مریم پرسیده است که “چطور میشه وقت کم نیاریم؟”
این سؤال سؤال خوبی نیست. درست مثل اینکه بپرسیم “چطور میشه پیر نشیم؟” یا “چطور میشه هلندی بشیم؟”
هیچ کسی وقت کم ندارد. چرا؟ چون وقت یک منبع نیست. مثل پول یا آب یا قدرت بدنی. البته هنوز یک تعریف دقیق و نهایی و جهانی از زمان (وقت) وجود ندارد و بین فلاسفه و فیزیکدانها و علمای دیگر سر تعریف زمان هزاران سال است که اختلاف وجود دارد.
همه ما یک توهم از داشتن یا نداشتن وقت داریم. “من امروز عصر دو ساعت وقت آزاد دارم.” یا “دکتر فلانی تا دو ماه بعد اصلا وقت خالی ندارد.” یا “من خیلی وقت کم دارم.”
مفهومی که این جملات در بر دارند اینست که شخص مورد نظر (به هر دلیل) نمی تواند (یا نمی خواهد) در زمان مشخصی در مکان مشخصی حاضر بشود و فعالیت مشخصی را انجام بدهد. به عبارت دیگر همه این جملات اعلام کننده تصمیمی است که شخص مورد نظر برای کار و زندگیش گرفته است.
ممکن است بگویید من دارم با کلمات بازی می کنم و این دو مفهوم در عمل یکی هستند. البته عوامل متعددی از جمله زمان در تصمیم های ما دخالت دارند. زمان، شب و روز، تابستان و زمستان، دوشنبه و جمعه و الخ. چیزی که من می گویم اینست که از بین همه عوامل نقش “وقت” چرا اینقدر پررنگ است؟
همه آدمها به یک اندازه در اقیانوس زمان شناور هستند. چرا بعضی بیشتر وقت دارند بعضی کمتر؟ چرا “وقت” تا این اندازه بهانه می شود؟ “وقت نشد بهت زنگ بزنم.” “وقت نمیشه ورزش کنم.” “وقت نمی کنم به خودم برسم.” “وقت ندارم سرمو بخارونم.”
وقت نداشتن یکی از پیش پا افتاده ترین دروغ هایی است که آدم به خودش و دوستانش می گوید.
نکته اینجاست که ما چیزهای مختلف را با هم قاطی می کنیم. کسی که پول بیشتری دارد و می تواند با سپردن کارهایش به دیگران از وقتش جوری که دلش می خواهد استفاده کند، نسبت به کسی که مجبور است سه شیفت در شبانه روز کار کند، وقت بیشتری ندارد بلکه پول بیشتری دارد. حالا مسئله کسی که سه شیفت کار می کند این نیست که وقت کم دارد بلکه مسئله اش اینست که پول کم دارد. یا ایده. یا جرئت. در هر صورت وقت کم ندارد. وقت نداشتن و پول نداشتن دو چیز کاملا متفاوت هستند.
شما باید ببینید که “وقت نداشتن” را با چه چیزی دارید اشتباه می گیرید.
افراط کردن ممکن است به شما کمک کند که آن چیز را کشف کنید. مثلا اگر برای کتاب خواندن وقت ندارید شاید معنیش اینست که “وقت نداشتن” را با “به کتاب خواندن اشتیاق نداشتن” دارید اشتباه می گیرید. یک ماه یا یک هفته یا یک شبانه روز همه چیز را فدای آن کاری کنید که فکر می کنید برایش وقت ندارید. گندش را دربیاورید. بعد ببینید چه اتفاقی می افتد.
زمان را بکشید. شما در حال شنا کردن در رودخانه ای (زمان) هستید که حتی یک قطره از آن به شما تعلق ندارد. دست و پا بزنید. خودتان را به جریان آب بسپارید. و در همه حال نفس کشیدن را فراموش نکنید. بازی کردن را هم همینطور.
دیدگاهتان را بنویسید