پادکست 822 #3- 02-12-1395

علی سخاوتی درباره احساس در شعر، رکود و تورم احساسی و اقتصادی و کامنتهای شنوندگان حرف می زند.

لینک این قسمت روی یوتیوب.

انتشار پادکست 822 متوقف شده است.

رکود و تورم

 

پادکست 822 را روی کانال یوتیوب علی سخاوتی می توانید بشنوید.

9 دیدگاه

  1. سلام,
    همینطور که دیگران هم اشاره کردن برای من هم خیلی جاها قابل تفکیک نبود جمله ای که میگین نظر شماست یا کامنت و ایمیل.
    اینکه به کامنت ها و ایمیل های دیگران اشاره ای داشته باشید, یا ازشون ایده بگیرید و در موردش حرف بزنین خوبه, اما اینکه ایمیل و کامنت رو بصورت کامل بخونین و در مورد هر جمله ش نظر بدین, من شخصا نمیپسندم. مثلا وقتی یه نفر میگه ” مارو اسکول کردی” میشد توی همون کامنت بهش جواب داد. یا اینکه این حرف اینقد مهمه که باید توی پادکست گفته بشه و بهش جواب داده بشه؟!
    میدونم اشاره کردین که حالت ایده آل براتون اینه که کل پادکست کامنت ها و ایمیل ها باشه (نقل به مزمون), اما من اینجا میام که حرفها و نظرات علی سخاوتی رو در مورد مسایل بشنوم, نه نظرات دیگران رو در مورد نظرات ایشون.

    موفق باشید.

  2. نظر من در مورد شعر خوندن اول پادکست شما بسیار مساعد هست. احساس می کنم موقع خواندن شعر، خودتان هستید و ادا در نمی آورید.

  3. سلام
    حدود دو سال پیش که حدود سربازی بود با کتاب امکان آشنا شدم تاثیر زیاد و خوبی در زندگی من داشت و به نوعی مسیر جدیدی را در زندگی خودم شروع کردم این اولین کارمندی هست که براتون می گذارم و جز تشکر چیزی برا گفتن ندارم
    ی خاطره کوچک از سفری که به شهر جم داشتم
    سفری به جم
    ساعت 9:30 شب از شیراز حرکت کردم و ساعت 2:30 صبح به جم رسیدم اولین بار بود که به جم می رفتم قرار بر این بود که زمانی که به جم رسیدم با دایی ام تماس بگیرم و به منزل او بروم
    با صدای راننده اتوبوس که می گفت جم، جم کی بود بیدار شدم وسایلم را سریع جمع کردم و پیاده شدم شکه شدم باران به شدت می بارید کف زمین حدود سه تا چهار سانت آب بود به زیر سایه بان پمپ بنزین رفتم چشمانم هنوز خواب آلود بود می خواستم تماس بگیرم که متوجه شدم هیچ کدام از خط هام آنتن ندارد گوشی را ری استارت کردم فایده نداشت یک ماشین همون نزدیکی بود سه تا بچه عقب نشسته بودن خانم و آقا هم جلو به شیشه ماشین زدم و پرسیدم که موبایلش آنتن داره یا نه گفت سیستم مخابراتی قطع شده رفتم پیش مسئول پمپ بنزین و سوال کردم که وضعیت موبایل ها چه طوری هست و آیا تلفن ثابت دارند یا نه گفت که یک ساعتی میشه کل خطوط ارتباطی قطع شده تلفن ثابت هم ندارن همین رو کم داشتم نه آدرسی نه ارتباطی حیران سرگردان اول فک کردم اگه بیام مرکز شهر بهتره شاید اون یکی پمپ بنزین تلفن ثابت داشته باشه و من بتونم با اون یکی داییم که عسلویه هست تماس بگیریم و آدرس این یکی دایی را بگیرم با یه سواری به سمت اون یکی پمپ بنزین رفتیم در راه ازش سوال کردم که وضعیت چطوره گفت که از اعلام هشدار کردن کل روستا های اطراف را تخلیه کردن و به یک مکان دیگه اسکانشان دادن آخه روستاشون کنار سد بوده سد هم الان پر شده احتمال سر ریز کردن یا شکسته شدن هست. به پمپ بنزین بعدی که رسیدم از مسئول پرسیدم تلفن ثابت داره گفت نه چاره دیگه ای نداشتم باران به شدت می بارید ساعت الان سه صبح شده و من هم بدون آدرس و تلفن دریک شهر غریب سرگردان مسئول پمپ بنزین گفت که بیام داخل بنشینیم آمدم داخل و روی یک صندلی نشستم در اوج خستگی خوابم نمی برد به یاد پاکدست دوم افتادم که به نحوی خاطره گویی بود به این فکر افتادم که این اتفاق را بنویسم مسئول پمپ بنزین یه آدم نسبتا مسن بود در نگاه اول شبیه معتادها بود یک بیسکویت به من تعارف کرد از اون نوعی که اصلا دوس نداشتم نخواستم دستش را رد کرده باشم ی دونه برداشتم هر چند دقیقه یک ماشین می آمد نمی دونم چرا همش به این فکر میکردم که دایم هست خسته شده بودم و سعی کردم بخوابم سخت بود اما کم و بیش خوابم برد باران شدیدتر شده بود بهترین کار این بود که منتظر باشم صبح بشه خوابم برد ساعت پنج و نیم مسئول پمپ بنزین صدام کرد که یکی اومده دنبالم…

  4. ممنون بابت پادکست. وقتی کامنت ها رو میخونید و روی کامنت‌ها کامنت می‌گذارید، دقیقا معلوم نیست کجا کامنت شنودگان است و کجا پاسخ شما. بعضی وقت ها قاطی می‌شود. اگر فکری بکنید کار ما در شنیدن راحت‌تر می‌شود.

    1. سلام.بله من هم مقع گوش دادن به پادکست این عدم تفکیک بین نظر خودتون و نظر خواننده رو خوب متوجه نمیشم. لطفا هنگام خواندن نظر کامنت دهنده، نام را بگوئید و باز هرجا نظر خودتون هست همینطور.

      1. برای من هم بود و حل شد. (برای شما هم) به احتمال زیاد با یک دور خوندن همه ی کامنت ها قبل از گوش دادنِ پادکست، حل میشه این قضیه.????

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.