من باید صبحها زودتر بیدار شم

من باید کارمو عوض کنم
من باید ورزش کردنو شروع کنم
من باید سیگار کشیدنو ترک کنم
من باید بیشتر کتاب بخونم
من باید رو خودم کار کنم
من باید نگرشمو نسبت به زندگی عوض کنم
آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی معتقد بود ما چیزی را نمی خواهیم چون برایش دلایلی داریم، بلکه ما هر چه را که می خواهیم برایش دلیل هم پیدا می کنیم.
من طبق دلایلی فکر می کنم که باید صبحها زودتر بیدار شوم ولی بیست سال است که این امر محقق نشده است!
داشتن دلیل برای انجام کاری یک چیز است و خواستن آن چیزی دیگر. قاطی نکردن این دو چیز می تواند به آغازگری بیشتر و ناامیدی کمتر کمک کند.

دیدگاه‌ها

8 پاسخ به “من باید صبحها زودتر بیدار شم”

  1. ليلي

    I like ur titles…

  2. […] هنوز فکر می کنم که صبحها باید زودتر بیدار شم. بعد فکر می کنم که چرا من صبحها زودتر بیدار نمی شم؟ مشکل […]

  3. […] داشتیم و من باید حداکثر ساعت هشت بیدار می شدم. برای من بیدار شدن اجباری صبح جمعه یا هر روز دیگری کار سختی است. فقط کسی که مازوخیسم […]

  4. […] ها باید دو سه ساعت زودتر بیدار شد. من امروز دو ساعت زودتر بیدار شدم. یعنی به جای نه و […]

  5. […] بد اینست که امکان مجاور نیست. یعنی چی؟ در یک کلمه یعنی توهم. در یک جمله یعنی هدف غیر قابل دسترس داشتن. “خواستن […]

  6. […] سال است که دنبال جواب این سؤال می گردم که چرا نمی توانم صبحها زودتر بیدار شوم. دوستی دارم که دنبال جواب این سؤال می گردد که چرا […]

  7. littlespring

    من همیشه توی فایل شخصیم این بایدها رو روزانه و هفتگی و ماهانه و سالانه می نویسم فکر کنم معنی این باید ها قورباغه های ذهنی ماست که هیچ وقت نمی خوایم قوتش بدیم
    بعضی وقتها از نوشتن و مرور کردنشون خنده ام می گیره بیشتر از 10 ساله که این کارو می کنم.
    مثل اینکه
    من باید ورزش کنم
    من باید زبان فرانسه خوندن رو شروع کنم
    ……
    البته خوشجالم که خودم این مرض باید رو تنها ندارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *