برای هر مشکلی یک راه حل معنوی وجود دارد

و مشکل من؟

نوشتن یک مطلب دیگر بر روی این وبلاگ.

اضافه کردن چند بایت دیگر به اقیانوس خزعبلات اینترنت. یا برداشتن یک قدم دیگر. به کدام سمت؟ در کدام مسیر؟ با چه هدفی؟ نمی دانم. شاید با هدف نخ نما شدن. واقعی شدن. یا شاید با هدف جستجو و کشف و تغییر. در هر صورت مهم نیست. چیزی که مهم است این است که من یک مشکل دارم. من دوسال و نیم است که این مشکل را دارم و هیچ وقت هم از شدت آن کاسته نشده است. بعضی ها معتقدند که برای هر مشکلی یک راه حل وجود دارد.

 

برای هر مشکلی یک راه حل معنوی وجود دارد

مثلا آقای وین دایر معتقد است که “برای هر مشکلی یک راه حل معنوی وجود دارد.” شخص دیگری ممکن است ادعا کند که برای هر مشکلی یک راه حل نرم افزاری وجود دارد. یا یک راه حل مکانیکی. یا یک راه حل شیمیایی. یا یک راه حل پولی. و الخ. آقای مازلو معتقد است که هر کسی که تنها ابزارش چکش است همه مشکلات را به شکل میخ می بیند. به این ترتیب می توان گفت که برای هر مشکل کسی که فقط چکش دارد یک راه حل چکشی وجود دارد.

دو سال پیش ترجمه این کتاب را که تا کنون نخوانده ام به همراه ترجمه یک دوجین کتاب دیگر برای تحقیقی که هرگز انجام نشد خریدم.  آنرا نخواندم شاید چون با آقای دایر هم عقیده بودم. شاید هم چون در خودم نمی دیدم که خلاف نظریه اش را ثابت کنم. فرض کنید که کسی پیدا بشود که یک مثال نقض برای نظریه “برای هر مشکلی یک راه حل … وجود دارد” پیدا بکند. مطمئن باشید صاحب نظریه راه حلی برای آن مشکل ارائه خواهد داد. شک نکنید. “همیشه یک توجیه برای هر مثال نقض وجود دارد.” (این جمله قصار را خودم گفتم.) من ترجیح دادم که با نویسنده کتاب موافق باشم تا مخالف. البته بدون خواندن آن.

امروز حس کردم اگر تشک مبلی که رویش نشسته بودم کمی بالاتر بیاید باعث راحتی بیشتر خواهد شد. این مشکل را با قرار دادن چند جلد کتاب زیر تشک مبل حل کردم. و یکی از آن کتابها هم همین کتاب فوق الذکر بود. سعی کردم کتابهایی را که هرگز نخوانده بودم در اولویت قرار بدهم، اگرچه برای همسطح شدن تشکها مجبور شدم بعضی از کتابهایی که خوانده بودم را هم به دلیل ضخامت مناسبشان استفاده کنم. بین کتابهای شعر، تاریخ، داستان، روانشناسی و غیره تبعیضی قائل نشدم. تقریبا بیست کتاب برای همه تشکها استفاده شد. دیوان حافظ را به اصرار مادرم به کتابخانه برگرداندم.

 

مطلب مرتبط بعدی

چگونه درباره کتابهایی که نخوانده اید حرف بزنید

 

2 دیدگاه

  1. مشکلت نوشتن یک مطلب دیگر است؟
    نمیدانم شاید واقعا مشکل است
    اما لطفا به دلیل مشکل بودن رهایش نکن.
    خیلی کارها انجامشان مشکل است اما ما رهایشان نمیکنیم
    واقعیت این است که تو خوب مینویسی
    (حداقل میشود گفت نوشته هایت برای بعضی خوب است)
    و من نمیخواهم دیگر ننویسی
    پس از تو میخواهم ادامه دهی.
    این کار را یک کار مشکل ولی مفید بدان
    یک دفعه یاد زاییدن افتادم
    منتشر کردن افکار یه جورایی شبیه زاییدن است. چیزی را متولد میکنی
    زاییدن خیلی سخت است
    (میگویند)
    اما میتواند مفید باشد
    و تو چیزهای خوبی میزایی
    پس لطفا قطعش نکن

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.