دسته: اطلاعات

  • آقایان بن کتاب با حق مسکن و حق اولاد فرق می کند

    “بن كتاب، كمكي است به محقق و دانشجوی اين كشور تا بتواند با خريد كتاب های روز دنيا از تحولات علمی بين المللی عقب نيفتد و با بهره گیری از تجربيات ديگران، توليد علم کند.”
    عبارت فوق در مطلبی با عنوان “آقایان بن کتاب با حق مسکن و حق اولاد فرق می کند” بر روی سایت تابناک منتشر شده بود. باور کنید من خیلی کم سایت تابناک را می خوانم ولی امروز از روی ناچاری و اینکه هیچ ایده ای برای نوشتن نداشتم، به عنوان آخرین گزینه سری به این سایت زدم. اگر وبلاگ نویس هستید و ایده ای برای مطلب خود ندارید حتما سری به وب سایت فوق الذکر بزنید.
    نمایشگاه کتاب پدیده جالبی است که سالی یک بار توجه میلیونها نفر را به خودش جلب می کند و امسال پس از مدتها توجه من را هم به خود جلب کرد. 
    کتاب با بقیه چیزها یک فرق اساسی دارد. ما در موسیقی رپ، مد لباس (شما fashion را چی ترجمه می کنید؟)، طراحی داخلی، صنعت غذا (چیپس، نوشابه و فست و فود) و حتی صنعت خودروی ملی(یا صنعت ملی خودرو) به بهترین وجه ممکن از اینترنت استفاده می کنیم. ولی کتاب قضیه اش فرق می کند. انگار نه انگار که کتاب حامل اطلاعات است و اینترنت سالهاست که در تبادل اطلاعات انقلابی ایجاد کرده است. کتاب بیشتر شبیه کالای چینی است. کتاب را باید با کشتی وارد کرد وگرنه اثرگذار (مولد علم) نخواهد بود.
    اگر این فرض را بپذیریم که بن کتاب کمکی است به ….. شاید بتوان نتیجه گرفت که بن کتاب با حق مسکن و این چیزها فرق می کند ولی فعلا اجازه بدهید وارد این مقوله نشوم.
    ولی چرا نپذیریم که بن کتاب کمکی است به ….؟ به ده دلیل زیر:
    1. انقلاب اطلاعات، سالهاست روشهای آسانتر، سریعتر و ارزانتری را برای دسترسی به کتابهای(و چیزهای دیگر) روز دنیا در اختیار بشریت قرار داده است. این راهها نه به گروه خاصی محدود می شوند نه به زمان خاصی. بسیاری از آنها هم برخلاف سایت تابناک نیاز به فیلترشکن ندارند.
    2. بن کتاب هم مثل وام بلاعوض کارآفرینی یا مثل یارانه انرژی نتیجه ای به جز اتلاف منابع ملی ندارد.
    3. دانشجو یا محققی که برای تولید علم نیاز به بن کتاب دارد، چه جوری می خواهد علم تولید کند؟ نه خداییش؟
    4. دانشجو یا محققی که دانش، توان و اراده جستجو و کشف اطلاعات مورد نیاز خود را بر روی اینترنت ندارد چه جوری…؟
    5. دانشجو و محقق بقیه سال که نمایشگاه کتاب نیست چکار می کند؟ این چند روز هم همان کار را بکند؟
    6. دانشجو و محقق اگر هزینه رفت و آمد و غذا و نوشابه و بستنی مصرفی در نمایشگاه کتاب را پس انداز کند، هم به خودش کمک کرده و هم به تولید علم و هم به خیلی چیزهای دیگر. آخرین باری که من از نمایشگاه کتاب یک کتاب خارجی خریدم دوازده سال پیش بود که هزینه رفت و آمد و غذا یک پنجاهم یک کتاب مولد علم بود. امسال این نسبت یک پنجم هم شاید کمتر باشد. البته من هیچ علمی با آن کتاب تولید نکردم ولی جلد قشنگی داشت و کیفیت کاغذش هم انصافا خوب بود.
    7. دانشجو و محقق می تواند از کتابخانه دانشکده کتاب قرض کند. متولیان کتابخانه دانشگاه، کتابهای خارجی زیادی می خرند.
    8. دانشجو و محقق می تواند آدرس کتابخانه دانشکده را از آبدارچی دانشکده بگیرد.
    9.  دانشجو و محقق اگر نیاز به هوا خوردن و تفریح دارد (که به نظر من دارد) می تواند در یک پارک قدم بزند و یا بن کتابش را بفروشد و به یک تور یکروزه برود. ( برای اینکار فصل مناسبی است.) 
    10. بنگاههای تولید علم می توانند کتابهای مولد علم را به شکل الکترونیک دربیاورند و برای تولیدکنندگان علم ایمیل کنند. البته آنها نیاز به یک آدرس ایمیل خواهند داشت که خوشبختانه رایگان فراهم می شود. بنگاهی که من در آن درس خواندم کتابها را افست می کرد و به ما می داد و ما هیچ کمبودی در این زمینه احساس نکردیم که جا دارد من همینجا از مدیریت آن بنگاه تولید علم کمال تشکر را داشته باشم.
    مطالب مرتبط
  • سواد اطلاعاتی چیست؟

    در دنیای امروز دیگر تنها توانایی خواندن و نوشتن کافی نیست، آشنایی با کامپیوتر و زبان انگلیسی هم همینطور. در دنیای اطلاعات کسی باسواد محسوب می شود که سواد اطلاعاتی داشته باشد.

    سواد اطلاعاتی (information literacy) مجموعه ای از قابلیتها است که به فرد این امکان را می دهد که بتواند تشخیص دهد چه زمانی به اطلاعات نیاز دارد، بتواند اطلاعات مورد نیازش را بیابد، آنها را ارزیابی کند و نهایتا از آنها استفاده مؤثر نماید.

    در فرایند سنتی سوادآموزی بیشتر وقتها فرد/افراد دیگری تشخیص داده اند که ما به چه اطلاعاتی نیاز داریم، آنها را برای ما پیدا کرده اند و حتی برای ما تحلیل کرده اند و ما فقط کافی است از آنها استفاده کنیم ( بیشتر وقتها یعنی حفظ کنیم).

    برای ارزیابی و استفاده مؤثر از اطلاعات یافته شده یک فرد نیاز به توانایی تفکر و تحلیل منتقدانه مفاهیمی چون سود، هزینه، محدودیتها، مسائل، پتانسیلها و نقاط قوت و ضعف منابع مختلف دارد. برای یافتن اطلاعات مورد نیاز فرد باید بتواند منابع مختلف را مکانیابی کند و روشهای دسترسی به آنها را یاد بگیرد. که در این زمینه آخر تحت عنوان جستجوی اکتشافی در این وبلاگ به تفصیل خواهم نوشت. ولی از همه مهمتر و نقطه شروع فرایند اینست که فرد بتواند تشخیص بدهد نیاز اطلاعاتی دارد یا به عبارت دیگر میزان اطلاعاتی که دارد برای رسیدن به هدفش کافی نیست.

    آنکس که نداند که نداند…

    شما چقدر خود را در این زمینه باسواد می دانید؟ یا به عبارت دیگر چقدر به موقع تشخیص می دهید که نیاز اطلاعاتی دارید؟ چطور اطلاعات مورد نیازتان را پیدا می کنید؟ آیا آنها را با تفکر انتقادی تحلیل می کنید؟ آیا از اطلاعاتی که یافته اید به نحوی کارآمد استفاده می کنید؟
    دانش آموزان/دانشجویان چقدر از سیستم آموزشی ما با سواد اطلاعاتی بیرون می آیند؟ اصولا این سواد را کجا باید فرا گرفت؟ آیا به یک نهضت سوادآموزی اطلاعاتی نیاز داریم؟
  • حیوان اطلاعات خوار

    “همه آدمها به طور طبیعی به دنبال دانش هستند.” ارسطو
    ولع آدمیزاد برای جمع آوری و استفاده از اطلاعات در جهت تطابق با مسائل زندگی روزمره اش، هسته ای مرکزی از روانشناسی او را تشکیل می  دهد. جورج میلر روانشناس آمریکایی انسان را موجودی اطلاعات خوار (informavore) می نامد یعنی گونه ای که برای تطابق با جهان هستی به جمع آوری و ذخیره اطلاعات می پردازد.
    در سال 2009 مقدار اطلاعات دیجیتال تولید و منتشر شده توسط بشر 800 میلیارد گیگا بایت بود که این عدد در سال 2010 1200 میلیارد گیگا بایت (اکسا بایت) پیش بینی می شود. یعنی مثلا چیزی حدود 4 میلیارد هارد دیسک پر با ظرفیت 320 گیگا بایت و بعد اهل فن پیش بینی کرده اند که این عدد تا سال 2020 چهل و چهار برابر خواهد شد.
    ممکن است بپرسید خوب که چی؟! این مثل این می ماند ( این مثال خیلی دقیق نیست ولی بهتر از این پیدا نکردم) که به شما 500 میلیارد دلار و یک هفته وقت برای خرج کردنش بدهند! حجم و تنوع اطلاعاتی که تکنولوژی امروزه در اختیار ما قرار می دهد و قدرت و اختیاری که به همراه آن می تواند بیاید، نسبت به زمانی کمی (عمرمان) که برای استفاده از آن داریم خارج از تصور من است. صد البته که خیلی از آدمها هنوز informavore نشده اند ولی اگر شما این وبلاگ را می خوانید و احتمال می دهید که  ژن شما ممکن است در این مسیر تکامل یافته باشد، به خواندن ادامه بدهید.

    نکته در اینجاست که اگر نظریه جورج میلر درست باشد و ما از نظر ژنتیکی طوری تکامل پیدا کرده باشیم که یافتن، ذخیره و انتقال اطلاعات بخشی از وجود ما شده باشد با این حجم اطلاعاتی که تولید می شود چه باید بکنیم؟
    ما  اطلاعات مصرف کنیم و اطلاعات هم توجه ما را! بله اطلاعات توجه دریافت کننده اش را مصرف می کند. از اینرو ثروت اطلاعات فقر توجه می آفریند! و همینطور نیازی برای اختصاص دادن کارآمد این توجه محدود به آن اقیانوس نامحدود اطلاعات.
    در دنیای امروز سؤال مهم یافتن اطلاعاتی که به دنبالش هستیم نیست(چون اگر اطلاعاتی  موجود باشد احتمالا می توان آنرا یافت) بلکه سؤال اساسی حداکثر کردن بازگشت سرمایه در جستجوی اطلاعات است. بازگشت سرمایه در اینجا یعنی ارزش مورد انتظار از دانش بدست آمده تقسیم بر هزینه انجام شده برای کسب آن.
    در این وبلاگ من ممکن است واژه هایی را زیاد استفاده کنم که فکر می کنم تعریف دقیق آنها به خواننده برای فهم منظورم کمک خواهد کرد:
    • اطلاعات: هر تفاوتی که در درون خود یا در محیط برداشت می کنید می تواند اطلاعات باشد. یا به عبارت دیگر هر وجهی از واقعیت که به آن توجه می کنید.
    • نیاز اطلاعاتی: یعنی تشخیص اینکه دانش شما برای رسیدن به هدفی که دارید ناکافی است.
    • جستجوی اطلاعات: تلاشی آگاهانه برای بدست آوردن اطلاعات در پاسخ به یک نیاز اطلاعاتی.
    • رفتار اطلاعاتی: شامل جستجوی اطلاعات و سایر رفتارهای غیر ارادی، انفعالی یا قصدی که در حول و حوش آن انجام می دهیم مانند برخورد با اطلاعات یا اجتناب از اطلاعات.
    در نوشته های بعد درباره جستجوی اطلاعات و انواع آن خواهم نوشت.