دسته: پدیده شناسی

منطقه راحتی

خروج از منطقه راحتی یا کامفورت زون

منطقه راحتی (comfort zone) فضایی است که عناصر آن آشنا هستند و به آنها در طی یک زمان طولانی عادت کرده‌ایم. زندگی کردن در منطقه راحتی لزوما چیز بدی نیست. منطقه راحتی به زندگی سر و سامان می‌دهد و آشوب یک دنیای بزرگ را به نظم یک دنیای کوچک قابل زندگی تبدیل می کند. تا اینکه حس کنیم این دنیای کوچک منظم قابل زندگی، دیگر خیلی هم قابل زندگی نیست. اینجاست که حس می کنیم باید به سرزمینهای ناشناخته برویم و دنیای منظم قابل زندگی جدیدی بسازیم. بعضیها این فرایند نسبتا پیچیده را تغییر می نامند. همچنین بعضیها معتقدند برای… ادامه ←

خودکشی

وقتی نه می خواهی زنده باشی و نه می خواهی بمیری

زمانهایی هست که من ترجیح می دهم بمیرم. که زندگیم تمام شود. که دیگر وجود نداشته باشم. البته تا به امروز اقدام به خودکشی نکرده ام و قصد یا برنامه ای هم برای این کار ندارم. ولی واقعیت اینست که من همیشه به زندگی – به اندازه کافی – احساس تعلق نمی کنم. در جمله آخر تاکید روی همیشه است. منظورم از همیشه، همیشه است. یعنی صد در صد لحظات زندگیم. بیایید با هم روراست و صادق باشیم. آیا شما همیشه (مخصوصا از نظر عاطفی و روانی) به زندگی پیوند داشته اید؟ هیچ لحظه ای نبوده است که در آن… ادامه ←

کتابخانه

اسم من علی است. من یک معتاد به سلف هلپ هستم

اگر از صبح تا شب در سلف هلپ – ده روش برای XXX و صد و یک روش برای YYY – غوطه ورید، شما یک معتاد هستید. معتاد به سوء مصرف سلف هلپ. و ساقی شما هزاران نفر با ایده ها و روشها و مدلهایشان که آمده اند تا به شما کمک کنند که به خودتان کمک کنید. چقدر کمک!… ادامه ←