بایگانی دسته: Uncategorized

Free Rice

Please help me. Either this idea is outrageously stupid or I am totally ignorant.

There is this game called Free Rice. They say it’s a win-win game. You learn English vocabulary and starving children in Africa get food. They get free rice.

Now the question is where is this rice? Does “World Food Prgramme” has this rice stored in its warehouses somewhere already? If so, why don’t they just go ahead and give it to hungry children? Why should a child continue to starve until I or some other free internet hero play and win this stupid game? Unless there is no rice and my learning English vocabulary creates an unknown energy in the universe which in turn generates rice out of nowhere! Please enlighten me. How does this really work?

a hungry child

Oh, I can play other subjects as well. Like human anatomy.

Where in the human body do you find the “gluteus maximus” muscle?

The chest

The buttock

The knees

The thighs

 

If you didn’t know that the right answer is “the buttock” you just made a hungry child suffer by not getting 10 grains of free rice from WFP. How did I not know that anatomy is this important when it comes to hunger?

Come on! The starving world is waiting for you to memorize English vocabulary or human anatomy or any other subject that WFP is supporting right now.

کارگاه یک روزه ریزکسب

من در روز پنجشنبه، پنجم مرداد ماه، کارگاهی با عنوان “ریزکسب” یا Micro-Business خواهم داشت.

کارگاه ریزکسب

برای دریافت بروشور کارگاه و ثبت نام بر روی تصویر فوق کلیک کنید

 

پیام اصلی این کارگاه اینست که کارآفرینی به ویژه کارآفرینی فردی در آینده نه چندان دور، بیشتر یک ضرورت اجتناب ناپذیر خواهد بود تا یک امر سلیقه ای یا انتخابی. برای ما که در عصر انقلاب اطلاعات (این را یک میلیون بار تا به حال تکرار کرده ام!) زندگی می کنیم، فرصتهای بی نظیری برای راه اندازی یک کسب (Business) وجود دارد که شاید تا همین چند سال پیش وجود نداشت. این فرصت طلایی در عین حال برای خیلی ها به معنای بیکار شدن و بیکار ماندن است.

اگر شما هم مثل خیلی های دیگر همیشه دوست داشته اید که برای خودتان کار کنید، اگر از انجام کار تکراری و بی معنی خسته شده اید، اگر درآمد ثابت و حقوق آخر ماه راضیتان نمی کند و اگر می توانید باور کنید که بدون

سرمایه زیاد،MBA ، شرکای توانمند، رانت، شانس، نمایندگی انحصاری، بازاریابی هرمی،

کلاهبرداری، قاچاق، فیزیک کوانتوم، تصویرسازی ذهنی یا قورت دادن قورباغه

می توان کسب موفقی را راه اندازی کرد، شرکت در کارگاه ریزکسب برایتان مفید خواهد بود.

کارگاه یک روزه ریزکسب در تاریخ پنجم مرداد ماه برگزار می شود و ظرفیت آن پانزده نفر است. اگر می خواهید در این کارگاه شرکت کنید توصیه می کنم که قبل از هشتم تیرماه و با تخفیف چهل درصدی ثبت نام کنید.

 

 

مازوخیسم، لذت طبیعت گردی و قله الوند

جمعه قبل وقتی چند صد متر آخر قبل از قله الوند را طی می کردم به این نتیجه رسیدم که در طبیعت جاهایی هست که قرار نیست ما آدمها به آنجا برویم. حداقل در تمام فصول. بدن آدم برای تحمل سرمای زیاد ساخته نشده است.دلیل آن هم بازار این همه وسایل گران قیمت کوهنوردی است که قیمت آنها با پایین رفتن دما بالا می رود. کت پر: 600 دلار. ژاکت گورتکس: 500 دلار. ژاکت پولار 300 دلار. دستکش: 100 دلار. پوتین گورتکس: 300 دلار. پوتین دو پوش: 800 دلار. شلوار گورتکس: 300دلار. عینک: 350 دلار. کیسه خواب: 300دلار.

نزدیکی قله الوند – همدان

البته داشتن و پوشیدن همه این وسایل هیچ تضمینی برای اینکه یخ نزنید، نیست. وقتی یک طوفان با سرعت 80-90 کیلومتر در ساعت، ذرات برف و یخ را به صورت شما می کوبد، از خود می پرسید که در ارتفاع 3500 متری چه غلطی می کنید. یکی از همراهان ما فریاد می زد: “گه خوردم!” خداییش هدفتان از چنین سفری چه بوده است؟ لذت بردن از طبیعت؟ چه کسی می تواند در سرمای کشنده و طوفان از طبیعت لذت ببرد؟ زیباییهای طبیعت را 1000 متر پایین تر خیلی بهتر می توان دید و از آنها عکس گرفت. چالش طبیعت و غلبه بر آن؟ آیا فتح قله های بلند در سرمای کشنده به زندگی آدم معنا می دهد؟ شاید. شاید به همین دلیل است که به کسانی که موفق به فتح این قله ها می شوند، مدرک اعطا می کنند. درست مثل کسانی که از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل می شوند. هیجان مواجهه با مرگ؟ مواجهه با مرگ به راستی کار پر هیجانی هست که در صورت موفقیت آمیز بودن تا مدتها خاطره خوبی به جا خواهد گذاشت.

زیباییهای طبیعت هزار متر پایین تر از قله الوند

پس از سفر نئور به سوباتان که نزدیک چهل کیلومتر پیاده روی داشت، یکی از همراهان ما با صداقت به همه گفت که این کاره نیست و از این به بعد برای سفرهای طبیعت گردی دعوتش نکنند. فقط تایلند و جاهای مشابه. سواحل خوش آب و هوا. چه اشکالی دارد که دهها هزار نفر از جمله تنبل ترین و شکم گنده ترین آدمها هم به همانجا سفر کنند؟ این احساس در نزدیکی قله الوند به من دست داد. Know Thyself.

در برابر باد شدید

کره زمین هر چند که نسبت به کل جهان هستی نقطه کوچکی است ولی نسبت به اندازه بدن ما آدمها جای بزرگی است. به جای بالا رفتن از نقاط مرتفع زمین می توان در عرض زمین حرکت کرد و از نقاط خوش آب و هوای آن لذت برد. جایی که نیاز به تجهیزات گران قیمت و فنون خاص برای زنده ماندن نباشد. کارگاه برف و یخ؟؟ مثلا همین سواحل تایلند را که من قرار است تا چند وقت دیگر کشف کنم در نظر بگیرید. دمای 28 درجه بهتر است یا منفی ده درجه؟ نسیم اقیانوس را ترجیح می دهید یا طوفان کشنده 100 کیلومتر در ساعت؟ تی شرت 5 دلاری یا ژاکت گورتکس 500 دلاری؟ انتخاب با خود شماست. Know Thyself.

من هنوز به طور قطعی برای صعود زمستانی بعدی تصمیم نگرفته ام ولی حدس می زنم ضربه های مگس کش خیس یک دختر تایلندی بر روی شن های سفید یک ساحل زیبا را بر ضربه های یک طوفان سخت و سرد در ارتفاعت بالای سه هزار متر ترجیح بدهم.