روی صفحه روشویی سرویس بهداشتی پمپ بنزین بین راه یک کیسه فریزر گذاشته شده بود که داخلش یک تیوب خمیر دندان تقریبا خالی و یک مسواک قرار داشت. البته سر مسواک که ظاهر پریشانی داشت از کیسه بیرون زده بود و سطح سنگی را که بین سه تا روشویی مشترک بود لمس می کرد. صاحب مسواک داشت سر و صورتش را حسابی صفا می داد. بعد از اینکه کارش تمام شد کیسه فریزرش را برداشت و در حال خارج شدن از در سرویس بهداشتی درست در آستانه در، کیسه از دستش افتاد. با یک دستش مسواک و خمیر دندانش را برداشت و با دست دیگر کیسه فریزر را – گویی که دیگر به آن نیازی نداشته باشد – کمی آنطرف تر پرت کرد.
آفت دهانم بعد از گذشت سه هفته نه تنها هنوز خوب نشده است بلکه اثری از بهبودی هم در آن دیده نمی شود. دهانم به معنای واقعی کلمه سرویس (…) شده است. خوردن هر چیزی، حرف زدن، خوابیدن در بعضی حالتها و مسواک زدن، فعالیتهای خیلی دردناک هستند. با این حال امروز در یک جلسه، کلی در باب مضرات مداخلات تشکلات مردم نهاد در جوامع محلی و شکست آنها در توانمند سازی آدمهای دیگر حرف زدم. و در باب ضرورت آنلرنینگ و کلی چیز دیگر که یادم نیست. شاید این جلسه منجر شود به فروختن یک سلسله کارگاه با تم آنلرنینگ.
یک لپ تاپ چینی خریدم به قیمت 600 هزار تومان. از هر چیزی آنقدر که کار کسی مثل من را راه بیندازد در آن تعبیه شده است. به جز دوشاخه ای که به پریزهای برق ایران فرو برود.
دیدگاهتان را بنویسید