آدم ناراحت

ما آدمها یک وجه مشترک بزرگ داریم و آن هم اینست که یک لیست بلند بالا و متنوع از چیزهای مختلف داریم که آنها را می خواهیم.

ماشین سواری، قد بلند، سکس فراوان، پول زیاد، غذای خوشمزه، سفر فرنگ، توجه و محبت به میزان نامحدود، آیفون چهار، شهرت، فرزند صالح، عشق، مدرک دکترا، اندام متناسب، چهره ای جذاب و الخ. هیچ موجود زنده ای به جز انسان این همه چیز نمی خواهد.

خبر بد اینست که ما در طول زندگیمان بیشتر چیزهایی را که می خواهیم نمی توانیم بدست بیاوریم. چیزهایی را هم که به دست می آوریم معمولا دیگر نمی خواهیم.

ما در عصری زندگی می کنیم که به راحتی می توانیم بفهمیم چه کسانی (یا حداقل چند نفر) چیزهایی را که ما می خواهیم دارند. می توانیم با چیزهایی آشنا بشویم که قبل از دیدنشان از وجود آنها هم بی خبر بوده ایم ولی حالا که تصویر آنها را از تلویزیون دیده ایم می خواهیمشان. با یک جستجوی ساده بر روی گوگل می توان فهمید که چند نفر آیفون چهار دستشان می گیرند. رسانه های مختلف به طرق مختلف چیزهایی را که ما می خواهیم( یا خواهیم خواست) به همراه کسانی که آنها را دارند به ما نشان می دهند. بزرگترین خانه دنیا، زیباترین دختر(دختر شایسته) جهان، گرانترین ماشین دنیا، پولدارترین مرد جهان، سریعترین دونده دو 100 متر، گرانترین فوتبایست جهان، بزرگترین کیک تولد و …

یکی از قدرتمندترین زنان جهان

بعد از مدتی که چیزهایی را که می خواهیم به دست نمی آوریم، ناراحت می شویم. این هم خصوصیت دیگری است که مختص ما آدمهاست. هیچ موجود زنده دیگری از اینکه نمی تواند چیزی را که می خواهد بدست بیاورد ناراحت نمی شود. مثلا آیا خری وجود دارد که از خوردن کاه به جای یونجه تازه ناراحت بشود؟ ولی ما آدمها ناراحت می شویم.

و ماجرا از اینجا آغاز می شود. “آدم ناراحت” اینگونه متولد می شود. خطرناکترین موجود روی کره زمین.

آسیبی که آدمهای ناراحت در طول تاریخ به تمدن بشری وارد کرده اند بسیار بزرگتر و گسترده تر از آسیبی است که حوادث طبیعی ممکن است ایجاد کرده باشند. رنج و درد و غمی که آدمهای ناراحت به آدمهای اطرافشان، شهرشان، محیط زیستشان، کشورشان و کل دنیا تحمیل می کنند غیر قابل اندازه گیری است.

“آدم ناراحت” کیست و این گونه از نسل بشر دقیقا از چه زمانی به وجود آمده و تکامل یافته است؟ تفاوتهای بارز یک آدم ناراحت با یک آدم خوشحال چه چیزهایی است؟

تشریح خصوصیات آدم ناراحت را به نوشته ای دیگر موکول می کنم ولی باید تاکید کنم که منظور من از آدم ناراحت یک آدم بیمار یا کسی که از نظر روانشناسان مشکل روانی دارد نیست. آدم ناراحت کسی است که چیزی را که می خواهد ندارد و علت نداشتنش را هم کس دیگری می داند. به عبارت دیگر براین عقیده است که مورد ظلم واقع شده است.

مثلا همین شلوغی های لندن و شهرهای دیگر انگلستان را در نظر بگیرید. یک عده آدم که تعدادشان هم کم نیست به خیابانها می ریزند و چیزهایی را که به دیگران تعلق دارد یا می دزدند و یا به آتش می کشند. آیا این آدمها همه روانی هستند؟ آیا فریب خورده اند؟ آیا همه آنها اراذل و اوباش هستند؟ چیزی که میان همه این آدمها مشترک است اینست که سیاستمداران و ثروتمندان را عامل فقر و بدبختی و بیکاری خودشان می دانند. سیاستمدارانی که آنها معتقدند به شکل دیگری غارتهای به مراتب بزرگتر می کنند.

نمونه یک آدم ناراحت

پس به طور خلاصه داستان اینگونه اتفاق می افتد:

ما اول یک چیزی را می خواهیم، بعد اگر نتوانیم آنرا بدست بیاوریم ناراحت می شویم. بعد اگر از طریق تلویزیون و اینترنت و ماهواره و اینترنت و پیامک بفهمیم که چیزی را که ما می خواهیم دیگران دارند خیلی بیشتر ناراحت می شویم. بعد که خیلی ناراحت شدیم بعضی چیزهایی که معمولا مال ما نیستند را از بین می بریم. این چیزها می تواند شیشه یک مغازه باشد یا زندگی چند خانواده در خمینی شهر. می تواند یک کتابخانه باشد یا یک رودخانه. می تواند نسل یک حیوان وحشی یا درختان یک جنگل باشد یا نسل رو به توسعه یک جامعه.

 

مطالب مرتبط:

من این توپو نداشتم

مطلب مرتبط بعدی:

هفت روش برای مواجهه با آدمهای ناراحت و دوازده روش برای تبدیل نشدن به یکی از آنها

یک دیدگاه

  1. هفت روش برای مواجهه با آدمهای ناراحت و دوازده روش برای تبدیل نشدن به یکی از آنها
    بذارش لطفا..

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.