترک انفاق هم می تواند یک محیط کار آزاد و دوستانه باشد مانند هر محیط کار آزاد و دوستانه دیگری.

ه- در گوشه ای از سالن طبقه همکف مجتمع قضایی، یکی دو نفر بساط فروش کیف و کفش برپا کرده بودند. چند منظوره بودن فضا و گوناگونی عناصر محیط در هر جایی الهام بخش هستند.

و- قاضی واقعا درباره شغل من و عدم ارتباطش با تحصیلاتم کنجکاوی نشان داد.

ز- جوانی با زنجیر به دستها و پاهایش – همراه یک سرباز- از یکی از اتاقها بیرون آمد. لباس زندان با راه های افقی به تن داشت و آرام به نظر می رسید.

ح- وکیل شاکی حتی بعد از اینکه قاضی ختم جلسه را اعلام کرد، حرف داشت. وکیل جوان معتقد بود با توجه به مواردی که از تکرارشان خسته نمی شد، جرم من محرز است.

ط- قاضی گفت که کل پرونده را باید دوباره بخواند و تا کامل آنرا نفهمد حکم صادر نخواهد کرد. نمی دانم چرا ولی من حرف او را باور کردم.

ی- قاضی با شوخ طبعی به احتمال حکم زندان من اشاره کرد. من عکس خودم را با آن لباس راه راه روی اینستاگرام تصور کردم. و همه داستانهایی که بعد از آزاد شدن از زندان درباره آنها توی پادکست به راه بادیه درباره شان صحبت خواهم کرد.

ک- حدس می زنم قاضی فهمیده بود که من حکم زندان را دقیقا به اندازه حکم برائت دوست دارم.