چگونه به یک درخت نگاه کنیم؟
از دور. از خیلی دور. از جایی که برگهایش با شاخههایش و با ساقههایش و با تنه اش یکی دیده میشوند. مثل یک نقاشی سیاه قلم.
از زیر. اگر بتوانی پهلو به پهلوی تنه اش بایستی و سرت را بالا بگیری. آسمان را به رنگ شاخههایش میبینی و برگهایش را به رنگ آسمان.
در بهار. که شاخه ها آبستن برگند.
با ماندن قطره های باران روی برگهای درخت.
با جستجوی تعداد برگهای درخت روی اینترنت.
در زمستان. روی زمین. هر جا که برگ زردی ریخته باشد درختی می بینی. درختی که برگهایش را رها میکند.
توی نهر آب. درخت با جریان آب می ماند و می لرزد و می رود.
در باد. شاید درخت واقعا میخواهد با باد برود. مثل خیلی چیزهای دیگر.

در آنجا که هیچ درختی نیست. یا آنجا که قبلا درخت بوده است. یا آنجا که بعدا درخت خواهد بود.
چگونه به یک درخت نگاه کنیم؟
با دست. با لمس پوست صاف یا ترک خوردهاش.
با ندیدن ریشهاش.
چگونه به یک درخت نگاه کنیم؟
با چشم کسی که از درخت عکس می گیرد.
یا از درخت بالا می رود. برای چیدن میوه اش. یا بستن تابش یا محکم کردن دارش.
با دستی که شاخه ها را هرس می کند.
با دستهای کارگرانی که صدها درخت می کارند. توی پارکها، وسط بزرگراهها و بالای قبر کسی که تازه دفن شده است.
با گوش کردن به موسیقی باد لابلای برگهایش.
با نشستن زیر درخت. در سایه درخت. یا در حضور درخت.
چگونه به یک درخت نگاه کنیم؟
با پنهان شدن پشت درخت.
با دستان معتادی که کیسه موادش را لای شاخهها می گذارد.
چگونه به یک درخت نگاه کنیم؟
با باز کردن یک پنجره. با نشستن روی یک نیمکت چوبی.
با شمردن حلقههای عمر درخت.
با آب دادن به درخت. با کود دادن به درخت. با دل بستن به درخت.
با اندیشیدن به درخت. به آن درخت. یا به مفهوم درخت. یا به بوی خاک اره که از سالها پیش در ذهنت مانده است.
با نوشتن شعری روی یک صفحه کاغذ.
با روشن کردن یک کبریت.
چگونه به یک درخت نگاه کنیم؟
با بیرون کشیدن درخت از خاک. درختی که خشک شده و حالا باید جایش درخت دیگری کاشت.
