راننده عزیز
برای من تا به حال پیش نیامده است که سر چهارراه وسط خط عابر توقف کنم و بعد دنده عقب بگیرم، نه به دلیل اینکه آدم قانونمندی هستم و به محض دیدن چراغ زرد توقف می کنم، بلکه چون چراغ زرد را که ببینیم با حداکثر سرعت از آن عبور می کنم و هرگز شک و دودلی به خودم راه نمی دهم. دیروز فقط چون می خواستم به یک پیامک جواب بدهم با دیدن چراغ زرد توقف کردم. و بعد تو از سمت راست من رد شدی. بعد شک کردی. بعد چند ثانیه روی خط عابر توقف کردی. در همه این لحظات من تو را زیر نظر داشتم. تو حتما عجله داشتی که در آخرین روزهای سال به قرار مهمی برسی.
تو حق داشتی که از آخرین لحظه های آن چراغ زرد و حتی لحظات ابتدایی چراغ قرمز متعاقبش برای گذر از آن چهارراه بهره مند بشوی. ولی تو بر خلاف منافع شخصی ات توقف کردی. نه تنها توقف کردی بلکه تصمیم گرفتی با برگشتن از قسمتی از مسیری که رفته بودی به حریم عابرین پیاده احترام بگذاری. اینها کیفیات متعالی ای هستند که در یک راننده جوان مانند تو به ندرت می توان یافت.
متاسفانه در آن لحظه من پشت سرم را نگاه نمی کردم ولی حدس می زنم که یک عابر بی توجه به جای عبور از خط عابر پیاده که تو در آن لحظه می خواستی تمام و کمال در اختیارش قرار بدهی، در حال عبور از پشت ماشین تو بوده است. وگرنه چه دلیلی داشت که با آن زاویه دنده عقب بگیری و به ماشین من بکوبی؟ نه جدی؟ منظورم اینست که به اندازه یک پارکینگ عمومی پشت سر تو فضای خالی وجود داشت ولی تو باز هم حقوق عابران پیاده را در اولویت قرار دادی.
من با تو موافقم. تصادف برای هر کسی “پیش می آید.” چیزی که برای هر کسی پیش نمی آید حساسیت به حقوق دیگران در هنگام رانندگی و مواقع دیگر است.
با احترام
علی سخاوتی
بیست و پنجم اسفند نود و سه
دیدگاهتان را بنویسید