کارگری که به سادگی کارش را بکند
و به سادگی به کارهای دیگر کاری نداشته باشد
یا به کارهای دیگران
یا به خود دیگران
یا به چرایی کارش
یا به چرایی کارهای دیگران
به یک کارگر ساده نیازمندیم
کارگری که به چگونگی انجام کارش کار ندارد یا نباید داشته باشد
چرا که کارش تا جای ممکن ساده شده است
کارگری که در تعاملات اجتماعی ساده شده است و ساده انگاشته می شود
همانند ساده کردن کسری با حذف صفرها از صورت و مخرج
“همیشه به صورت و مخرج نگاه کنید،
اگر صورت و مخرج هر دو زوج بودن هر دو رو بر دو تقسیم می کنیم”
به یک کارگر ساده نیازمندیم
کارگری که روحش را با خود سر کار نمی آورد
و جسمش نمی تواند چیستی و چرایی و چگونگی چیزی را لمس کند
ما به صورت و مخرج کسر خوب نگاه کرده ایم
از این ساده تر نمی شود
به یک کارگر ساده نیازمندیم
دیدگاهتان را بنویسید