دسته: پدیده شناسی

کمال طلبی

کمال طلبی، طلب کمال یا اسمی با شکوه برای چیزهای نه چندان باشکوه

“من کمال طلبم.” یا “من آدم کمال طلبی هستم.”

بعید می دانم که ون گوگ این جمله را در حین کشیدن نقاشی گل آفتابگردان یا هر نقاشی دیگرش گفته باشد.

بعید می دانم که هر کسی که تا به امروز یک چیز به درد بخور خلق کرده است، این جمله را به خودش یا به دیگران گفته باشد.… ادامه ←

منطقه راحتی

خروج از منطقه راحتی یا کامفورت زون

منطقه راحتی (comfort zone) فضایی است که عناصر آن آشنا هستند و به آنها در طی یک زمان طولانی عادت کرده‌ایم. زندگی کردن در منطقه راحتی لزوما چیز بدی نیست. منطقه راحتی به زندگی سر و سامان می‌دهد و آشوب یک دنیای بزرگ را به نظم یک دنیای کوچک قابل زندگی تبدیل می کند. تا اینکه حس کنیم این دنیای کوچک منظم قابل زندگی، دیگر خیلی هم قابل زندگی نیست. اینجاست که حس می کنیم باید به سرزمینهای ناشناخته برویم و دنیای منظم قابل زندگی جدیدی بسازیم. بعضیها این فرایند نسبتا پیچیده را تغییر می نامند. همچنین بعضیها معتقدند برای… ادامه ←

خودکشی

وقتی نه می خواهی زنده باشی و نه می خواهی بمیری

زمانهایی هست که من ترجیح می دهم بمیرم. که زندگیم تمام شود. که دیگر وجود نداشته باشم. البته تا به امروز اقدام به خودکشی نکرده ام و قصد یا برنامه ای هم برای این کار ندارم. ولی واقعیت اینست که من همیشه به زندگی – به اندازه کافی – احساس تعلق نمی کنم. در جمله آخر تاکید روی همیشه است. منظورم از همیشه، همیشه است. یعنی صد در صد لحظات زندگیم. بیایید با هم روراست و صادق باشیم. آیا شما همیشه (مخصوصا از نظر عاطفی و روانی) به زندگی پیوند داشته اید؟ هیچ لحظه ای نبوده است که در آن… ادامه ←

آخرین دیدگاه‌ها