دسته: being

  • خودآگاهی چیست؟

    وبلاگ اطلاعات زیباست سعی کرده تا در مطلبی خودآگاهی یا consciousness را به تصویر بکشد:
    در این تصویر تعاریف مختلفی از بودیسم تا فیزیک کوانتوم دیده می شود که در نوع خود جالبند.
    به نظر من دقیقترین و قابل فهم ترین تعریف متعلق به تئوری افکار با اولویت (نظم؟) بیشتر (higher order theory) است. خودآگاهی جایی است که ما درباره فکرهای دیگرمان فکر می کنیم. این مفهوم را می توان با تئوری اطلاعات توضیح داد:
    فرض کنید که مغز شما یک کامپیوتر است که در ساده ترین حالت دارای یک پردازنده و مقداری حافظه است. این حافظه هم همانطور که می دانید دارای انواع مختلف است مثل هارد دیسک، رم (RAM) و کش (cache). هارد دیسک معمولا ظرفیت بسیار بیشتری از رم دارد و رم هم ظرفیت بسیار بیشتری از کش. حافظه کش در حقیقت در داخل پردازشگر تعبیه شده و به همین دلیل ظرفیت کمتر و قیمت بیشتری دارد و از همه مهمتر اطلاعتش با سرعت خیلی زیادی قابل دسترسی و پردازش برای پردازشگر می باشد. در مغز ما نیز خودآگاهی نقش کش را بازی می کند. خودآگاهی جایی است که اطلاعات برای پردازش (فکر کردن) به آنجا هدایت می شود. به علت ظرفیت محدود خودآگاهی است که ما در هر لحظه به چیزهای محدودی می توانیم فکر کنیم. مغز ما اگر بخواهد خاطرات دوران کودکی یا نگرانی از افزایش اجاره خانه را پردازش کند، ظرفیت حافظه خودآگاهی برای دربرگرفتن اطلاعات مربوط به دسته گلی که روی میزمان قرار دارد کم می شود.

     

  • یارو آدم نیست

    بعضی از دانشمندان معتقدند که اصولا خارج از علم و دانش ماست که دنیای درونی افرادی که کر و یا کور به دنیا می آیند را به طور کامل درک کنیم. به همین ترتیب برای آنها هم غیر ممکن است که از دنیای درون ما که چشم و گوش داریم با خبر بشوند، دنیایی که غرق در نور و صداست. این مشکل به تفاوتهای ظاهری مثل داشتن گوش و چشم ختم نمی شود. وقتی کسی با ما در پیشینه و عقاید و احساسات و عکس العملهایش تضاد فاحشی دارد و به عبارت دیگر خودمان را نمی توانیم در وجود او ببینیم، دیگر حتی قبول این فرض که آن شخص هم در زمینه های مهمی مثل ما است دشوار می گردد و “بنی آدم اعضای یک پیکرند” شعری می شود نوشته بر سردری و خلاصه اینکه به راحتی نتیجه می گیریم که “یارو آدم نیست”.
    شکست ما در درک واقعیت درونی یک فرد دیگر، چیزی از واقعی بودن آن واقعیت و یا اهمیتش برای آن فرد کم نمی کند ولی این شکست و بدنبال آن سلب انسانیتش، معمولا زمینه را برای انواع خشونت ایجاد می کند. همان کاری که آدمها با خیلی موجودات دیگر که به ظاهر آدم نیستند می کنند.