نورأیی در حوزه زنان و زندگی چند ساحتی

بنیاد ملی نخبگان نخستین همایش با عنوان بالا و محورهای پایین را برگزار می کند:

1- توصیف زن آرمانی در ایران امروز از منظر تعدد نقشهای مورد انتظار.

2- چالشها و مشکلات زنان واجد چند نقش.

3- مهارت های لازم برای زندگی چند ساحتی.

4- بهبود شرایط زندگی متناسب با تعدد نقشهای زنان (تغییرات بیرونی مورد نیاز)

5- معرفی زنان موفق در ایفای چند نقش با هدف الگوسازی. فرد مدکور چگونه موفق به برقراری در میان نقشهای معتدد خود شده است؟ شما می توانید اقدام به نگارش تجربه موفق خود نمایید.

6- استخراج شیوه ها و تکتیکهای قابل تعمیم و تقلید از مصادیق زن موفق با زندگی چند ساحتی.

7- مواجهه از دیدگاه مردانه با این پدیده شامل چالشها، مسائل، الزامات و راهکارها.

7-1- مردان چه مشکلات و مسائلی با این زنان تجربه می کنند؟

7-2- بی آنکه بخواهیم رأی به حذف یکی از نقشها توسط زنان بدهیم، از موضع مردانه چه پیشنهادها یا ملاحظاتی را می توان ارائه داد؟

——————

از یک طرف من آخرین آدم واجد شرایط برای نوشتن چیزی برای این همایش هستم و از طرف دیگر عناوین بالا بیشتر از آن وسوسه کننده است که بتوانم جلوی خودم را بگیرم.

من از وقتی یادم می آید زنان دور و برم زندگی چند ساحتی داشتند. البته آنها روحشان هم خبر نداشت که به نوع زندگی که دارند چند ساحتی اطلاق می شود.

مثلا مادر مادرم که زن یک کشاورز رعیت (یعنی پدر بزرگم) بود در یک ساحت 14 شکم زاییده بود و در ساحت دیگر هشت تا از بچه ها را که زنده مانده بودند بزرگ کرده بود. در یک ساحت به پدر بزرگم سر زمین در کاشت و داشت و برداشت کمک می کرد. در ساحتی دیگر پاک کردن و خشک کردن و نگه داری محصولات کشاوزی را در زیرزمین خانه شان به عهده داشت. در یک ساحت از آب انبار آب می آورد. در ساحتی دیگر گاو می دوشید و ماست می زد و غذا می پخت. در یک ساحت حسابداری خانه را انجام می داد که دخل و خرج چنین خانواده بزرگ و فقیری جور بشود. در ساحتی دیگر برای پسرهایش خواستگاری می رفت و برای دخترها به فکر جهیزیه بود. و الخ.

و این تازه زندگی چند ساحتی زنی است که سقفی بالای سرش داشته و از نیمچه امکانات شهری برخوردار بوده است. من درباره زندگی چند ساحتی زن ایلاتی آن روزها (یا حتی همین روزها) هیچ ایده ای ندارم.

حالا اگر یک نفر پیدا بشود و به من بگوید که زن امروز به دلیل زندگی در “امروز” نقشهای متعدد دارد و زندگیش بنا به شرایط “امروز” چند ساحتی شده است، من در جواب می گویم:

give me a FU**IN break

مرد ایده آل وجود خارجی ندارد. زن ایده آل هم همینطور. مگر در مسابقه سالانه زن شایسته یا هر برنامه دیگری که بتواند تصویری ایده آل را در ناخودآگاه مخاطبینش تعریف کند. و کار به اینجا که برسد، نمایش مبتذل لنگ و پاچه با اظهار نظر سخیف درباره مسائل بغرنج سیاسی هم ارز می شوند.

من همان مشکلاتی را با مادر بچه ها تجربه می کنم که پدربزرگم با مادربزرگم تجربه می کرده است. یا پدربزرگ پدربزرگم با  مادر بچه هایش. آیا این مشکلات در چند ساحتی بودن زندگی زنم ریشه دارند؟ به هیچ وجه. مشکلات من با مادر بچه ها همیشه و همیشه ریشه در انتظارات غیر واقعی از هم و سوء تفاهم در گفتگو داشته و دارند. چیزی که خانم گیلبرت پس از مشاهده زندگی زنان و مردان روستاهای اندونزی، در کتابش مفصل به آن اشاره کرده است. پنجاه سال پیش زن و مرد، کمتر با هم حرف می زدند و انتظار درک متقابل از یکدیگر نداشتند. انتظار همه چیز برای هم بودن هم همینطور. زن مادر بچه ها بود. مرد پدر بچه ها. چرا؟ شاید چون هنوز کسی موفق نشده بود که ایده آلی را برایشان به تصویر بکشد.

PAS054r

تضاد منافع مابین من و مادر بچه ها به این مربوط نمی شود که او زندگی چند ساحتی دارد. بلکه به این مربوط می شود که ما هر دو انسان هستیم و بسیاری از مواقع برداشت توهم آلودی از عدالت داریم. چالشی که خودش را هم در جارو زدن خانه نشان می دهد و هم در پرداخت اجاره خانه و هم در استفاده از پهنای باند اینترنت. ولی خوب که چی؟ تضاد منافع بین افراد و گروه های مختلفی که به منابع مشترک دسترسی دارند همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهد داشت. یک روز فئودال ها بیشتر بر می دارند، یک روز تکنوکراتها. یک روز مذهبیون آزادی کمتری دارند، یک روز آزادی خواه ها. یک روز مردان اجازه دارند دست روی زنشان بلند کنند. یک روز زنان می توانند مردان را زندان بیندازند. و الخ.

زن و مرد دیروز فرصت داشتند تا بیشتر حرفهایشان را در طول روز با زنهای همسایه و مردهای بازار بزنند و شب که همدیگر را می بینند انتظاراتی می نیمال از هم داشته باشند. حالا به شکرانه تلگرام و گروه ها و کانالهای متعددش، محیط گفتگوی کوچه و بازار دوباره فراهم شده و به تبع آن مشکلات و چالشهای بین من و مادر بچه ها نسبت به دوران ما قبل تلگرام به طرز معجزه آسایی کاهش یافته است.

با الهام از:

There is a war between the rich and poor,
A war between the man and the woman.
There is a war between the ones who say there is a war
And the ones who say there isn’t.
Why don’t you come on back to the war, that’s right, get in it,
Why don’t you come on back to the war, it’s just beginning.

Well I live here with a woman and a child,
The situation makes me kind of nervous.
Yes, I rise up from her arms, she says “I guess you call this love”
I call it service.

Why don’t you come on back to the war, don’t be a tourist,
Why don’t you come on back to the war, before it hurts us,
Why don’t you come on back to the war, let’s all get nervous.

You cannot stand what I’ve become,
You much prefer the gentleman I was before.
I was so easy to defeat, I was so easy to control,
I didn’t even know there was a war.

Why don’t you come on back to the war, don’t be embarrassed,
Why don’t you come on back to the war, you can still get married.

There is a war between the rich and poor,
A war between the man and the woman.
There is a war between the left and right,
A war between the black and white,
A war between the odd and the even.

Why don’t you come on back to the war, pick up your tiny burden,
Why don’t you come on back to the war, let’s all get even,
Why don’t you come on back to the war, can’t you hear me speaking?
~ COHEN, LEONARD

2 دیدگاه

  1. راه حل برخورد با چنین همایشی می تواند این باشد که به جای جواب دادن به سوال هایی که این همایش مطرح میکند، خود سوال ها و پیش فرضهایشان را به چالش بکشیم. چون از خود سوالات پیداست که طراح مسائل بسیاری پیچیدگی های مسئله را درک نکرده است. نمونه به چالش کشیدن سوالات همین کاری است که شما کرده اید، یعنی به جای توصیف یک زن ایده آل، خود تصور چیزی به نام زن ایده آل را زیر سوال برده اید
    به نظر من افرادی که بنشینند و به مسائل مطرح شده پاسخ بدهند، با این فرض غلط وارد عمل شده اند که افراد برگزار کننده همایش تا این جای راه را به نحو قابل قبولی رفته اند. تا اینجای راه یعنی بررسی اهمیت موضوع، طراحی مسائل ها با داشتن درک درستی از مفاهیم جامعه، زن و چیزهایی از این دست

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.