بهترین ایده برای آغازگری

هر آدمی در هر مقطع زمانی یک ایده با اولویت بالا دارد. این ایده ممکن است از زمانی به زمان دیگر تغییر کند ولی در یک آن معمولا فقط یک ایده است. این ایده را ایده اول می نامیم.
روش شناسایی ایده اول
از مشخصات ایده اول اینست که هر وقت که بیکار می شوی یا افکارت آزاد می شود یا ناخودآگاه به فکر می روی به ان ایده اول فکر می کنی. یک راه آسان و مطمئن برای شناسایی این ایده دوش گرفتن است. بله دوش گرفتن. آدمها همیشه زیر دوش به ایده اول خود فکر می کنند. این ایده هر چیزی می تواند باشد. مسافرت آخر هفته، قسط خانه، جر و بحث دیروز با یک همکار، امتحان هفته بعد، خریدن یک لباس و …
حالا نکته مهم اینست که خیلی وقتها ما دوست نداریم یا نمی خواهیم که ایده زیر دوش ایده اول ما باشد. ما ایده دیگری داریم که می خواهیم آن اول باشد. ولی نیست. صرف نظر از اینکه ما چی می خواهیم، فکر ما به طور ناخودآگاه با اولویت بیشتری(و نه فقط زیر دوش) به ایده اول اختصاص می یابد و ما از فکر کردن به چیزی که می خواهیم باز می مانیم. به همین سادگی.
ایده اول برای ذهن ما جعبه ای درست می کند که ما درون آن جعبه فکر می کنیم. درون آن جعبه جستجو می کنیم و درون آن جعبه راه حل پیدا می کنیم. مثلا اگر من دوست داشته باشم که ایده اولم یک سفر به جزایر قناری باشد ولی زیر دوش به خریدن ماشین فکر کنم به احتمال زیاد ذهن من قادر به پیدا کردن یک راه حل برای مساله اول نخواهد بود.
به نظر من ایده اول بهترین ایده برای آغازگری است. اصولا بهتر است کاری را برای آغاز کردن انتخاب کنیم که ذهن ما به طور خودآگاه و ناخودآگاه به آن می پردازد و برای مشکلات پیرامون آن راه حل پیدا می کند.
حالا مساله اینست که چکار باید کرد که ایده ای که می خواهیم، به عنوان ایده اول در ذهن ما مطرح باشد و به همان در زیر دوش فکر کنیم؟
خیلی ها حتی نمی دانند که ایده اولشان چیست؟ همینکه بدانید ایده اول شما چیست خودش آغاز خیلی خوبی است. کافیست دوش بگیرید. بعد ببینید که زیر دوش به چی فکر می کنید. بعد اگر این ایده چیزی نیست که شما واقعا می خواهید ایده اول شما باشد، پس احتمالا نیاز دارید که یک چیزی را تغییر بدهید.

2 دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.