بعضی از دانشمندان معتقدند که اصولا خارج از علم و دانش ماست که دنیای درونی افرادی که کر و یا کور به دنیا می آیند را به طور کامل درک کنیم. به همین ترتیب برای آنها هم غیر ممکن است که از دنیای درون ما که چشم و گوش داریم با خبر بشوند، دنیایی که غرق در نور و صداست. این مشکل به تفاوتهای ظاهری مثل داشتن گوش و چشم ختم نمی شود. وقتی کسی با ما در پیشینه و عقاید و احساسات و عکس العملهایش تضاد فاحشی دارد و به عبارت دیگر خودمان را نمی توانیم در وجود او ببینیم، دیگر حتی قبول این فرض که آن شخص هم در زمینه های مهمی مثل ما است دشوار می گردد و “بنی آدم اعضای یک پیکرند” شعری می شود نوشته بر سردری و خلاصه اینکه به راحتی نتیجه می گیریم که “یارو آدم نیست”.
شکست ما در درک واقعیت درونی یک فرد دیگر، چیزی از واقعی بودن آن واقعیت و یا اهمیتش برای آن فرد کم نمی کند ولی این شکست و بدنبال آن سلب انسانیتش، معمولا زمینه را برای انواع خشونت ایجاد می کند. همان کاری که آدمها با خیلی موجودات دیگر که به ظاهر آدم نیستند می کنند.     

مشترک خبرنامه شوید

با عضویت در خبرنامه می‌توانید از نوشته‌های جدید باخبر شوید.

دیدگاه‌ها

دیدگاه شما چیست؟

آخرین نوشته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها