take it easy

“میخواستم اگه بشه و لطف کنین مطلبی رو در مورد “سخت نگرفتن” مسائل و آدمایی که با مسائل خیلی سخت برخورد میکنن و اینکه این آدما چطور میتونن این مسئله رو در خودشون تشخیص بدن و رفع کنن این ایراد رو بنویسید. (نمیدونم نظر شما چیه ولی بنظر من واقعاً ایراد بزرگیه)”

اینجا می خواهم یک نمونه از سخت گیری خودم را در مورد کسی که این سؤال را پرسیده است نشان بدهم.

“آدما؟”

“آدمایی که با مسائل خیلی سخت برخورد میکنن؟”

اولین چیزی که من از این سؤال برداشت می کنم اینست که موجودی که این سؤال را مطرح کرده یا یکی از خدایان یونان باستان بوده است یا یک ربات بسیار پیشرفته که وظیفه دارد اطلاعاتش را درباره “آدمها” تا جایی که می تواند کاملتر کند تا بتواند یک طرح جامع برای یک جامعه ایده آل در مریخ ارائه بدهد. یا یک آدمی که خیلی سخت می گیرد.

این مطلب و این مطلب و این مطلب و این مطلب و بقیه مطالب این وبلاگ را برای این نوشتم که من هم مثل خیلی های دیگر از سخت گرفتن رنچ بسیار کشیده ام. حالا اگر مطالب فوق به شما که آدم سخت گیری هستید کمک نکرده اند، این مطلب را می نویسم که احتمالا باز هم کمکی به سخت گیری شما نخواهد کرد.

در طول تاریخ همیشه آدمهایی بوده اند که سخت می گرفته اند و آدمهایی بوده اند که خیلی سخت می گرفته اند. تفاوت این دو گروه همیشه در این بوده است که آدمهای گروه اول برای زندگی خودشان سخت می گرفته اند و گروه دوم برای زندگی دیگران. مثلا کسانی که فکر می کرده اند (یا می کنند) آدمها باید غذای سالم بخورند. آدمها باید با یکدیگر مهربان باشند. آدمها باید محیط زیست را آلوده نکنند. آدمها باید سخت نگیرند. و الخ.

سخت گیری من این است که:

آدمها باید از تجربه شخصی خودشان حرف بزنند.

یا

آدمها باید آدم باشند.

من خیلی وقتها خیلی چیزها را سخت گرفته ام. هنوز هم می گیرم. زندگی سخت است. از زندگی همه آدمها خبر ندارم ولی زندگی برای من سخت است. جدی. من نسب به خیلی ها زندگی بسیار راحتی دارم. تقریبا کار نمی کنم. در فضای خیلی زیبا و راحتی زندگی می کنم. در سلامت کامل به سر می برم. در حال حاضر هیچ خطری تهدیدم نمی کند. ولی باز هم زندگی برایم کار سختی است. حتی روزی سه بار غذا خوردن و شش بار توالت رفتن می تواند زندگی را سخت کند. صبح بیدار شدن و از توی تخت بیرون آمدن هم همینطور. و هر چه می گذرد سخت تر می شود. چهل سال است که دارم این کار را می کنم. دیگر جذابیتش را از دست داده است. خدا می داند تا به امروز چند بار قورمه سبزی یا آبگوشت -که غذای مورد علاقه ام هستند – خورده ام. دیگر آن جذابیت سابق را ندارد. هر روز صبح از خودم می پرسم چرا باید از تخت بیرون بروم؟ نه جدی؟

در این حالت اگر کسی پیدا شود و به من بگوید که “ای بابا سخت نگیر” رکیک ترین و زننده ترین چیزی را که در آن لحظه به ذهنم برسد در جوابش خواهم گفت.

اصلا سخت گرفتن یعنی چی؟

ده نشانه اینکه زندگی را سخت می گیرید:

1- از علی سخاوتی می خواهید که درباره یک مسئله کلی بشری بدون اینکه تجربه فردی خودتان را مطرح کنید، مطلب بنویسد.

2- هدف دارید.

3- آسیب پذیر نیستید. یا سعی می کنید نباشید.

4- یک چیز را با یک چیز دیگر مقایسه می کنید.

5- درباره مسائل کلان نظر می دهید.

6- زمان را نکشته اید.

7- دندان هایتان را در خواب یا بیداری به هم فشار می دهید.

8- بیشتر از 99 درصد مواقع نگران هستید.

9- خودتان را بیان نمی کنید.

10- فرمانبردار هستید.

11- سعی می کنید دیگران از شما خوششان بیاید.

سخت نگرفتن یعنی چی؟

یا

آدم بودن یعنی چی؟

مجسمه سخت نگرفتن
مجسمه سخت نگرفتن

در زندگی من مثل هر آدم دیگر در هر لحظه چیزهای مختلفی وجود دارد. احساسات مختلف. آرزوهای مختلف. ترسهای مختلف. اطلاعات مختلف. وسایل مختلف. ایده های مختلف. باورهای مختلف. خوردنیهای مختلف. آدمهای مختلف. و الخ.

هر وقت که فضای خالی بین این چیزهایی که در زندگی من وجود دارد کم می شود می توانم بگویم که دارم زندگی را سخت می گیرم. درست مثل یک جسم جامد که فاصله بین مولکولهایش کم است. “سختی” یک جسم رابطه مستقیمی ( و معکوس) با فاصله بین مولکولهای آن دارد. مثلا کسی که در مورد غذا خوردن سخت می گیرد یعنی فاصله بین باور/خواسته اش از غذا و غذایی که عملا در دسترسش وجود دارد کم است و می خواهد این فاصله را حفظ کند. درست مثل یک تکه شیشه که فاصله بین مولکولهایش کم است و اگر این فاصله بخواهد افزایش پیدا کند منجر به شکسته شدن شیشه می شود.

بعضی ها زندگی را سخت می گیرند. بعضی ها زندگی را سخت نمی گیرند. بعضی چیزها سخت هستند. بعضی چیزها نرم. بعضی چیزها می شکنند. بعضی چیزها هم مثل قطرات آب جاری می شوند و با پیمودن هزاران پیچ و خم به اقیانوس می رسند. یا نمی رسند.

با الهام از:

Take it easy BY Eagles

lyrics:

Well, I’m running down the road
tryin’ to loosen my load
I’ve got seven women on
my mind,
Four that wanna own me,
Two that wanna stone me,
One says she’s a friend of mine
Take It easy, take it easy
Don’t let the sound of your own wheels
drive you crazy
Lighten up while you still can
don’t even try to understand
Just find a place to make your stand
and take it easy
Well, I’m a standing on a corner
in Winslow, Arizona
and such a fine sight to see
It’s a girl, my Lord, in a flatbed
Ford slowin’ down to take a look at me
Come on, baby, don’t say maybe
I gotta know if your sweet love is
gonna save me
We may lose and we may win though
we will never be here again
so open up, I’m climbin’ in,
so take it easy
Well I’m running down the road trying to loosen
my load, got a world of trouble on my mind
lookin’ for a lover who won’t blow my
cover, she’s so hard to find
Take it easy, take it easy
don’t let the sound of your own
wheels make you crazy
come on baby, don’t say maybe
I gotta know if your sweet love is
gonna save me, oh oh oh
Oh we got it easy
We oughta take it easy

۱ دیدگاه در “take it easy

  1. سلام …سخت گیری فقط وفقط یه وسواس ذهنی هستش که گاهی چنان فشاری از نظر روحی به آدم وارد میکنه که تبدیل میشه به یه اضطراب …فک نمیکنم این حس رو شما بفهمید …یه حس فلج شدن روحی ومنصرف شدن از کاری که میخواستی بکنی …ربطی به نوع زندگی خانواده نداره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *