من باید رو خودم کار کنم
من باید نگرشمو نسبت به زندگی عوض کنم
I like ur titles…
[…] هنوز فکر می کنم که صبحها باید زودتر بیدار شم. بعد فکر می کنم که چرا من صبحها زودتر بیدار نمی شم؟ مشکل […]
[…] داشتیم و من باید حداکثر ساعت هشت بیدار می شدم. برای من بیدار شدن اجباری صبح جمعه یا هر روز دیگری کار سختی است. فقط کسی که مازوخیسم […]
[…] ها باید دو سه ساعت زودتر بیدار شد. من امروز دو ساعت زودتر بیدار شدم. یعنی به جای نه و […]
[…] بد اینست که امکان مجاور نیست. یعنی چی؟ در یک کلمه یعنی توهم. در یک جمله یعنی هدف غیر قابل دسترس داشتن. “خواستن […]
[…] سال است که دنبال جواب این سؤال می گردم که چرا نمی توانم صبحها زودتر بیدار شوم. دوستی دارم که دنبال جواب این سؤال می گردد که چرا […]
من همیشه توی فایل شخصیم این بایدها رو روزانه و هفتگی و ماهانه و سالانه می نویسم فکر کنم معنی این باید ها قورباغه های ذهنی ماست که هیچ وقت نمی خوایم قوتش بدیم
بعضی وقتها از نوشتن و مرور کردنشون خنده ام می گیره بیشتر از 10 ساله که این کارو می کنم.
مثل اینکه
من باید ورزش کنم
من باید زبان فرانسه خوندن رو شروع کنم
……
البته خوشجالم که خودم این مرض باید رو تنها ندارم
[…] “من باید صبحها زودتر بیدار بشم.” را بخوانید. […]
دیدگاهتان را بنویسید